درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 10 آبان 1395 :: نویسنده : احمد.ش

آنروز که دکتر سیمان -همان که با افتخار کلندریای (قلب) راکتور آب سنگین اراک و افتخار جوان ایرانی را با سیمان پر کرد- گفت: "سانتریفیوژ هم یک نوع آب میوه گیری است"! ؛ راستش را بخواهی به سلامت عقل وی شک کردم! آخر تفکیک ایزوتوپ های سبک از سنگین اورانیوم را چه دخلی است به آب میوه؟!

لکن این روزها به وضوح درک می کنم، مفهوم گرفتن آب میوه در فردو را! هرچند هنوز هم باید منتظر باشیم تا گلابی ها آقای رئیس جمهور ثمر دهد، لکن معمای گرفتن آب میوه برایم حل شد.

چه می شود فردا! وقتی درختان گلابی رئیس دولت غربگرا میوه دهد، تصور کنید: می توان 3000 آب میوه گیری IR1 در فردو راه انداخت؛ البته هنوز در تاملم، اگر این آب میوه گیری ها را طبق برجام بتوان ارتقاء داد، و آنها را با آب میوه گیری IR2m یا IR4 – IR5 – IR6 عوض کرد، آیا می توان گلابی مورد نیاز را برای آنها تهیه نمود؟

اگر هم بشود با توجه به بازدهی 24 برابری IR8، یقینا برای این نوع آب میوه گیری گلابی کم خواهیم آورد؛ مگر اینکه دکتر روحانی علاوه بر UCF اصفهان و نیروگاه آب سنگین اراک، در مرکز تحقیقات هسته ای دانشگاه تهران و نیروگاه دارخوین، حتی نیروگاه بوشهر نیز گلابی بکارد. شاید لازم باشد مرکز هوا فضا را نیز تبدیل به باغ گلابی کرد.

از اینها که بگذریم، مرکز آب میوه گیری نطنز را کجای دلم جا دهم؛ طفلکی امریکایی ها هِی می گفتند این همه مرکز غنی سازی میخواهید چه کنید؟ راست می گفتند! با وجود نطنز، حتی اگر کل ایران را هم گلابی بکاریم، نخواهیم توانست خوراک گلابیِ نطنز را تهیه کنیم.

اینجاست که با تمام وجود باید گفت: روحانی مچکریم! ما کودکان، ندانسته با طرح های عظیم شما مخالفت کردیم.

....

فکر نکنید وعده دکتر از جنسِ «بُزک نمیر بهار میاد» است، نه!؛ بگذار درختان باغ گلابی دکتر ثمر دهد؛ آن وقت رو سیاهی زغال بر صورت ما منتقدان خواهد ماند!

بگذار ...





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، گلابی، باغ، سانتریفیوژ، ثمر، روحانی، فردو،
لینک های مرتبط :


تیر ماه 88 هنگام انتصاب شما، پاسخ بی جوابی طرح شد؛ "چگونه احمدی نژادِ متعصب در امور هسته ای، نماینده ی وقتِ دولت اصلاحات در آژانس بین المللی انرژی اتمی، و امضا کننده ی پروتکل الحاقی را به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی انتخاب کرده است؟"

نمونه ی چنین سوالی هنگام تغییر کاربری فردو از عملیاتی به تحقیقاتی هم طرح شد. آخر نه هزینه های میلیاردیِ تغییر کاربری با عقل سلیم همسان بود؛ و نه اساسا جای تحقیق 100 متر زیر زمین! از آن گذشته؛ تغییر کاربری فردو و خروج آن از فاز عملیاتی، آرزوی دیرینِ امریکا بود!

دستورِ توقف ساخت سانتریفیوژ؛ در بهبهه ی حملات سایبری و خرابکاری دشمن در صنعت غنی سازی؛ درست زمانِ نیاز به جایگزینی سانتریفیوژ های تخریب شده هم، غیر قابل پذیرش بود. حتی دستورِ ما قبل آن؛ یعنی کم کردن تولید و ایجاد بهانه ی عدم صرفه یِ اقتصادیِ تولید سانتریفیوژ IR-1.

طبیعی است، وقتی تولید کارخانه کم شود، هزینه ساخت افزایش می یابد. لکن بهانه ی شما با وجود عدم قطعیتِ مراحل ساخت سانتریفیوژ IR-2، برای تعطیلی خط تولید IR-1، به شدت سوال برانگیز بود.

با این همه هنوز به مدارج علمی و ایمان شما اعتقاد داشتم. لکن پنهان نمی کنم؛ خروجِ از سازمان انرژی اتمی و تفویض پستِ وزارت خارجه، تا حدی زیادی خاطرم را آسوده کرد؛ مسیر های اشتباه متوقف شد و ریلی که امریکا و اسرائیل از اجرای آن ذوق زده بودند؛ تغییر کرد. بگذریم که با حکومت پرزیدنت یازدهم و بازگشت مجدد شما به سازمان، دوباره همان رویه ی منحوس کلید خورد.

عملکرد دوره جدید؛ و قلع و قمع صنعت بومی هسته ای؛ در کنار قسم جلاله ی در مجلس؛ و البته شوی تبلیغیِ "تهدید به دفن تان در سیمان" خانه ی زیبایی که از خاطرتان ساخته بود را به شدت لرزاند. لکن آخرین عمل شما؛ خانه را از بن ویران کرد!

وقتی تصور نشستنِ تان کنارِ سیدِ فتنه گر را دیدم؛ تمام سوالهای بی پاسخم، حل شد! فهمیدم چرا فردو را تغییر کاربری دادید؛ یافتم چرا دستور توقفِ ساخت سانتریفیوژ را صادر نمودید؛ مطمئن شدم چرا قلب راکتور اراک را که نه؛ قلب جوان نخبه ی ایرانی را از سینه بیرون کشیده و با تحقیر ملت، سیمان درون کلندریا تزریق کردید؛ دانستم چرا بجای جمع آوری 14000 سانتریفیوژ؛ آنها را نابود نمودید!؛ دریافتم چرا به طعنه از منتقدان محل مصرف اورانیوم 20 درصد را خواستید؛ برای قسم های جلاله و دروغِ برجامِ بدون ضرر و ادامه تحقیق و توسعه، و .... جواب مکفی یافتم!

وقتی شما را کنار فتنه گر اعظم دیدم، هم او که حاضر نیست به خاطر انتصاب دروغِ کبیره یِ تقلب به نظام اسلامی عذر خواهی کند؛ تا آخر خط را خواندم.

آقای صالحی؛ آیا همراهی و نشست و برخواست با خاتمیِ فتنه گر؛ فتنه ای که طبق دستور رهبر فرزانه انقلاب، می بایست خط قرمز دولت باشد؛ جایی برای تشکیک در پاسخ هایم باقی گذاشته؟

خدا نکند اما؛

انجامِ چنین حرکتی، آیا مفهومی غیرِ این دارد که از ابتدا، دل در گرو فتنه داشتید؟

 

لینک های مرتبط:

http://www.rajanews.com/node/217610?format

http://www.irannuc.ir/content/2171

یادآور می شود دکتر علی اکبر صالحی و رئیس دولت اصلاحات روز پنجشنبه 01/11/94 هنگام تماشای نمایشِ  ”خاطرات و کابوس های یک جامه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان فراهانی -امیر کبیر-” در کنار یکدیگر نشسته و پس از پایان نمایش نیز در بین بازیگران نمایش حاضر، و دسته جمعی عکس یادگاری گرفتند.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : صالحی، نشستن، خاتمی، تئاتر، امیر کبیر، تالار وحدت، فردو،
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic