درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 27 دی 1394 :: نویسنده : احمد.ش

روز گذشته دادستانی تهران؛ در راستای مصوبات شورای عالی امنیت ملی، خبر تبادل چهار جاسوس دو تابعیتی امریکا در قبال بسته ای از امتیاز را منتشر کرد؛ چهار جاسوسی که محوری ترین فرد آن، جیسون رضائیان بود.

فارغ از اصل مبادله که موضوع بحث این نوشتار نیست؛ تبادل جاسوسان امریکایی تایید سخن متواتر دیپلمات های امریکایی است. کری، شرمن، آنتونی بلینکن، سخنگوی کاخ سفید و دیگر مسئولین امریکایی طی جلسات هسته ای با دیپلمات های ایرانی، بارها بر مذاکره در خصوص زندانیان امریکاییِ در ایران تاکید داشتند.

بطور مثال، شرمن در مصاحبه های مختلفی بر گفتگو در خصوص آزادی زندانیان امریکایی تاکید داشت. "تنها دو موضوع است که من در ملاقات‌ های دوجانبه متعددی که با طرف ایرانی داشتم مطرح می ‌کنم. موضوع هسته‌ ای، که در کانون همه گفتگوهای ما قرار دارد. موضوع دوم شهروندان آمریکایی ما هستند که در ایران در حبس به سر می برند."

امری که با تکذیب ضمنی وزیر خارجه دولت دکتر روحانی مواجه شد.  ظریف، گفتگویِ ویژه برای جاسوسان امریکایی را تکذیب و اظهار داشت در طول مذاکره مواقعی پیش می آید که به دلیل طولانی شدن بحث ها؛ برای رفع خستگی راجع به موضوعات مختلف نیز صحبت می شود؛ لکن بیان این مسایل به منزله مذاکره در خصوص آنها نیست.

اما آزادی جاسوسان امریکا؛ بار دیگر مشخص نمود وزیر امور خارجه ایران  قایل به حرکت در چارچوب قانون و دستورات رهبر فرزانه انقلاب نیست. امری که در موضوع گفتگوی وی با جان کری راجع به شیخ نمر و آزادی سریع 10 سرباز متجاوز امریکا به خاک کشورمان شاهد بودیم.

البته این اولین باری نیست که دکتر ظریف به کمک دوستان امریکایی خود می شتابد!؛ و ظاهرا به لطف دولت فخیمه ی دکتر روحانی، قرار نیست آخرین آنها باشد. ظریف در جریان رهایی گروگان های امریکایی در لبنان نیز، نقش محوری ایفا کرد. نقشی که امریکایی ها آن را فوق ارزشمند خواندند! گیاندومنیکو پیکو مقام امریکایی که از سوی سازمان ملل برای آزادی گروگان های امریکایی در ابتدای دهه 70 شمسی با طرف ایرانی مذاکره می کرد؛ گفت: "ظریف در گفت و گوهایی که منجر به آزادی ده ‌ها خارجی از سوی حزب الله در دهه1980 شد، مهره ‌ای «فوق ارزشمند» بود."

متاسفانه باید گفت؛ امروز درک گفتار افرادی نظیر گیاندومنیکو پیکو و یا خانم فینشتاین، رئیس کمیته اطلاعاتی سنای امریکا که مدعی است: "ظریف با ما بازی نمی‌ کند." برای ایرانیان بیش از پیش قابل فهم است.

فراموش نکنیم؛ رهبر فرزانه انقلاب در تعریف نفوذ به این مضمون فرمودند: نفوذ یعنی آنچه دشمن می خواهد را مسئولینی در داخل فکر کرده و عمل کنند.





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : ظریف، آزادی، جاسوس، امریکا، جیسون رضائیان، مذاکره، ارزشمند،
لینک های مرتبط :



کاری ندارم مجموع رشد نقدینگی کشور، در کمتر از دو سال استقرار دولت یازدهم، 320 میلیارد تومان افزایش یافت؛ حال آنکه همین رشد، در 8 ساله ی دولت های نهم و دهم، 312 میلیارد تومان بود! کاری هم ندارم کارشناسان اقتصادی نام چنین افزایش بی رویه نقدینگی را می گذارند؛ فاجعه!

در کار دولت هم دخالت نمی کنم، چرا مجموع دلار های بلوکه شده ایران، قبل از توافق بیش از 100 میلیارد دلار بود و پس از گذشتن خرِ توافق از پل مذاکره؛ به رقم 6 میلیارد دلار و سپس هیچ! کاهش یافت –بخوانید آب رفت-؛ اساسا به ما ربطی ندارد، تدبیر با یقینِ انجام توافق، دلارِ در خزانه نبوده! را پیش خور کرد.

جمله ی "انتظار نداشته باشید وضع اقتصادی به این زودی ها تغییر کند" را هم، نادیده می انگارم. فرض می کنم دکتر روحانی طی مصاحبه زنده ی پس از جمعبندی توافق وین؛ چنین چیزی نگفته!

اما سوالی به شدت ذهنم را به خود مشغول کرده؛

طبیعی است، رئیس دولتی که قصد چرخش چرخ سانتریفیوژ را، همراه با چرخیدن چرخ زندگی مردم دارد؛ و کفگیر مخارج زندگی شخصی اش قبل از دهم ماه، به کف دیگ می خورد؛ یکی از محوری ترین تلاش های خود را، متوجه کنترل و کاهش نرخ ارز کند.

با این حال؛ چرا بعدِ توافق ژنو، رئیس کل بانک مرکزی؛ مخالف کاهش قیمت دلار می شود؛ و دولت با سیاستی نرم؛ ظرف 730 روز، قیمت دلار دولتی را از 2479 تومان به 2976 تومان افزایش می دهد. اگر سیر صعود را بر همین منوال تصور کنیم؛ شش ماه دیگر؛ و تقریبا در روز اجرای توافق، شاهد دلار 3240 تومانی خواهیم بود؛ که با دلار آزاد تفاوتی ناچیز دارد!

با این وصف؛ خوش خیالی نیست، برخی انتظار کاهش قیمت؛ و ارزانی کالا و خدمات را می کشند؟

به راستی دولت هدف خود را گم کرده؛ یا اساسا مذاکره بهانه ای بود برای مقاصد سیاسی، انتخاباتی و به عبارتی برقراری رابطه با امریکا؟

باید از دولت پرسید؛ مذاکره و توافق کردید تا تحریم ها برداشته شود؛ یا هسته ای را تعطیل نموده و راه نفوذ دشمن را باز کنید؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : مذاکره، توافق، دلار، افزایش، انتظار، نقدینگی، روحانی،
لینک های مرتبط :


دکتر روحانی در دو بخشِ انتقادی سخنرانی توافق جامع؛ ابتدا شیوه ی مذاکراتی دکتر جلیلی را به تمسخر گرفت و در بخش دیگر، به تهدید منتقدان پرداخت.

وی گفت:

"ما برای حل موضوع و معضل هسته ای می بایست در بخش های مختلف قدم های لازم را برداریم؛ از لحاظ سیاسی می بایست تمهیدات لازم سیاسی را آماده کنیم و هم از لحاظ افکار عمومی، که بدانند مذاکره به مفهوم خواندن بیانیه ها نیست؛ مذاکره به معنای بده بستان است."

اما سوال های مطرح در خصوص بخش اول سخنان انتقادی روحانی از قرار ذیل است:

1-     چرا با وجود توافق جامع؛ دکتر روحانی هنوز موضوع هسته ای را، به عنوان معضل تلقی کرده و خواهان قدم برداشتن در راستای حل آن؛ در داخل کشور -و نه در خارج- است؟

2-     چرا روحانی با وجود گذشت دو سال از تبلیغات انتخابات؛ هنوز هم به شیوه ی مذاکراتی دکتر جلیلی می تازد؟

3-     مگر شیوه ی مذاکراتی جلیلی معضلی در مسیر اهداف دکتر روحانی است؟

4-     چرا روحانی علی رغم آنکه خود را پیروز میدان مذاکره می داند؛ خواهان تغییر نظر و نگرش مردم به شیوه ی مذاکراتی دکتر جلیلی است؟

5-     مگر نظر و نگرش غالب مردم؛ خلاف تصور دکتر روحانی است؟

بخش اول سخنان انتقادی دکتر روحانی را در اینجا ببینید





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : انتقاد، روحانی، جلیلی، بیانیه، مذاکره، آماده، افکار عمومی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 23 تیر 1394 :: نویسنده : احمد.ش

در ابتدا جا دارد از زحمات تیم ایرانی مذاکره کننده هسته ای تقدیر نمود؛ و در ادامه با توجه به محدودیت چندین ساله مترتب بر نظام اسلامی؛ به کالبد شکافی آنچه اتفاق افتاده پرداخت. از اینرو به بررسی مقدماتی گزاره برگ ایرانی از دید نویسنده می پردازیم.

1-      در اولین پاراگراف گزاره برگ سخن از به رسمیت شناختن برنامه هسته ای صلح آمیز ایران می شود. توجه به این نکته ضروری است که مابین «برنامه هسته ای صلح آمیز» و «غنی سازی» تفاوتی ماهوی وجود دارد. به این مفهوم که برنامه هسته ای، جمله ای کلی و قابل تفسیر است؛ و دال بر به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران نمی شود.

همین امر را می توان در خصوص شناسایی از سوی سازمان ملل متحد مشاهده کرد؛ با این تفاوت که تفسیر ایرانی آن «چرخه کامل سوخت و غنی سازی» در ادامه آورده شده.

2-      وقتی صحبت از برداشته شدن تحریم ها می شود؛ هرچند از حذف یکباره تحریم ها سخن به میان می آید؛ لکن همه این گفته ها در «قالب چارچوبه مورد توافق» است؛ که بر اساس آنچه در توافق ژنو و لوزان مشاهده شد؛ حذف یکباره را زیر سوال می برد و می توان به صراحت گفت حذف یکباره نمایشی بیش نیست.

3-      در ادامه بحث تحریم ها؛ ذیل صدور قطعنامه شورای امنیت، چند نکته قابل تامل مشاهده می شود:

الف- صدور این قطعنامه تنها شامل «بندهایی از تحریم های گذشته» می شود. از آنجا که این جمله بسیار مبهم است؛ باید منتظر نتایج مترتب بر آن بود.

ب- این قطعنامه با توجه به دو قید «ذیل ماده 25 منشور ملل متحد» و «ماده 41 منشور» برای ایران الزام آور و تخطی از آن موجب عقوبت بین المللی است.

ج- تصویب قطعنامه شورای امنیت قبل از تایید در کشور و تصویب در مجلس شورای اسلامی؛ تنها یک مفهوم می تواند داشته باشد؛ و آن فرمایشی بودن عمل مجلس و نظام است.

4-      توافق ژنو و لوزان نشان داد که؛ جمله کلیشه ای «ادامه به کار همه ی مراکز هسته ای» تنها شعاری بیش نیست؛ چرا که تعطیلی فردو و ماندن کاریکاتوری از آن؛ تعطیلی آب سنگین اراک؛ و ... این گفتار را به واژه ای خنده دار مبدل می کند.

هرچند نویسنده منکر این نکته نیست؛ در مذاکره، توقع تحقق همه ی خواسته ها، امری غیر ممکن است؛ لکن می بایست میزان داده ها در مقابل ستانده ها مورد توجه قرار گیرد.

5-      با اینکه آورده شده هیچ سانتریفیوژی برچیده نخواهد شد و قبل از آن به "حفظ زیر ساخت" اشاره شده؛ لکن طبق آنچه در لوزان اتفاق افتاد؛ زیر ساخت بیش از 14 هزار سانتریفیوژ باید برچیده شود.

6-      همانند توافق ژنو، از باقی ماندن راکتور آب سنگین سخن به میان می آید؛ لکن از زمان و هزینه تحمیل شده بر کشور هیچ سخنی به میان نمی آید؛ و گفته نمی شود راکتوری که طبق زمان بندی می بایست هم اکنون مورد بهره برداری قرار می گرفت؛ چه زمانی قابل استفاده خواهد بود؟ 10 یا 15 سال آینده؟

7-      هر چند در این گزاره برگ، ایران را به عنوان تولید کننده محصولات هسته ای معرفی می کند؛ و از مواد «غنی شده» و «آب سنگین» به عنوان چنین محصول یاد می شود؛ لکن هیچ اشاره ای نمی شود که اساسا ایران حق تولید آب سنگین را ندارد و ذخایر مواد غنی شده آن نباید از 300 کیلو گرم فراتر رود!

حال چگونه با توجه به عدم تولید؛ ایران جزو صادر کنندگان خواهد بود؟

آیا «صادرات»؛ پوششی برای خالی کردن دست ایران از این سرمایه های استراتژیک نیست؟

8-      توجه به این نکته ضروری است، لغو تحریم های اقتصادی و مالی در حوزه های بانکی، مالی، نفتی، گازی، پتروشیمی، تجاری، بیمه، حمل و نقل؛ به دو قید منوط گشته است:

الف- تحریم های یاد شده می بایست در زمره تحریم های هسته ای قرار گیرند.

ب- تحریم ها در ابتدای «اجرای توافق» لغو می شوند. در سخنان دکتر روحانی نیز مفهوم «اجرا» کاملا نا مفهوم بیان شد؛ بطوری که مشخص نیست لغو مصادف با اجرای تعهدات ایران که همان خروج آب سنگین؛ ذخایر سوخت از کشور و برچیدن زیر ساخت هسته ای و نابود کردن قلب راکتور اراک است؛ یا مورد دیگری بر آن مترتب می باشد.

9-      در خصوص لغو تحریم های موشکی هم دو پهلو گویی کاملا مشهود است. مشخص نیست بکار بردن جمله ی «در حوزه موشکهای طراحی شده برای سلاح هسته ای» شامل چه چیز می شود.

10-  لغو تحریم تسلیحاتی نیز شامل مبهم گویی است. «تحریم تسلیحاتی لغو و با برخی محدودیتها جایگزین خواهد شد»؛ در ادامه، منوط کردن امکان واردات یا صادرات اقلام دفاعی به قید «موردی»؛ براین ابهام می افزاید.

دومین نکته در تحریم تسلیحاتی؛ محدودیت 5 ساله است؛ ضمن اینکه به ملزمات این لغو هیچ اشاره ای نمی کند؛ به این مفهوم که آیا این تحریم بطور اتوماتیک پس از 5 سال لغو می شود و یا در این بخش نیز ایران تعهداتی را پذیرفته که لازمه این لغو خواهد بود.

11-  در این متن؛ ممنوعیت تحریم اقلام، با کاربرد دوگانه لغو گردیده است؛ لکن خرید های ایران می بایست از طریق کمیسیونی مشترک با 5+1 انجام گیرد که این نیز مساوی است با اما و اگر های فراوان.

ضمن اینکه اقتدار و آزادی عمل کشوری مستقلی بنام ایران؛ با وجود چنین قیدی مورد خدشه قرار گرفته است.

حال باید منتظر متن اصلی و نتیجه یِ عملیِ توافق ماند و دید؛ آیا این وعده و وعید ها از جنس وعده های توافق ژنو و لوزان است؛ و یا واقعا تحولی چشمگیر در قبال تعطیلی بخش های مهمی از صنعت هسته ای و از بین بردن دستاورد های استراتژیک حاصل خواهد شد.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : گزاره برگ، فکت شیت، ابهام، توافق، جامع، مذاکره، برجام،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 تیر 1394 :: نویسنده : احمد.ش


فریاد ظریف

توافق ژنوکه شد؛ ظریف را به مجلس خواندند برای توضیح.

لکن حاضر به گشودن لب نشد؛

... حتی اگر استیضاحم کنید!

بعد از توافق لوزان؛ رهبری دستور دادند؛ چیز محرمانه ای نداریم؛ گزاره برگ بدهید؛

گفتند؛ آماده کرده ایم، ندادیم، می دهیم

... و دست آخر هم هیچ.

همه ی روزنه ها «به» و «از» درون سالن مذاکره مسدود بود؛

هیچ صدایی به بیرون درز نمی کرد.

ناگاه؛ عکس تفکر ظریف آمد؛

و گفتند ... ظریف در حال فریاد بر موگرینی!

ما که نفهمیدیم!

حداقل فریاد هایش را، دیده ایم بر سر نمایندگان مجلس.

در عجبم؛

کجاست همخوانی این دو تصویرِ فریاد!






نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : ظریف، فریاد، موگرینی، مجلس، مذاکره، درز، عکس،
لینک های مرتبط :


رهبر فرزانه انقلاب در حالی هیئت مذاکره کننده را با واژهای ژرفی همانند «امین، غیور، شجاع، متدیّن و دارای غیرت ملی» توصیف فرمودند؛ که کمتر کسی تصور چنین حمایت سرسختانه ای، از سوی ایشان را داشت. چرایی چنین حمایتی، موضوع نوشتار نیست؛ لیکن زمانی که دیگران با بیان جملاتی شاذ، آب خوردن، حل مشکل ازدواج و بسیاری از موارد دیگر را به رفع تحریم گره زده و عملا پشت تیم هسته ای را، در شرایط حساس مذاکراتی خالی کردند؛ حمایت های رهبری معنی و مفهوم خاصی می یابد.

مرور رفتار هیئت مذاکره کننده؛ بیانگر عدم التزام ایشان به خطوط قرمز ترسیم شده رهبری؛ و زیر پا گذاردن چندین باره ی آن است. از این جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1-     عدم التزام به خط قرمز یک مرحله ای بودن توافق، با انجام توافق سیاسی لوزان.

2-     عدم التزام به سطح غنی سازی 190 هزار سو، برای تامین سوخت نیروگاه بوشهر.

3-     عدم التزام به زمانبندی غنی سازی 190 هزار سو.

4-     عدم التزام به مصاحبه با شخصیت ها و دانشمندان.

5-     عدم التزام به انجام مذاکره، فقط در موضوع هسته ای.

6-     عدم التزام به انجام مذاکره فقط در سطح وزیر خارجه.

7-     عدم التزام به لغو تحریم ها هنگام امضای توافق.

8-     عدم التزام به غیر قابل تفسیر بودن توافق.

9-     عدم التزام به بازگشت پذیر بودن تعهدات ایران.

10- عدم التزام به منوط نشدن لغو تحریم ها به اجرای تعهدات از سوی ایران.

11- عدم التزام عملی به حفظ تشکیلاتی که دشمن قادر به تخریب آن نیست (فردو).

12- عدم التزام به تعطیل نشدن دستاوردهای هسته ای.

13- عدم التزام به محدود نشدن بلند مدت برنامه هسته ای.

14- عدم التزام به محدود نشدن تحقیق و توسعه.

15- عدم التزام به جلوگیری از نفوذ دشمن به حریم دفاعی به بهانه ی نظارت.

16- عدم التزام به نپذیرفتن نظارت و بازرسی های غیر متعارف.

17- عدم التزام به فوق العاده نشدن روابط آژانس با ایران.

18- عدم التزامِ عملی به باقی ماندن راکتور آب سنگین اراک.

لذا با وجود چنین شرایطی؛ آیا جا ندارد هیئت مذاکره کننده قدردان رهبری باشد، که نه تنها ایشان را به علت عدول از خطوط قرمز مصرح، توبیخ نکردند؛ بلکه ضمن باز شماری این خطوط، در شرایط حساس کنونی، معادله جاری مذاکره را به نفع تیم ایرانی تغییر دادند؟

امید است هیئت مذاکره کننده؛ ضمن التزام عملی به خطوط قرمز؛ پاسخ شایسته ای به اعتماد رهبری و مردم ایران اسلامی دهد. ان شاءالله





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : اعتماد، رهبر، تیم، هیئت، مذاکره، خط قرمز، عدول،
لینک های مرتبط :


رابرت آینهورن عضو سابق تیم مذاکره کننده هسته ای امریکا؛ که بدلیل روابط نزدیکش با تیم فعلی، برآورد دقیقی از مذاکرات ارایه می دهد؛ طی جدیدترین مقاله، حقایق تلخ و باورنکردنی از توافق لوزان را آشکار ساخت. به جهت اهمیت موضوع طی بخش دوم، ادامه ی موضوعات مطروحه را پی می گیریم.

  • هرچند از مکر دشمن نباید غافل؛ و یا سخن وی را، واقعیت محض تلقی کرد؛ لیکن بر اساس الف - لاپوشانی تیم مذاکره کننده، بر خلاف نهی صریح رهبر فرزانه انقلاب ب- صدق گفتار سابق آینهورن ج- و در کمال شرمندگی، حادث شدن 92 درصدی ادعاهای امریکا طی گزاره برگِ پس از توافق ژنو (شرح آن ذیل پژوهش "توافق ژنو و واقعیات پسا توافق" آمد)؛ را می بایست از جمله عوامل ترجیح نظر آینهورن برشمرد.
  • متاسفانه رابرت، مجددا گمانه زنی های پیشین را تایید؛ و دلیل عدم افشای جزئیات توافق لوزان را، نه مخالفت تیم امریکا؛ بلکه اصرار طرف ایرانی بیان می کند. این امر در کنار محرم ندانستن مردم، عدم صدور گزاره برگ ایرانی، عدم اتخاذ موضع رسمی مقابل ادعاهای مندرج ذیل گزاره برگ امریکا و ... ؛ جملگی تایید کننده گفتار آینهورن است.
  • گرچه آینهورن نمونه های کوچکی از عقب نشینی و اقدامات ساختار شکنِ تیم مذاکراتی ایران را بیان؛ لیکن عمق فاجعه چنان دردناک است، که مو بر تن هر ایرانی آزاده راست می کند.

آینهورن بر خلاف نظر تیم ایرانی و امریکا، که زمان من درآوردی گریز هسته ای ((Break Out را یک سال می دانند؛ به درستی این زمان را معادل 10 سال بیان می کند. وی نظارت بر زنجیره تامین؛ تحقیر ایرانیان با الزام خرید اقلام مورد نیاز هسته ای، تنها از طریق کانالی که کدخدا برای ایشان مشخص می کند؛ دست و پا گیر بودن محدودیتِ تحقیق و توسعه روی سانتریفیوژ های پیشرفته ایران، چنانکه حتی پس از پایان محدودیت 10 ساله، دانشمندان ایرانی علی رغم تست مکرر این نوع سانتریفیوژ ها، قادر به تضمین کارکرد صحیح آنها نباشند؛ عدم امکان رشد ناگهانی غنی سازی ایران پس از اتمام محدودیت 10 ساله، و رشد آن بر طبق روندی سنجیده و قابل پیش بینی؛ سازوکار توافق شده ای که تضمین می کند نه تنها ایران، بلکه با تایید چند کشور (همانند روسیه و چین)، ایران باز هم نمی تواند مانع بازرسی از تاسیسات خود شود؛ و نهایتا ایران پس از 10 سال نیز می بایست، تحقیق و توسعه و غنی سازی خویش را همانگونه که برای آژانس تبیین کرده، ادامه دهد؛ از جمله موارد طرح شده توسط رابرت آینهورن می باشد.

  • رابرت دو خط کلی و یا بهتر بگوییم دو بخش از، جنگ روانی خویش را هم پی می گیرد.

اول؛ پس از گره زدن آب خوردن به مذاکرات توسط دکتر روحانی، طبیعی است دشمن تمام سعی خویش را در بهره برداری از کوته بینی مسئولین داخلی بکار بسته و با اسفناک توصیف کردن وضعیت اقتصادی، مردم را در تنگنایی که بی صبرانه منتظر رفع تحریم هستند معرفی می کند؛ کشوری ورشکسته که تنها منتظر احیای اقتصاد و خاتمه ی وضعیت طرد جهانی به سر می برد؛ و برنامه هسته ای آن لاجرم بدلیل همین معضلات تعطیل شده. حال آنکه بر خلاف واقعیات، رابرت امریکا را محتاج توافق نمی داند.

دوم؛ بر اساس بند قبل، آینهورن نیز که این روزها از صدقه ی سر دولت تدبیر، جسارت خاصی یافته؛ وقیحانه برای رهبری تعیین تکلیف کرده، می گوید بجای انتقاد از تکنیک های تیم ایرانی، لازم است رهبری دست ایشان را برای توافق باز گذارد. وی با بی ادبی تمام ادامه می دهد؛ نمی توان از یک سو مذاکره کنندگان را تایید، و از سوی دیگر ایشان را در تنگنای خطوط قرمز قرار داد.

به یاد دارم در تعطیلات نوروز سال قبل طی مقاله "تحلیلی بر مصاحبه ی توجیهی وندی شرمن" آوردم؛ تیم مذاکره کننده علی رغم نهی رهبری، به مسایل مورد علاقه امریکا، پرداخته و به دو دلیل برای خطوط قرمز ترسیمی، وزنی قایل نیست. اول القای حاکمیت دوگانه فی مابین رهبری و دولت؛ دوم، این امریکا است که خطوط قرمز تیم مذاکره کننده ایرانی را ترسیم می کند.

متاسفانه علی رغم میل باطنی، امروز نه بر مبنی تحلیل، که بر اساس واقعیات می توان تاکید کرد؛ ترسیم خطوط قرمز مذاکره کنندگان ایران؛ نه در حسینیه ی امام خمینی (ره)؛ که در دالان های پر پیچ و خم ساختمان های CIA ترسیم می شود.

  • هر چند، ملت بصیر و سرافراز ایران جواب یاوه گویی مسئولین امریکا را به شدید ترین وجه خواهد داد؛ لیکن ای کاش، زمانی که تیم مذاکره کننده دولت، تمام هم خویش را، بر تخریبِ سخن آخر کشور گذارده؛ و وزنه ی وزین رهبری را بی اثر می نمود؛ کمی هم در عواقب گدایی انتخاباتی از کدخدا تامل می کرد.




نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : آینهورن، خط قرمز، مذاکره، گدایی، انتخابات،
لینک های مرتبط : مقاله، توافق ژنو و واقعیات پسا توافق، تحلیلی بر مصاحبه ی توجیهی وندی شرمن،


رابرت آینهورن عضو سابق تیم مذاکره کننده هسته ای امریکا؛ که بدلیل روابط نزدیکش با تیم فعلی، برآورد دقیقی از مذاکرات ارایه می دهد؛ طی جدیدترین مقاله خویش، حقایق تلخ و باورنکردنی از توافق لوزان آشکار ساخت. به جهت اهمیت موضوع طی چند شماره، به تشریح موضوعات مطروحه خواهیم پرداخت.

شاخص ترین موضوع؛ عبور تیم مذاکره کننده ایران، از خطوط قرمز ترسیم شده توسط رهبری؛ و نتیجتا ارسال پالس اشتباه به مسئولین امریکای است. متاسفانه علی رغم اظهار پایبندی مذاکره کننده گان هسته ای؛ نبود التزام عملی به خطوط اصلی، آنچنان وحشتناک می نماید که آینهورن، انجام چنین خبطی را غیر ممکن دانسته و خط قرمز واضح؛ آشکار و علنی رهبر فرزانه انقلاب در خصوص عدم مجوز بازرسی از مراکز نظامی  را، تاکتیک مذاکراتی می پندارد.

آینهورن ضمن اظهار تعجب بیان می کند؛ چطور امکان دارد رهبری، با بازدید از مراکز نظامی مخالف باشد، ولی مذاکره کنندگان ایرانی آزادانه متعهد به تایید مفاد پروتکل الحاقی شده و قول دسترسی به هر نقطه ای را بدهند؟

اما آنچه موضوع را بغرنج می کند، اصرار تیم مذاکره کننده به طی طریق خویش؛ و فرار از اجرای خطوط اصلی است. یازده روز پس از نهی شدید اللحن رهبر انقلاب و دستور مستقیم ایشان به یگانهای نظامی؛ و خلاصه بطلان روش بازدید از مراکز نظامی؛ دکتر ظریف ناباورانه می گوید؛ قرار شد راهکار دیگری برای حل و فصل آن بررسی شود.

همین امر و دیگر اَعمال مجموعه تحت مدیریت دکتر ظریف، آینهورن را به برداشت ناصوابی می رساند: مذاکره کنندگان ایرانی هم توافق را می خواهند و هم انتظار «غیر ممکن» دارند؛ تا خط قرمز رهبری حفظ شود! لذا بازرسی از مراکز نظامی به صورت مدیریت شده را مطرح می کنند، که با توصیف عراقچی در مصاحبه تلویزیونی، شبیه طنز است. آژانس به هیچ وجه چنین امری را کافی نمی داند.

وی، رفتار مذاکره کنندگان و رهبر! ایران را پر از تناقص توصیف و می گوید؛ مگر می شود در موضوعاتی با این درجه از حساسیت؛ تیم ایرانی ساز خودش را بزند؟ این تنها شگرد مذاکراتی است!

به راستی چنین عملکردی از سوی تیم ایرانی؛ اثبات قاطعیت و کلامِ آخرِ رهبری نظام است؛ و یا نمونه آشکاری از لوث کردنِ قول و سدید ایشان؟

متاسفانه ادامه گفتار آینهورن، تاییدی نامیمون بر بخش دوم پرسش قبل است:

1-      این نوع عملکرد می تواند نوعی زد و بند! بین رهبری و تیم مذاکراتی برای بدست آوردن امتیاز بیشتر باشد.

2-      چنین تناقضی می تواند برای آرام کردن منتقدان باشد؛ ولی رهبری واقعا با تیم ایرانی هم عقیده است!

3-      احتمال دارد رهبری با توجه به موج انتقادهای پس از توافق لوزان؛ از مواضع اولیه خود عقب نشینی کرده است!

آیا:

در سوابق 26 ساله ی رهبری، حتی امکان یافتن یک نمونه تناقض، فی مابین حرف و عمل ایشان امکانپذیر است؟

چرا تیم مذاکره کننده با دست خویش؛ تصمیم سازان امریکا و غرب را به سوی عدم پذیرش حرف آخر نظام، هدایت می کند؟

چه کسی هزینه ی سبک شدن گفتار قاطع رهبری را خواهد پرداخت؟

و نهایتا؛

کدام عاقلی حاضر است بر شاخه نشسته و تیشه بر بن زند؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : آینهورن، خط قرمز، مذاکره، عدم، التزام،
لینک های مرتبط : مقاله، دستور، می گوید،




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات