درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

ارزیابی راهبردی - وبلاگ دلنوشته های سربازی برای ولایت

مذاکرات هسته ای مستقیم با امریکا و نتایج اولیه حاصل از توافق ژنو که دولت یازدهم آن را پیروزی! می داند؛ امر را بر وزیر امور خارجه و تشکیلات تحت امرش مشتبه ساخت، که توان دخالت و مدیریت پرونده سوریه را نیز دارد. از اینرو ظریف در بهمن 92 طی مصاحبه ای با شبکه دوست و برادر! العربیه، جمله ای به زبان آورد؛ که علاوه بر آشکار کردن نیت واقعی؛ پرده از رازهای مگوی فراوانی برداشت:

خبرنگار العربیه: آیا از حزب الله می خواهید که نیروهای خود را از سوریه خارج کند؟ ظریف: "من از همه نیروهای خارجی می خواهم از سوریه خارج شوند" !!!

فارغ از دیگر جملات شاذ دکتر در مقاطع مختلف، کلمه آتش بس؛ -همانند تحمیل قطعنامه 598 به امام راحل در دفاع مقدس- کلید واژه ثابت و البته اصلی در همه ی نشست، کنفرانس و مصاحبه های وی طی 3 سال اخیر راجع به سوریه می باشد. هرچند صلح عبارتی زیبا است؛ لکن مفهوم آن بسته به شرایط محیطی تغییر می کند. به عبارتی قبول صلح در شرایطی که دشمن در موقعیت ضعف مطلق قرار گرفته و شکستش قطعی و نابودی آن عنقریب است، نه تنها مقبول نیست؛ بلکه مذموم شمرده می شود.

اما ضرر صلح پیشنهادی ظریف در سال گذشته و هم اکنون چیست؟

برای تشریح موضوع ذکر مثالی لازم به نظر می رسد. استفاده ورزشکاران از فرصت های مقطعی برای کسب روحیه و تغییر معادله، امری بدیهی است. حتی کودکان که اخبار ورزشی را دنبال می کند، به راهگشا بودن «تایم اوت» در لحظه های مخاطره آمیز بازی و هنگامه شکست تیم واقف هستند؛ و مکرراً مشاهده شده، استفاده از چند دقیقه استراحت و برنامه ریزی، حتی امکان تغییر نتیجه بازی و شکست محض تیم حریف را در پی دارد. لکن در هیچ جا دیده نشده که تیم پیروز در خواست تایم اوت کند!

تیر ماه سال 94 خبرگزاری ها خبر از حضور فرمانده سپاه قدس، حاج قاسم سلیمانی در مسکو دادند؛ هنوز اخبار مذکور تایید نشده بود که روسیه با حضور قوی هوایی و پشتیبانی زمینی؛ معادلات سوریه را به نفع محور مقاومت تغییر داد؛ آبان 94 در محور جنوبی حلب؛ شهرک های استراتژیک خان طومان و الحاضر یکی پس از دیگر آزاد شدند. بهمن ماه نیز پس از سلسله پیروزی های متعدد مقاومت، در محور شمالی حلب، حصر نبل و الزهرا به عنوان دو نماد استقامت شیعی پس از 4 سال شکسته شد. خطوط جبهه تکفیری همچو دومینو، یکی پس از دیگری در حال فروپاشی بود که جامعه جهانی، ناباورانه دست های وزیر خارجه ایران را به نشانه «تایم اوت» بالا دید! در واقع آنچه عربستان، قطر، ترکیه ، امریکا و در یک کلام؛ پشتیبانان تکفیری برای نجات معارضان سوری سعی در اجرای آن داشتند را؛ ظریف از درون جبهه مقاومت عملی کرد!

وزیر خارجه ایران واسطه ای فعال برای آغاز آتش بس و مقدمه ای برای خروج بهت آور و ناگهانی روسیه از سوریه شد. 16 اسفند 94 و در اوج پیروزی های جبهه مقاومت، آتش بس آغاز و 10 روز بعد روسیه بخش اعظم ارتش خود را از سوریه خارج کرد. فرصت ایجاد شده باعث شد تا سیل تجهیزات پیشرفته از سوی محور تکفیری بخصوص امریکا و ترکیه به سوی معارضان سوری روانه و نهایتا کمتر از دو ماه بعد؛ هجمه های سنگین به جبهه مقاومت آغاز شود.

هرچند جبهه النصره و داعش مشمول آتش بس نمی شدند؛ لکن اردیبهشت 95، النصره با استفاده از فرصت آتش بس، گروه های مختلف همانند احرار الشام، جیش السلام، فتح الاسلام و چندین گروه دیگر را متحد و با 3000 نیروی تازه نفس از بخشی که شامل آتش بس می شد -تحت تسلط النصره نبود-؛ خان طومان و اطراف آن را مورد هجوم قرار داد و نهایتا موفق شد؛ این شهرک راهبردی را به تسخیر خویش درآورد.

اطلاعیه رسمی سپاه پاسداران شهادت 15 ایرانی و مجروحیت 6 تن دیگر از مستشاران نظامی را تایید کرد. در این بین جمعی از نیروهای لشکر فاطمیون، حزب الله عراق و حزب الله لبنان نیز شهید، مجروح؛ و تعدادی از نیروی های خط مقاومت که گفته می شود مستشاران سپاه نیز جزو آنها بودند؛ اسیر تکفیری ها شدند.

متاسفانه سقوط خان طومان و شهادت، مجروحیت و اسارت تعدادی از بهترین فرزندان این خاک، نه تنها برای دکتر ظریف به عنوان نماد غربگرایی در ایران گران نیامد؛ بلکه همت خویش در راستای ادامه اهداف امریکا و محور تکفیری را مضاعف نمود؛ تا جایی که وزیر خارجه از آمادگی ایران برای انعطاف بیشتر! در ماجرای سوریه، با پایگاه خبری تحلیلی المانیتور سخن گفت؛ و متعاقب آن، برای خوش آمد امریکا و عربستان؛ و البته جامه عمل پوشاندن به توصیه لابی ایران - امریکا (نایاک) که تریتا پارسی ریاست آن را برعهده دارد؛ در اولین قدم نسبت به برکناری امیر عبداللهیان از معاونت عربی- افریقایی اقدام نمود.

حال باید از دکتر ظریف سوال کرد؛ آیا تجربه برجام و عمل نکردن امریکا به وعده های پوچ و توخالی اش طی توافق برجام؛ و عدم پایبندی به آتش بس در سوریه -حتی بمباران نیرو های ایرانی توسط هواپیماهای امریکا؛ که عامل اصلی شکسته شدن خط خان طومان بود- برای وی کفایت نمی کند؟

آیا خون بیشتری برای بیداری امثال دکتر ظریف لازم است؟

البته اگر چنین تفکری اساسا بیدار شدنی باشد!

 

پ.ن.پ: رهبر فرزانه انقلاب در تعریف نفوذ با چنین مضمونی آورده اند؛ نفوذ یعنی آنچه دشمن می خواهد را کسانی در داخل کشور و در سطح تصمیم سازی و تصمیم گیری، فکر کرده و عمل کنند!





نوع مطلب : سیاست روز، خارجی، 
برچسب ها : ظریف، سوریه، آتش بس، خان طومان، امریکا، بمباران، امیرعبداللهیان،
لینک های مرتبط :


تحلیل راهبردی - وبلاگ دلنوشته های سربازی برای ولایت


دکتر ظریف در نامه ای به دبیرکل سازمان ملل نسبت به توقیف 2 میلیارد دلار از دارایی های ایران توسط امریکا اعتراض و ضمن تشبیه عمل کدخدا! به راهزنی، از بان کی مون تقاضا کرده است تا با مساعی جمیله!، از امریکا بخواهد به تعهدات بین المللی اش پایبند باشد؛ نقض اصل بنیادی مصونیت دولت ها را متوقف کند و دارایی های مسدود شده ایران در امریکا را آزاد نماید.

لکن وزیر امور خارجه در ادامه درخواست از دبیرکل سازمان ملل به نکته مهمی اشاره می کند. وی می گوید: "و در اجرای تعهدات بین المللی خود و نیز در چارچوب تعهدات برجام سریعا مداخله در تعاملات مالی و تجاری ایران در خارج از امریکا را برای همیشه متوقف کند."

ابتدایی ترین موضوعات متواتر به ذهن از قرار ذیل است:

1- ظریف در سطحی بی سابقه به بدعهدی امریکایی ها اذعان و اعتراض کرده است.

2- ظریف سعی دارد تخلف امریکا از مفاد برجام را به سطحی بالاتر از مذاکرات داخلی 1+5 ارتقا دهد.

فارغ از اعتراف به خلف وعده کدخدا!؛ سوال اصلی این است که، چرا ظریف دست نیاز به سوی بان کی مون دراز کرده است؟ و آیا اساسا در متن شکایاتِ برجام، جایگاهی برای دبیر کل سازمان ملل در نظر گرفته شده؟

با مرور بند 36 برجام -اولین بندِ ساز و کار رسیدگی به تخلفات- روند رسیدگی را بدین شرح خواهیم یافت:

الف- ارجاع تخلف به کمیسیون مشترک و فرصت 15 روزه به این کمیسیون.

ب- ارجاع موضوع به وزیران خارجه و یا بررسی در کمیسیون مشورتی که از 3 عضو شاکی، متشاکی و عضوی بی طرف تشکیل شده؛ این روند نیز 15 روز فرصت برای رسیدگی خواهد داشت.

ج- بررسی 5 روزه رای غیر الزام آورِ کمیسیون مشورتی در کمیسیون مشترک.

د- و اگر شاکی همچنان معتقد به عدم «پایبندی اساسی» طرف مقابل بود، دو حالت متصور است: د/1- موضوع مورد اختلاف را مبنای توقف کلی یا جزئی تعهداتش ذیل برجام قلمداد کند د/2- به شورای امنیت سازمان ملل ابلاغ کند که معتقد به عدم پایبندی اساسی است.

با وجود تاکید دولتمردان بر تحکیم برجام و حتی تعمیم سخنانی شاذی نظیر آفتاب تابان به توافقی -که تا کنون تنها شامل خسارت محض بوده- مداقه در اتفاقات اخیر، که به اسم رایزنی در ژنو و نیویورک توسط معاونان وزارت خارجه، دکتر ظریف و حتی رئیس کل بانک مرکزی صورت پذیرفت است؛ و به دنبال آن نامه وزیر خارجه «تحت پوششِ مصادره 2 میلیارد دلار ایران» به بان کی مون؛ مشخص می شود؛ معجونی بسیار تغلیظ شده از فرایند رسیدگی به تخلفات که در برجام پیشبینی شده، در حال وقوع است. به عبارتی ظریف و دیگر دولتمردان نه تنها برجام را فرجام یافته نمی پندارند؛ بلکه به منظور حل معضلاتِ برجامِ بد فرجام، رو به شکایت از آن آورده اند!

اما چرا دولت بنفش بجای پیگیری علنیِ بدعهدی امریکا و تنبیه! متخلّف، رو به شتر سواری دولا دولا آورده و در لفافه پیگیر نقض عهدِ جناب کدخدا شده؟!

به نظر میرسد دولت از دو موضوع به شدت واهمه دارد؛ اولین بحث مربوط به آوار شدن امید کاذب ایجاد شده پس از شروع مذاکرات مستقیم هسته ای با امریکا است. به واقع پس از شروع مذاکرات، نه تنها عایدی خاصی نصیب ملت نشد؛ بلکه مذاکره با شیطان بزرگ از جهات مختلفِ داخلی و خارجی صدمات بزرگ، بلکه جبران ناپذیری بر پیکره نظام اسلامی وارد کرد. در واقع تنها عایدی مذاکرات را می توان حاکم شدن آرامش روانیِ کاذب بر بازار؛ و به تبع آن رشد حباب گونه ی محورهایی نظیر بورس برشمرد.  لذا طبیعی است که با ایجاد رخنه و ترک در چنین دیوار دروغینی؛ دولت با موجی غیر قابل تصور و البته غیر قابل کنترل روبرو خواهد شد.

اما دومین و شاید اصلی ترین چالش پیش روی دولت؛ تبعاتِ ورودِ شکایت ایران، به مرحله ی بعد، یعنی بند 37 برجام است. این بند می گوید: متعاقب دریافت شکایت؛ شورای امنیت برای تداوم لغو تحریم ها، رای گیری کند و یا در صورت سکوت بیش از 30 روز؛ آنگاه تحریم های سابق به صورت خودکار مجددا اعمال خواهد شد.

از طرفی؛ همانطور که سابقاً مقامات غربیِ 1+5 گفته اند؛ در صورت رسیدن به این مرحله؛ یقینا غرب دارای حداقل 5 رای -شامل امریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا- خواهد بود. لذا شکست ایران پس از ورود به مرحله یادشده برای دیپلمات های خبره تدبیر و امید، روشن است و دولت شدیدا از ورود به چنین مرحله ای وحشت دارد. امری که متاسفانه دکتر روحانی با وجود تاکید موکد منتقدانِ برجام، بر آن وقعی ننهاده؛ بلکه ایشان را با زشت ترین واژه ها ملامت کرد.

حال باید دید آیا دولت می تواند کشور را از گردابی که بر اساس توافقی با نقاط ابهام و ضعف های ساختاری متعدد بنا شده؛ خارج کند، و یا کماکان می خواهد به عدم مراقبتِ لحظه به لحظه از توافق، ادامه داده و با نادیده گرفتن چندین باره خطوط قرمز، نقض عهد دشمن را ماله کشی کند.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، کمیسیون مشترک، پنهانی، شکایت، ظریف، نامه، بان کی مون،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 اسفند 1394 :: نویسنده : احمد.ش

دلواپسی ظریف؛ اعتراف صالحی؛ اعتراض علی لاریجانی و ناامیدیِ جابر انصاری؛ همه و همه دست به دست هم داد؛ تا دیوار خیالی برجام که نشات گرفته از اعتماد بیش از حد به دشمن بود، بر سر پدیدآورندگان آن آور شود. لذا در قدم اول، دکتر روحانی با همان عبارت مشهورِ "به صالحی ربطی ندارد" در واقع دستور آتش تهیه را، به افرادی داد که حیثیت شان در گرو برجام است؛ و در پی آن عراقچی و بعیدی نژاد؛ که با شروع مذاکره هسته ای در دولت یازدهم، بیش از هر چیز مسئولیت ماله کشی برجام را بر عهده گرفته اند؛ وارد صحنه شده و ضمن تکرار حرفهای قشنگ ولی تو خالی و دروغ، به دفاع از برجامِ بدون فرجام پرداختند.

هرچند آتش تهیه سنگین فعلیِ مثلث روحانی، عراقچی، بعیدی نژاد، به نظر رعب آور می رسد؛ و به احتمال قوی، در آینده ای نزدیک ظریف هم با زیرپا گذاردن حرفهای سابق، در کنار صالحی که مجبور به پس گرفتن سخنان خود می شود؛ مجددا به جمع حامیان برجام خواهند پیوست؛ لکن نباید دو تحلیل اصلی در خصوص هیاهوی اخیر برجامیون را از نظر دور کرد.

الف- واقعیت آنست که دیوار کج برجام، دیر زمانی استوار نخواهد ماند؛ و شکافهای وحشتناکی که منتقدان با بهای بی سوادی، بی شناسنامه بودن؛ و یا حواله به جهنم، آن را آشکار کردند؛ اساسِ دیوار اعتماد به دشمنِ بدعهد را فرو می ریزد. لذا دولتی ها با آغاز دور جدید دفاع بی منطق از برجام، ایجاد تاخیر در فروپاشی آن را پیگیری می کنند.

ب- اما دومین احتمال، ریشه در جنگ روانی دولتی ها به منظور قلب واقعیتی مهم دارد. به عبارتی برجامیون به منظور تحت الشعاع قراردادنِ امری حیاتی، که احتمالا در یکی از سه واقعه ذیل نهفته است، دست به هیاهو زدند. این سه موضوع عبارتند از 1- گزارش جدید آژانس؛ 2- افتتاح دفتر مختص به ایران، در امور پادمانهای آژانس بین المللی انرژی اتمی؛ 3- زیاده خواهی غرب برای افشای بیش از حد اطلاعات هسته ای ایران که حتی با مخالفتِ روسیه و چین مواجه شده است.

اموری که در آینده به واکاوی آنها خواهیم پرداخت.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، روحانی، ظریف، عراقچی، بعیدی نژاد، صالحی، لاریجانی،
لینک های مرتبط :


در ابتدا لازم به یادآوری است که تمامی تحرکات این روزهای رئیس دولت بنفش و اعوان و انصارش، تنها برای فرار از پاسخ به دروغ هایی است که جهتِ توجیه وجوبِ اجرای برجام به ملت گفتند. دروغ هایی از جنسِ "تحریم ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید؛ تا مسئله محیط زیست حل شود؛ تا اشتغال جوانها حل شود؛ تا صنعت جامعه حل شود؛ تا آب خوردن مردم حل شود؛ تا منابع آبی زیاد شود؛ تا بانک های ما احیا شود."

دروغ های بزرگی که حتی سایت متعلق به ریاست جمهوری هم تاب تحمل آنها را نداشت و نسبت به حذف این بخش از سخنان پرزیدنت یازدهم اقدام کرد.

اما دیروز رئیس دولت با چند هدف خاص مدال هایی را به مسببین عقب نشینی و نابودی صنعت هسته ای کشور و پر کنندگان قلب راکتور اراک و نبوغ جوان ایرانی با سیمان اهدا کرد. اهدافی که می توان اصلی ترین آن را، تحت الشعاع قرار دادن و کم کردنِ ارزش اهدای نشان فتح، به پاسدارانِ تحقیر کننده امریکا در خلیج فارس برشمرد.

روحانی در مراسم دیروز، با کلید واژه دروغ سخنانی را به زبان راند. سخنانی که اتفاقا بیش از هر چیز حملِ بر دروغگو بودن مدعی آن است:

"آیا اثبات دروغگویی صهیونیست‌ ها و آمریکا نسبت به برنامه هسته ‌ای ایران و لغو قطعنامه ‌های ظالمانه برای ما افتخار نیست؟ ... آیا افتخار نیست که ثابت کنیم ملت ایران راستگو است و دشمنان ایران دروغگو هستند." علی رغم دروغ دکتر روحانی؛ امریکا در ماجرای PMD یا همان «ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته ای ایران» بر اساس سندی که آمانو در آژانس بین المللی انرژی اتمی صادر کرد؛ ایران را به عنوان مجرمی که به دنبال ساخت بمب اتمی بوده به دنیا معرفی کرد؛ مجرمی که طی 12 سال گذشته به دنیا دروغ گفته است.

روحانی گفت: "ما سرمایه، فناوری، مشارکت برای تصاحب بازارهای جدید را خواهیم گرفت و دروغ به مردم نگویند زیرا ملت ما خواهند دید که ما دروغ نگفتیم و از روز اول راست گفتیم و هرچه به مردم وعده دادیم خداوند یاری کرد و انجام دادیم و در ادامه هم انجام خواهیم داد." فارغ از بدعت ناشایست و رسم جدیدِ سایت ریاست جمهوریِ دولت یازدهم برای دستکاری و حذف کلمه  توهین آمیز «کودکانه» [در جمله ماقبل عبارت فوق] که شیخ در راستای حملات خویش به منتقدان نسبت داد؛ می بایست به دکتر روحانی یادآور شد؛ دروغ شما کاملا هویدا است و نیازی به توضیح ندارد. آیا پیش پا افتاده ترین انتظارِ برجام، یعنی لغو تحریمِ «سوئیفت» با گذشت نزدیک به یکماه از روز اجرای برجام عملیاتی شده؟

فراموش نکردیم، دروغ بزرگِ شما برای افتتاح هزار LC طی ساعات اولیه اجرای برجام را؛ در حالی که اساسا بانک های اروپایی و امریکایی در تعطیلات روز یکشنبه به سر می بردند!

جناب پرزیدنت؛ اگر راست میگویید و تحریم ها رفع شده؛ چرا کمتر از یک هفته قبل وزیر خارجه شما خواستار تضمین از امریکا برای عدم مجازات بانک های اروپایی در ماجرای خرید هواپیما از فرانسه شد؟ مگر نگفتید برجام مبادله آزاد تجاری با ایران را به ارمغان خواهد آورد؟

ظریف پنجشنبه هفته قبل در انگلیس گفت: "بانک های اروپایی باید تضمین هایی دریافت کنند مبنی بر این که آمریکا آنها را در انجام دادن معاملات مشروع و قانونی با ایران محدود نخواهد کرد."

جناب رئیس جمهور؛ متاسفانه باید گفت؛ هم مدال های دیروز شما دروغ بود؛ و هم بخش های قابل توجهی از سخنان دیروز شما که مجال پرداختن به آنها در این مقاله نیست. دروغ هایی نظیر خروج ایران از ذیل منشور 7 سازمان ملل؛ دروغِ لغو قطعنامه های پیشین سازمان ملل؛ دروغِ تحمیل جنگ در سال 1391 بر ایران؛ دروغِ ...

شیخ حسن فریدون:

تا چه وقت قصد ادامه ی دروغ ها را دارید؟

چرا تمایل و جرات سخن گفتن از هزینه های سنگینی که برجام بر نظام اسلامی ایران تحمیل کرد را ندارید؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : دروغ، روحانی، مدال، نشان، ظریف، صالحی، تحریم،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 دی 1394 :: نویسنده : احمد.ش

روز گذشته دادستانی تهران؛ در راستای مصوبات شورای عالی امنیت ملی، خبر تبادل چهار جاسوس دو تابعیتی امریکا در قبال بسته ای از امتیاز را منتشر کرد؛ چهار جاسوسی که محوری ترین فرد آن، جیسون رضائیان بود.

فارغ از اصل مبادله که موضوع بحث این نوشتار نیست؛ تبادل جاسوسان امریکایی تایید سخن متواتر دیپلمات های امریکایی است. کری، شرمن، آنتونی بلینکن، سخنگوی کاخ سفید و دیگر مسئولین امریکایی طی جلسات هسته ای با دیپلمات های ایرانی، بارها بر مذاکره در خصوص زندانیان امریکاییِ در ایران تاکید داشتند.

بطور مثال، شرمن در مصاحبه های مختلفی بر گفتگو در خصوص آزادی زندانیان امریکایی تاکید داشت. "تنها دو موضوع است که من در ملاقات‌ های دوجانبه متعددی که با طرف ایرانی داشتم مطرح می ‌کنم. موضوع هسته‌ ای، که در کانون همه گفتگوهای ما قرار دارد. موضوع دوم شهروندان آمریکایی ما هستند که در ایران در حبس به سر می برند."

امری که با تکذیب ضمنی وزیر خارجه دولت دکتر روحانی مواجه شد.  ظریف، گفتگویِ ویژه برای جاسوسان امریکایی را تکذیب و اظهار داشت در طول مذاکره مواقعی پیش می آید که به دلیل طولانی شدن بحث ها؛ برای رفع خستگی راجع به موضوعات مختلف نیز صحبت می شود؛ لکن بیان این مسایل به منزله مذاکره در خصوص آنها نیست.

اما آزادی جاسوسان امریکا؛ بار دیگر مشخص نمود وزیر امور خارجه ایران  قایل به حرکت در چارچوب قانون و دستورات رهبر فرزانه انقلاب نیست. امری که در موضوع گفتگوی وی با جان کری راجع به شیخ نمر و آزادی سریع 10 سرباز متجاوز امریکا به خاک کشورمان شاهد بودیم.

البته این اولین باری نیست که دکتر ظریف به کمک دوستان امریکایی خود می شتابد!؛ و ظاهرا به لطف دولت فخیمه ی دکتر روحانی، قرار نیست آخرین آنها باشد. ظریف در جریان رهایی گروگان های امریکایی در لبنان نیز، نقش محوری ایفا کرد. نقشی که امریکایی ها آن را فوق ارزشمند خواندند! گیاندومنیکو پیکو مقام امریکایی که از سوی سازمان ملل برای آزادی گروگان های امریکایی در ابتدای دهه 70 شمسی با طرف ایرانی مذاکره می کرد؛ گفت: "ظریف در گفت و گوهایی که منجر به آزادی ده ‌ها خارجی از سوی حزب الله در دهه1980 شد، مهره ‌ای «فوق ارزشمند» بود."

متاسفانه باید گفت؛ امروز درک گفتار افرادی نظیر گیاندومنیکو پیکو و یا خانم فینشتاین، رئیس کمیته اطلاعاتی سنای امریکا که مدعی است: "ظریف با ما بازی نمی‌ کند." برای ایرانیان بیش از پیش قابل فهم است.

فراموش نکنیم؛ رهبر فرزانه انقلاب در تعریف نفوذ به این مضمون فرمودند: نفوذ یعنی آنچه دشمن می خواهد را مسئولینی در داخل فکر کرده و عمل کنند.





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : ظریف، آزادی، جاسوس، امریکا، جیسون رضائیان، مذاکره، ارزشمند،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 دی 1394 :: نویسنده : احمد.ش

رهبر فرزانه انقلاب در طول زعامت، با توجه به شرایط و نیاز کشور مجوزهای خاصی جهت مذاکره مستقیم با امریکا صادر نمودند. یکی از موارد نادر، صدور مجوزِ مذاکره در خصوص موضوع هسته ای به دولت دکتر روحانی است. پرونده مجوز علنی چنین مذاکره ای، از زمان طرح نرمش قهرمانانه در بیست و ششم شهریور 92 گشوده شد؛ و در تاریخ پانزدهم مهر 94 با بیان جمله صریحِ "مذاکره ‌ی با آمریکا ممنوع است، به‌ خاطر ضرر های بی ‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد." بسته شد. با این حال دکتر ظریف وزیر امور خارجه دولت یازدهم، بدون در نظر گرفتن اعلام خاتمه ی مجوز مذاکره علنی؛ از هر روزنه ای برای گپ و گفتگو با همتای امریکایی خویش بهره برده و عملا دست به نقض دستور رهبر انقلاب می زند.

اگر بتوان مذاکرات مستقیم؛ گفتگو های تلفنی و تبادل ایمیل های ظریف و کری در خصوص هسته ای را با توجیه لزوم ادامه رایزنی و هماهنگی در خصوص اجرای برجام نادیده گرفت؛ لیک گفتگوی تلفنی وزیر خارجه امریکا با محمد جواد ظریف در راستای آزادی کماندوهای متجاوز دستگیر شده امریکایی در خلیج همیشه فارس را نمی توان در هیچ مقوله ای تفسیر کرد. چرا که اساسا دولت دکتر روحانی و شخص دکتر ظریف، مجوزی برای مذاکره و گفتگوی مستقیم با امریکا به غیر از مسئله هسته ای نداشتند.

لذا با توجه به اینکه 37 سال از قطع روابط دیپلماتیک دو کشور می گذرد و طبیعتاً هنگام قطع روابط، موضوعات مورد مناقشه از طریق حافظ منافع کشورها پی گیری می شود؛ سوال این است که چرا و با کدامین مجوز دکتر ظریف نه تنها به تلفن جان کری در خصوص اسارت متجاوزین امریکایی پاسخ؛ بلکه قول آزادی سریع آنها را به امریکایی ها داده است؟ و اگر طرح مکالمه کری و ظریف دروغی از سوی کاخ سفید می باشد؛ چرا وزارت خارجه وجود چنین مکالمه ای را تکذیب نکرد؟

با چنین رویکردی؛ آیا به نقض مکرر اصول قانون اساسی توسط دولت دکتر روحانی می بایست عادت کرد؟ و هر روزه باید شاهد انجام کارهای ناشایست و نادیده گرفتن اختیارات مصرح رهبر حکیم انقلاب در اصل صد و دهم قانون اساسی باشیم؟

از دولتی که بیش از پیشینیان مدعی قانون مداری و نگاه داشتن حرمت قانون بود؛ آیا قبولِ نادیده گرفتن و زیر پا گذاردن اختیارات رهبری انقلاب پذیرفتنی است؟

و در انتها باید پرسید؛ چرا دکتر ظریف و البته رئیس محترم جمهور -بطور مستقیم و غیر مستقیم-، ضمن نادیده انگاشتن قانون؛ حلاوت و شیرینی اسارت سربازان متجاوز امریکایی به دست غیور مردان سپاه را، مبدل به تلخ کامی کردند؟





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : تفنگدار، امریکا، اسارت، خلیج فارس، ظریف، کری، مکالمه،
لینک های مرتبط :


عملکرد جوادِ "جان"؛ کری! و رویکرد غربگرایانه ی او بر کسی پوشیده نیست. تقدیم دو دستی و تعطیلی کامل صنعت هسته ای با شعار رفع تحریم؛ و عدم رفع، در کنار مضاعف شدن تحریم های جدید؛ شاه کلید دیپلماسی خنده، مماشات و عقب نشینی وی می باشد.

در طول دو سال و اندی وزارت "جانِ" جواد؛ بجز نیش های تا بنا گوش باز؛ و زانو زدن مقابل اُمَرا، پاسخ در خور شانی از وی ندیده ایم. لکن هر از گاه، منابع غربی اخباری هدف دار، در راستای قاطعیت مسئول دیپلماسی ایران منتشر می کنند. اخباری که در شبکه های اجتماعی، به عنوان نقطه برتری ظریف؛ دیپلماسی؛ و قلع و قمع دشمن مطرح می شود. لکن هدف اصلی آن تنزل سطح دیپلماسی کجدار و مریضِ دولت یازدهم است.

بر همین مبنا فارین پالیسی ضمن انتشار خبر مذاکرات صلح ژنوِ سوریه؛ از عکس العمل شدید! ظریف مقابل درخواستِ قرار دادن نام سپاه پاسداران در لیست گروههای تروریستی خبر داد: "اختلاف نظر آنقدر بالا گرفت که مذاکرات به چیزی شبیه نزاع دیپلماتیک تبدیل شد."

در این خصوص باید گفت؛ آرزوی هر ایرانی غیرتمند، داشتن وزیر خارجه ای برخوردار از عزت نفس، قاطعیت، بیان پاسخ به هنگام و درخور؛ به حریف است. لکن چنین خصوصیاتی در تضاد کامل با گروه خونی ظریفِ "جان" است. ضمن اینکه قبول این نظر، از شخصی که بنیان دفاعی ایران را توسط یک بمب امریکایی، نابود شده فرض می کند؛ اساسا پذیرفتنی نیست.

عصبانیت وزیر خارجه ی دولت تدبیر و امید را، تنها هنگام حضور در مجلس شورای اسلامی و کمیسیون های آن می توان دید.

اما جالب ترین؛ و البته خنده دار ترین نکته، نوع تهدید  جوادِ "جان" است. فارین پالیسی می گوید: "محمد جواد ظریف دیپلمات ارشد ایران تهدید کرد، اگر سپاه پاسداران انقلاب ایران تروریست اعلام شود، برای تروریستی اعلام شدن سازمان CIA فشار می ‌آورد"!!!

ابتدا یادآور می شود؛ ارزش تهدید، به اعتبار آن نزد حریف است، به عبارتی اگر طرف مقابل تهدید را غیر عملی برآورد کند، نه تنها لفظ بکار برده شده مفهومِ تهدید را ندارد؛ بلکه ملعبه دست حریف جهت تحقیر شما خواهد شد.

بر فرض صحت خبر؛ گویا ظریفِ "جان" کری فراموش کرده، حتی توان فشار به دولت امریکا در راستای وتوی مصوبه "محدودیت سفر شهروندان کشور دوست امریکا به ایران" را ندارد. حال با چه پشتوانه ای ادعایی چنین مضحک طرح می کند؟

اگر حمل را بر وجود چنین توانایی در دستگاه دیپلماسی تدبیر قرار دهیم؛ خوشحال خواهیم شد دکتر به سوالات ساده و پیش پا افتاده ذیل پاسخ دهد. ضمن اینکه قطعا مقصود دکتر از بکار بردن لفظ فشار، تنها اعلام جرم علیه CIA و انتشار بیانیه در مجامع عمومی نیست.

قاعدتا برای فشار بر CIA و قرار دادن نام آن در گروه های تروریستی مقدماتی لازم است. بطور مثال در بخش تحریم مالی CIA؛ آقای دکتر: آیا از شماره حساب های سازمان امنیت مرکزی امریکا مطلع هستید؟

آیا می توانید حساب های مذکور را مسدود و از تبادل اسناد آن جلو گیری کنید؟

آیا کشور های دیگر، ضمن تبعیت از رای شما؛ جلوی انجام تراکنش حساب ها را می گیرند؟

و یا حداقل ایجاد مانع خواهند کرد؟

نیازی به ادامه نیست؛ چرا که توخالی بودن تهدید، از هم اکنون هویدا است.

متاسفانه باید گفت؛ وجه مشترک و تشابه هر دو خبر فعلی و ادعای پرخاش ظریف به موگرینی، -در جریان مذاکرات برجام-؛ عبارتند از؛

پرخاش دکتر ظریف پشت درب های بسته

و منبع خبرِ یگانه ی غربی.

جا دارد وزارت خارجه بجای سکوت و تنزل حیثیت دیپلماسی کشور در قبال اخبار سطح پایینی که تنها برای قهرمان پروری پوشالی در شبکه های اجتماعی کاربرد دارد؛ دست به کار شده و با انتشار صوت، تصویر و یا حداقل مفاد گفتگو، از کیان مسئول دیپلماسی خود دفاع کند.





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : ظریف، برخاش، سپاه، تروریستی، سیا، CIA، فشار،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 3 دی 1394 :: نویسنده : احمد.ش

 برخی اوقات؛ ماله کشی و ماست مالی تیم مذاکره کننده؛ و البته مصوب و مسبب 14 سال تحریم ملت غیور ایران؛ جناب دکتر روحانی؛ چنان شدت می یابد، گویی نماینده امریکا هستند در دولت جمهوری اسلامی ایران! بحث را از نفوذ هم گذرانده اند؛ این مهره های امریکایی. واقعاً انسان درمانده می شود؛ اینان خود را به نفهمیدن می زنند، یا اساسا شعور ملت را نادیده می انگارند؟

بر پایه نظریه "گوبلز" -رئیس دستگاه تبلیغاتی آلمان نازی: "دروغ هر چه بزرگتر باشد باور آن راحت تر است"- دروغِ بزرگِ "هسته ای، عامل تحریم است" را گفتند و با دروغ بزرگترِ چرخش همزمان چرخ زندگی مردم و سانتریفیوژ؛ ورز¹ ش دادند؛ تا بر مسند دولت یازدهم تکیه زنند.

حرفی نیست؛ لکن امروز گوبلز هم با تعجب نظاره گر استراتژی قطار بی انتهای دروغِ دولت یازدهم است؛ برطرف کردن 100 روزه مشکلات اقتصادی؛ کاهش نرخ دلار؛ شکسته شدن سد تحریم؛ هیچکس از عمل به قانون نباید دلخور شود!؛ عبور از رکود –مشخص نیست منظور عبور از رو کود است (چه حیوانی و چه شیمیایی)، یا عبور از رکود-؛ حل مشکل آب خوردن با رفع تحریم؛ آلودگی ریفرمت (بنزین) پتروشیمی؛ کاهش نقدینگی؛ بسته محرک اقتصادی که تنها شامل حال خودرو سازان می شود و ازدواج، مشکل اصلی جوانان را نادیده می گیرد؛ 100 میلیون دلار ضرر بابت هر روز تاخیر در اجرای برجام؛ در این دولت پسر خاله و پسر عمه نداریم؛ و هزاران موضع غیر واقعی، ولی خوش آب و رنگ، بخش کوچکی از وعده های غیر محقَق و البته غیر عملی دولت است.

اگر بدن لرزان گوبلز از درون قبر، توان سخن با دکتر حسن فریدون را داشت، قطعا لازمه ی خلط ذره ای واقعیت، با انبوه دروغ را، به وی یادآور می شد!

عشق برجام؛ برقراری رابطه با کدخدا؛ و البته امید به گشایش تحریم، قبل از انتخابات اسفند؛ چنان کور و کر شان کرده؛ که نامه بی ارزش وزیر خارجه امریکا را؛ همانند برگِ های قرآنِ بر نیزه ی جنگ صفین می بینند.

قانون صادرهِ در کنگره و امضای اوباما ذیل آن را نادیده می انگارند و دل به وعده سراب ش می بندند.

چرا؟

از آنچه عدم تبلور نتایج ملموسِ کاهش تحریم، قبل از انتخابات اسفند می خوانند؛ واهمه دارند.

می ترسند به قول خودشان؛ تحریم هایی که شکسته شدن سد ش را، دو سال قبل و با آب و تاب بر طبل کوبیدند؛ بازهم پا بر جا بماند؛ و در این انتخابات –که از دید دولتی ها بسیار حیاتی است-؛ وکیل الدوله ها توان ورود به مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری را نیابند.

جالب آنکه حتی سلامتی دانش آموزانِ معصوم را، وجه المصالحه قرار داده و در آلوده ترین روز هفته، و تنها به بهانه استقبال از رئیس دولت در شهر ری؛ مدارس شهر تهران را دایر می کنند.

 

¹ ورز دادن: عمل آوردن؛ پیاپی کاری را انجام دادن؛ ممارست





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : نامه، کری، ظریف، عراقچی، روحانی، نفوذ، عامل،
لینک های مرتبط :


شنبه 23 آبان 1394 :: نویسنده : احمد.ش

امیر عبداللهیان معاون آسیا و افریقای وزارت خارجه که به صورت مستقیم در خصوص نشست وین 2 راجع به سوریه؛ با صدا و سیما سخن می گفت، عنوان کرد: "جدول زمان ‌بندی در مورد روند آینده سوریه به یک دستاورد دیگری که براساس پیشنهاد آقای ظریف بود گره خورد و آن موضوع مهم آتش بس در سوریه و مبارزه با تروریسم بود که براساس این موضوع چنانچه آتش بس در طی شش ماه در این کشور محقق شود بحث روند سیاسی در سوریه که در نهایت منجر به تصمیم ‌گیری از سوی مردم سوریه برای آینده این کشور می شود در یک پروسه زمانی 18 ماهه صورت می‌ گیرد."

مشخص نیست؛ زمانی که رایزنی بی بدیلِ نیروی قدس سپاه و تلاش بی وقفه سردار بی ادعای نظام، قاسم سلیمانی در جهت به میدان آوردن ارتش روسیه و یکسره کردن تکلیف داعش، النصره و دیگر تروریست های مستقر در سوریه صورت گرفته؛ و نیروی هوایی پوتین به عنوان بازوی قدرتمند، در خدمت مردم سوریه، سپاه پاسداران و حزب الله قرار گرفته است؛ آیا سخن گفتن از آتش بس، مفهوم دیگری به غیر از خریدن زمان و فرصت بازیابی برای تروریست ها دارد؟

به راستی تقاضای توقف کشتار تروریست های وحشی داعش و دیگر گروههای معارض سوری؛ بازی در زمین حریف و بیان خواسته غرب، از زبان دیپلمات های ایرانی نیست؟





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : برشام، ظریف، پیشنهاد، آتش بس، داعش، روسیه، قاسم سلیمانی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 مهر 1394 :: نویسنده : احمد.ش

وقتی میشنوی هنوز کفن مبارک بزرگترین موهبت خدا خشک نشده، جمعی در سقیفه حق را، از آل الله دریغ کردند؛ اینگونه توجیه می کنی!؛ گرچه جمع زیادی غدیر را به چشم دیدند، لکن ماجرای تعیین خلافت، از دو روزنه یِ سوگواری امت اسلام و بی خبری مردم بهره جست.

وقتی میشنوی در کربلا، بر حسین ابن علی (ع)، خاندان پاک و یارانش چه رفت؛ توجیه می کنی؛ حکومت در ید کفر بود و دگر شهر های جهان اسلام بی خبر!

وقتی می شنوی، جام زهر در کفِ ائمه هدی دادند و انگار نه انگار؛ ادله می آوری؛ وسایل ارتباط جمعی نبود و شیعه در غفلت.

لکن در عصر تکنولوژی و ماهواره، و از پسِ تجربه ی تلخ فتنه 88؛ مستأصل می شوی که برجام چگونه در بی خبری  ایرانیان فرجام شد؟

 فراموش نکردی که؟ هنوز جسم طعمه ی MI6 سرد نشده، شبکه های جهانی، نگاه خیره مانده به لنز دوربینش را بارها پخش کردند؛ آقا سلطان را می گویم.

شش سال بعد، وقتی می شنوی در برجام؛ 56% مردم ایران تصورِ پذیرش محدودیت تحقیق و توسعه را ندارند؛ 61% بازرسی از مراکز نظامی ایران را غیر ممکن می خوانند؛ و 59% در خیال حذف کامل تحریم های امریکا به سر می برند؛ می پرسی، مگر سال یازده هجری است؟

لکن واقعیت تلخ تر از تصور است! حلقه بسته ی روحانی، ظریف، لاریجانی؛ نه در شورای عالی امنیت ملی، گزارشی طرح کرد و نه اساسا کمیته هسته ای را در جریان گذارد.

جالب آنکه شمخانی و ولایتی را هم، داخل آدم نیاوردند!

...

برخی به تصورِ یدک کشیدن راستگویان، دروغ را مباح پنداشته اند!

اما چه در خسرانند؟!!!

وَاللَّهُ خَیرُ الماكِرینَ





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : هلوکاست، بی خبر، برجام، لاریجانی، ظریف، روحانی، اینترنت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه چهاردهم مهر، نشریه نیویورکر مصاحبه ای از دکتر محمد جواد ظریف را منتشر کرد. در این مصاحبه وزیر امور خارجه؛ به نکات قابل تاملی اشاره نمود. متاسفانه کد های ارایه شده از سوی ظریف؛ تایید تحلیل های گذشته و تشریح چگونگی دستیابی، به هدف¹ از پیش تعریف شده ی او می باشد.

خبرنگار نشریه نیویورکر، از چرایی عدم ملاقات روحانی با اوباما سوال می کند؛ اما وزیر خارجه که می بایست، سیاست های کلی ترسیم شده از سوی رهبر فرزانه انقلاب، یعنی «مذاکره، فقط در امور هسته ای» را دنبال و اجرایی کند؛ بجای توضیح در خصوص ردِ قطعی چنین ملاقاتی، و یا نداشتن مجوز برای اینگونه ملاقات ها می گوید: "به این علت که ما معتقدیم در حال حاضر برنامه ما اجرای توافق است و اولویت نخست ما این است." اما ادامه سخن، تأثر برانگیز تر می باشد؛ وی معتقد است، از ترس پیچیده شدن اجرای برجام، فعلا نباید ملاقات روحانی و اوباما صورت گیرد: "نباید کاری صورت گیرد که شرایط پیچیده شود." ظریف اذعان می کند که ملاقات روحانی، اوباما کاری سمبلیک است و در صورت انجام؛ پرداختن به متن اصلی یا همان برقراری رابطه با امریکا را، تحت الشعاع قرار داده و نابود می کند: " آنچه برای ما مهم است محتوا است نه ظاهر".

-آیا محتوای مهمی که ظریف بر آن تاکید دارد؛ باز کردن همان راه نفوذی که رهبر انقلاب طی سال اخیر، بیش از هفتاد مرتبه بر آن تاکید داشته اند نیست؟

خبرنگار نیویورکر می پرسد؛ ممکن است توافق هسته‌ ای راه جدیدی را برای گفت ‌و گوهای بیشتر درباره موضوعات منطقه ای باز کند؟ ظریف که گویا، کاهش بی اعتمادی ملت ایران نسبت به امریکا، برایش مهمتر از اجرای دقیق برجام است؛ و در واقع هدف از اجرای برجام را، کاهش بی اعتمادی به امریکا در بین مردم ایران می داند؛ پاسخ می دهد: "هنوز نمی ‌توانم چنین بگویم. ما امیدواریم اجرای برجام منجر به کاهش برخی از بی‌ اعتمادی ‌ها در ایران درباره اهداف و جهت‌ های سیاست کلی آمریکا در منطقه شود." وی بدون ابراز ناراحتی و یا اعتراض به هتاّکی های اخیر مقامات امریکایی؛ و تنها بدلیل نگرانی از افزایش بی اعتمادی ملت ایران به امریکا؛ -که یکی از موانع اصلی برقراری رابطه با امریکا تلقی می کند-، ادامه می دهد: "مسلما اظهاراتی که در دو ماه گذشته شنیدیم و بیشتر آنها در داخل آمریکا گفته شده است به کاهش بی ‌اعتمادی کمکی نمی ‌کند."

ظریف که ظاهرا دست دادن با اوباما را نیز، بخشی از گام های قاطع خود محسوب می کند؛ در پاسخ به سوال دیگر نیویورکر مبنی بر «دستور کار بعدی ایران و امریکا» می گوید: "من در هر زمان یک گام برخواهم داشت؛ اما این گام ‌ها قاطع خواهد بود و شما آثار آن را دیدید. ما گام قاطع بر می ‌داریم." وزیر خارجه در پایان سخنانش مجددا بر لزوم ایجاد اعتماد تاکید کرده می گوید: "اگر ما در یک جهت باشیم و به اجرای با حسن نیت برجام ادامه دهیم در آن صورت این امکان را خواهیم داشت مقداری اعتماد ایجاد کنیم که ما را قادر می سازد مسائل دیگر را نیز حل کنیم."

متاسفانه باید گفت، شنیدن سخنانی اینچنین، از وزیر امور خارجه ای که امریکایی ها با عناوینی همچون: مهره ای فوق ارزشمند؛ شخصی که با آنها بازی نمی کند؛ و یا طلوعی دوباره در فضای دیپلماتیک ایران؛ از او یاد می کنند؛ غیر منتظره نیست.

*در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد؛ هرچند رهبر فرزانه انقلاب در بیانات دیروز، خاتمه مذاکره مستقیم با امریکا را اعلام فرموده² و بدینوسیله بخش مهمی از راه نفوذ دشمن را سد کردند؛ با این وجود، توجه به این نکته ضروری است؛ که با تعابیر دقیق حجت الاسلام محسنی اژه ای، وزیر اسبق اطلاعات و معاون فعلی قوه قضائیه، از کلمه جاسوس³؛ لازم است جامعه اطلاعاتی ایران نگرش خود به سیاستِ بزک و حساسیت زدایی از دشمن؛ را باز تعریف کند.

 

¹ ظریف پیش از این در سال 92 گفته بود: "مسئله هسته ای مانعی بزرگ بر سر راه اصلاح روابط با غرب است و این مانع باید برداشته شود."

² نگارنده تصور می کند، بیانات دیروز رهبر فرزانه انقلاب نشان از تغییر سطح و تنزل رتبه ی مقامات مذاکره کننده ی مستقیم با امریکا، در امور هسته ای دارد. تا پیش از سخنان دیروز رهبر انقلاب؛ وزارت خارجه مجوز مذاکره تا سطح وزیر را داشت.

³ سخنانی که با اعتراض شدید اژه ای نسبت به دست دادن ظریف و اوباما همراه بود.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : کد، ظریف، نیویورکر، New Yorker، مصاحبه، نشریه، برجام،
لینک های مرتبط :


هر چه به روز توافق¹ نزدیک می شویم، تعداد اشتباهات فاحش عمدی و غیر عمدیِ دولت یازدهم افزایش می یابد. قوه مجریه که بر مبنای توهمی خود ساخته، حتی تصور بررسی برجام توسط مجلس شورای اسلامی را، از مخیله عبور نمی داد؛ این روزها با فشار روانی ناشی از برهم خوردن محاسبات، و البته بر باد رفتن آرزوهای حزبی، نه تنها قدرت اهم فی الاهم خویش را از دست داده، بلکه بر شدت تابو شکنی نیز افزوده است.

عدم درک عمق فاجعه ی منا، و نیمه کاره نگذاشتن سفر نیویورک، نمونه ای از تشخیص اشتباه و اولویت دادنِ برقراری رابطه با کدخدا، بر جان بیش از 500 تن از هموطنانی است، که دفاع از تک تک آنان، بخشی از وظیفه ذاتی هر دولتی محسوب می گردد. دولت های بسیاری نشان داده اند، حتی به منظور حفظ جان «تنها یکی از اتباع خویش» حاضر هستند، وارد جنگی گسترده شوند؛ با این وجود، مشخص نیست چرا دکتر روحانی، که با شعار پر طمطراق تحقق «منشور حقوق شهروندی»، در صدد حمایت از معدود قشر غرب گرای جامعه بر آمد؛ حاضر نشد، شخصا رهبری و هدایت دفاع از حجاج بیت الله الحرام و البته شرافت لکه دار شده ایرانی را بر عهده گیرد.

اما فارغ از بحث منا؛ گویی عبور از خطوط قرمز نظام و تابو شکنی، بخشی از عملکرد دولت تدبیر و امید گشته است. خبر ملاقات ظریف و اوباما را نمونه دیگری از چنین رفتار نا بجایی می توان تلقی کرد. این درحالی است که مجوز دولت برای انجام مذاکره؛ تنها تا سطح وزیر خارجه می باشد.

لکن جالب ترین بخش؛ رنگ کردن گنجشک اخبار، توسط دولتی ها است. ایشان به نحوی ملاقات دو مقام را اتفاقی و غیر منتظره عنوان می کنند؛ گویی اوباما و ظریف در زمانی مشخص، از کوچه تنگ آشتی کنان! عبور، و لاجرم شانه ی هر کدام به دیگری برخورد نموده. موضوع وقتی جالب می شود که مقامات کاخ سفید روایتی متفاوت از ماجرا بیان می کنند:

"اوباما و ظریف، یک برخورد کوتاهی در زمان ناهار داشتند و در آنجا دست دادند".

هرچند نویسنده علاقه وافری برای ملاک عمل قرار دادن سخن مسئولین دولت یازدهم دارد، لکن با عرض پوزش باید گفت؛ گذشته نشان داده، بیان و عمل مجریان امریکایی در ماجرای مذاکرات هسته ای، بیشتر به واقعیت می نماید. لذا باید از وزیر امور خارجه پرسید:

آیا اوباما بطور اتفاقی میز نهار خود را در راهروی سازمان ملل پهن کرده است؟

یا دکتر ظریف بطور اتفاقی از سالن ناهارخوری پرزیدنت اوباما عبور کرده!؟

و در نهایت لازم است به دولت یازدهم و تئورسین های عادی سازی رابطه با امریکای خبیث یادآور شد: مردم تفاوت شکستنِ حرمت سخن وزین رهبر فرزانه انقلاب را، با امور اتفاقی، درک کرده و در زمان مقتضی، پاسخ رفتارهای نابجای مسئولین را قاطعانه خواهند داد.

ضمن اینکه عدم تمایل دولت به رعایت خطوط قرمز؛ شاهد دیگری بر این مدعا است، که حتی پس از محدود کردن دولت در اجرای برجام توسط مجلس؛ دولت مسیر دلخواه خویش را ادامه داده و کمترین وقعی برای قوانین مجلس قایل نیست.

 

¹ بر اساس پیوست پنجم برجام، "روز قبول توافق"90 روز پس از تایید برجام از طریق قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است. قطعنامه 2231 در تاریخ 29/04/94 تصویب شد.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : اعمال، نابجا، ظریف، اوباما، ملاقات، منا، حج،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 تیر 1394 :: نویسنده : احمد.ش


فریاد ظریف

توافق ژنوکه شد؛ ظریف را به مجلس خواندند برای توضیح.

لکن حاضر به گشودن لب نشد؛

... حتی اگر استیضاحم کنید!

بعد از توافق لوزان؛ رهبری دستور دادند؛ چیز محرمانه ای نداریم؛ گزاره برگ بدهید؛

گفتند؛ آماده کرده ایم، ندادیم، می دهیم

... و دست آخر هم هیچ.

همه ی روزنه ها «به» و «از» درون سالن مذاکره مسدود بود؛

هیچ صدایی به بیرون درز نمی کرد.

ناگاه؛ عکس تفکر ظریف آمد؛

و گفتند ... ظریف در حال فریاد بر موگرینی!

ما که نفهمیدیم!

حداقل فریاد هایش را، دیده ایم بر سر نمایندگان مجلس.

در عجبم؛

کجاست همخوانی این دو تصویرِ فریاد!






نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : ظریف، فریاد، موگرینی، مجلس، مذاکره، درز، عکس،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 31 خرداد 1394 :: نویسنده : احمد.ش

مصاحبه ی دکتر ظریف با روزنامه ی دنیای اقتصاد حاوی نکات پر اهمیت؛ و البته تاسف آوری است. نکاتی که سطحی نگری رئیس تیم مذاکره کننده هسته ای کشور را به رخ هر خواننده ای می کشد.

دکتر ظریف به روال چندی پیش؛ مجددا دست به تحریف تاریخ زده و مدعی می شود پرونده هسته ای ایران در دو تاریخ سپتامبر 2003 و نوامبر 2011 به عنوان موردی خاص در آژانس بین المللی انرژی اتمی، مطرح و در نوامبر 2004 به سمت حل شدن پیش رفته است. در صورتی که گفته ایشان در خصوص حرکت به سمت حل شدن پرونده هسته ای ایران، در اواخر عمر دولت اصلاحات و تصدی گری دکتر روحانی بر دبیری شورای عالی امنیت ملی را، واقعی تلقی کنیم؛ لازم است به رئیس دستگاه دیپلماسی یادآور شویم؛ در تاریخ یادشده و پس از توافق های ننگین سعدآباد، بروکسل و پاریس؛ تروئیکای اروپا خواستار تعطیلی کامل صنعت هسته ای ایران شد.

لذا جا دارد جناب ظریف به این سوال پاسخ دهد؛ آیا پس از تعطیلی صنعت هسته ای کشور؛ و پذیرفتن بدون چون و چرای خواسته های اروپا؛ دلیلی برای عادی نشدن پرونده هسته ای ایران در شورای حکام وجود داشت؟

وی بر خلاف خط قرمز رهبر فرزانه انقلاب، که روابط ایران و آژانس را متعارف و غیر فوق العاده می خواهند؛ در خصوص دسترسی های مضاعف که در بیانیه! لوزان آمده؛ می گوید بالاخره باید به سمت روشی که از نظر بین المللی مورد قبول است پیش برویم؛ آنها چه می گویند مهم نیست، آنچه بر اساس مقررات بین المللی انجام خواهد شد مهم است!

به راستی انسان عاقل چند بار از سوراخی گزیده می شود؟ در توافق ژنو علی رغم تکذیب های مکرر تیم ایرانی؛ 92% از ادعاهای ذکر شده در گزاره برگ امریکا، عملی شد؛ در مقطع سالهای 82 تا 84 با وجود تعریف خصوصیِ البرادعی از تعلیق، که تنها شامل عدم تزریق گاز به سانتریفیوژ بود؛ طی تعریف رسمی آژانس، این تعلیق شامل همه ی صنعت هسته ای، یعنی گاز دهی به سانتریفیوژ؛ قطعه سازی؛ UCF؛ نطنز و ... شد. لذا مشخص نیست چرا دکتر ظریف از گذشته درس نمی گیرد؟

اما تاسف بار ترین نکته؛ قبول دربستِ خواسته امریکایی ها به بهانه عدم دخالت در مقررات داخلی آن کشور است. ایشان نسبت به لغو و یا تعلیق تحریم ها اظهار می دارد "ما کاری به مقررات داخلی آمریکا نداریم. دولت آمریکا باید اجرای تحریم‌ها را لغو کند"

آیا باقی ماندن زیر ساخت تحریم ها، که همانا قوانین کنگره و دولت امریکا محسوب می شود؛ عقلانی است؟ آیا دولت فعلی و یا دولت آینده امریکا به استناد همین قوانین، قادر به اجرای مجدد تحریم های لغو شده نخواهد بود؟ چرا بر خلاف قوانین داخلی ایران، دکتر ظریف از جانب مجلس، قول اجرای پروتکل الحاقی را به امریکا داده است؟ آیا با وجود چنین موضوعی؛ تصور دخالت یکجانبه امریکا در امور داخلی ایران؛ نظریه ای واهی است؟

این درحالی است که ظریف در تناقضی آشکار اصرار دارد، تحریم های شورای امنیت سازمان ملل، بر اساس بند 41 فصل هفتم منشور؛ حذف شود. (یکی از تبعات چنین حالتی این خواهد بود، که ایران بطور رسمی می پذیرد؛ تهدیدی بر علیه صلح جهانی است.)

متاسفانه بر اساس اعتماد به دشمن؛ دکتر ظریف در عباراتی تامل بر انگیز می گوید "من یقین دارم که اگر توافقی صورت بگیرد هیچ دولتی در آمریکا توان نقض آن توافق را نخواهد داشت و اگر توافق را نقض بکند، کسی در دنیا به آن اقدام وقعی نخواهد گذاشت"

گویا دکتر در جهانی آرمانی قدم گذاشته!

ایشان فراموش کرده اند در جریان آزاد سازی گروگان های امریکایی در لبنان، کدخدا گفت "حسن نیت، حسن نیت می آورد" لیکن پس از گذشتن خرش از پل؛ آشکارا به ریش ایشان و رئیس جمهور وقت خندیدند!

فراموش کرده اند به راحتی آب خوردن هواپیمای مسافربری ایران را سرنگون کردند؛ و جهانیان به روی مبارک خویش هم نیاوردند.

فراموش کرده اند، امریکایی ها شلیک موشک به سوی هواپیمای مسافربری را؛ اشتباه خواندند، لیکن به فرمانده ناو وینسنز مدال افتخار دادند! و دنیا وقعی ننهاد؟

فراموش کرده اند به بهانه ی واهی سلاح کشتار جمعی؛ عراق را اشغال و مردم این سرزمین را به خاک سیاه نشاندن؛ و سازمان ملل، جز همراهی کاری کرد؟

بد نیست جناب ظریف کمی هم از دنیای ایده آل فاصله گرفته و واقعیات حاکم بر جهان را درک کنند. به راستی قانون حاکم بر سازمان ملل، مصداق واقعی قانون جنگل نیست؟ آیا اعتماد به این قانون، نتیجه ای غیر از شکست و مرگ، در پی خواهد داشت؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : ظریف، اعتماد، دشمن، توافق، ژنو، لوزان، فراموش،
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic