درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

مماشات، اصلی ترین راهکار سیاست خارجی دولت یازدهم جهت نیل به اهداف خویش، علی الخصوص در قبال دول غربی و آژانس بین المللی انرژی اتمی است. با توجه به آزمودن و عدم موفقیتِ چنین مسیری؛ رهبر فرزانه انقلاب علی رغم احترام به رای ملت و باز گذاردن دست منتخب مردم؛ نارضایتی خویش از پیمودن طریق اشتباه را اینگونه عنوان کردند: "با عقب ‌نشینی، با تعلیق غنی سازی، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیاری از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است. ... این خطا است اگر خیال کنیم که دعوای آمریکا با ما سرِ قضیّه‌ ی هسته ‌ای است؛ نه، قضیّه ‌ی هسته‌ ای بهانه است."

لکن دکتر روحانی معتقد به آموختن، اصلاح مسیر و عدم تکرار اشتباهات 1382-1384 بود. لذا با وجود نهی شدید رهبری؛ ضمن عبور از خط قرمز؛ و نادیده گرفتن پیش داوری آژانس؛ که اساسا اخبار دریافتی از سرویس های غربی را نه تنها اطلاعات، بلکه در حالت کلان، معتبر (overall, credible) می دانست؛ در تاریخ 29 شهریور 1394 آمانو و معاون وی را به امید واهیِ کسب اطمینان و تایید صلح آمیز بودن برنامه هسته ای، وارد حریم نظامی پارچین کرد.

با این وجود، گزارش مدیرکل آژانس بدون توجه به حقیقت ماجرا و آنچه با چشمان خود در ساختمان مورد ادعا مشاهده کرد، منتشر شد. واقعیت آنست که آمانو، مهر تایید مجددی بر نظر ولی امر مسلمین زد. آقا فرمودند: "با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس مخالفیم. ما به آژانس بد بینیم؛ آژانس نشان داده که هم مستقل نیست، هم عادل نیست."

آمانو چشمان خود را در سوله ای به ابعاد تقریبی 500 متر مربع بست؛ لکن بر عکس های ماهواره ای 15 سال پیش، که از مسافت چندصد کیلومتری گرفته شده بود؛ باز کرد. مدیرکل سیلندر مورد ادعا را در پارچین ندید؛ اما از ورای جو تشخیص داد؛ سیلندر ثبت شده در عکس های ماهواره ای سال 2000؛ برای انفجار 70 کیلوگرم مواد منفجره با قدرت بالا مناسب است. آمانو حتی عکس های هوایی ارایه شده از سوی عراقچی را هم، تقلبی دانست !

مدیرکل به چشمانش اعتماد نداشت؛ لکن گزارش سرویس های غربی را چشم خود پنداشت؛ او کارهای عمرانی انجام گرفته توسط ایران را؛ تضعیف کننده توانایی های آژانس جهت راستی آزمایی قلمداد کرده و حتی ادعای انبار مواد شیمیایی جهت تولید مواد منفجره بودنِ سوله مذکور را؛ دروغ برشمرد.

نمی دانم آمانو را برای چه به پارچین راه دادند؟

راه دادند که تدبیر را دروغگو خطاب کند؟

مدیرکل با بازدید از پارچین؛ تنها دیپلماسی لبخند را به سخره گرفت.

لکن امان از به خواب زده ها؛

مذاکره کنندگان، باز هم گزارش آمانو را سفید می دانند.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : آمانو، بازدید، پارچین، سخره، تدبیر، PMD، لبخند،
لینک های مرتبط :


از زمان روی کار آمدن دولت یازدهم؛ هجمه ی وسیعی علیه دولت های نهم و دهم آغاز شد. نوشتار ذیل، نگاهی است گذرا به چرایی این موج وسیع تخریب.

احمدی نژاد را می بایست در دو مقطع تاریخی مورد بحث قرار داد. خلط این دو مقطع، نتیجه گیری را دچار چالش خواهد کرد.

احمدی نژاد دوره اول (84-88) [که از این پس احمدی نژاد اول؛ یا محمود اول خوانده می شود] همان احمدی نژادی است که بر مبنای پر کاری؛ برافراشتن پرچم اصیل انقلاب؛ همت انقلابی و ... ؛ همچنین نشانه بارز ولایت مداری شناخته می شود. این محمود؛ همان محمود دلها بود، که امام امت در خطبه های نماز جمعه ی 29 خرداد 88؛ نظراتش را، نزدیک به نظر خود دانست.

اما احمدی نژاد مقطع بعد (88-92) [که از این پس احمدی نژاد دوم؛ یا محمود دوم خوانده می شود] زمین تا آسمان با احمدی نژاد اول تفاوت داشت. هر چند از پشت کارش کم شد؛ لیکن با تمام اینها، از روسای جمهور پیشین برتری داشت. ولی اطرافیان حاشیه سازش؛ همان شدند که رهبر فرزانه انقلاب در پیام خصوصی برکناری مشایی به محمود گوشزد کرد و؛ محمود به گوش و دیده ی دل نگرفت.

"انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است"

این امر سرآغازی بود بر زاویه گرفتن از مسیر ولایت. موضوع چنان بغرنج شد که پس از ابقای مصلحی؛ آن شد که نباید میشد.

همه ی قصه به اینجا خلاصه نشد. طرفداران تکیه گاه فتنه؛ دست به التهاب بازار ارز زدند. اما محمودی که در بحران های بزرگتر، سربلند بیرون آمده و بر مشکلات فائق شد؛ دست روی دست گذاشت و تماشا کرد.

هنوز برای امثال من، مشخص نیست چرا محمود دست به مقابله با اخلال گران ارز و آنها که شناخته شده برای وی بودند؛ نزد.

اما این عدم مقابله تنها یک نتیجه داشت: به وقوع پیوستن اهداف مد نظر تکیه گاه فتنه!

محمودی که رهبر فرزانه انقلاب، در فتنه 88 برای معارف وی؛ سنگ تمام گذاشت؛ با دست خویش تیشه به ریشه ولایت و اصول گرایی زد.

اعتماد مردم نه تنها به محمود؛ بلکه به تمام اصولگرایان از دست رفت. همین امر زمینه ای شد، تا علی رغم قول پیشین، یار تکیه گاه فتنه در انتخابات 92؛ با کنار نرفتن از صحنه؛ ؛ تشتت آرای اصولگرایان را مضاعف کند. جلیلی به اتهام همراهی و مشابهت طرز فکر با محمود؛ از میدان به در شد. قالی باف را به نحو دگر، و خلاصه سبد یار تکیه گاه نیز، بخش قابل توجهی از آرای اصولگرایان را به خود اختصاص داد.

از آن سو، برخی به علت ناراحتی از عدم اجماع اصولگرایان، آرای خویش را به سبد تدبیر ریختند و خلاصه نتیجه به نفع تکیه گاه رقم خورد.

هرچند نمی توان دلیل محکمه پسندی از اتحاد محمود دوم با تکیه گاه ارایه داد؛ لیکن اجرا و به ثمر نشستن هدف تکیه گاه؛ نشان از همراهی محمود داشت.

هدف؛ کم کردن نفوذ رهبری بود و حذف اصولگرایان. آیا چنین برداشتی در انتخابات 92 اجرایی نشد؟

اما پس از احمدی نژاد دوم، سرخوردگی اصولگرایان ادامه داشت. ماشین تبلیغاتی نظام، که در اختیار تدبیر قرار گرفت؛ بیا و ببین چه نکرد. راست و دروغ را مخلوط کرده و هر روز به خورد مردم دادند؛ که احمدی نژاد و یارانش چه ها نکردند. بردند و خوردند. پاک دستان که این باشند؛ وای به ...

و همه اینها تنها نتیجه همراهی محمود بود و تکیه گاه.

محمودِ امروز، تاوان اشتباه گذشته خویش را میدهد و از قِبلش؛ اصولگرایان نیز چوب می خورند. اگر محمود، به سخنی که رهبری در خشت خام دیدند، توجه می کرد؛ امروز نه دولت در اختیار تکیه گاه بود و؛ نه چوب بد عهدی یاران محمود را میخوردیم.

وقتی غبار فتنه بر پا شد؛ شناخت سره از نا سره امکانپذیر نیست. امروز محمود، به دست خود غبار فتنه ای را ایجاد کرد، لذا هم خود می سوزد و هم نظام.

اما سوال اینجا است:

به یقین احمدی نژاد دوم، به علت زاویه پیدا کردن از خط ولایت؛ تایید صلاحیت نخواهد شد؛ لیکن چرا دولت و زنجیره ای ها چنین بر طبل نگرانی از بازگشت احمدی نژاد می کوبند؟

به نظر مشکل ایشان محمود نیست؛ محمود امروز محمود اول نیست؛ لذا بر فرض تایید صلاحیت؛ حتی انتخاب و تکیه زدنش بر مسند ریاست جمهوری؛ برای تکیه گاه و حامیانش نه تنها مشکل ساز نیست؛ که ... .

اما نام احمدی نژاد اول؛ اجین شده با آزادگی، کار، تلاش، فعالیت برای صاحبان انقلاب، پیشرفت نظام، بسته شدن راه رانت خوران و ... و خلاصه محمود اول ذوب شده بود در ولایت. اگر قرار باشد کسی با طرز فکر احمدی نژاد اول در مسند حکومت قرار گیرد؛ نیمچه جایگاه احیا شده تکیه گاه و اطرافیانش پس از انتخابات 92 نیز از بین می رود؛ لذا باید تفکر احمدی نژاد اول و به قول امروزی ها برند احمدی نژاد اول را منکوب و پایمال کرد.

نباید گذاشت کسی با خصوصیات احمدی نژادی اول و با ویژگی ولایت مداری در قدرت قرار گیرد.

هدف حذف ولایت مداران و خط اصول گرایی است.





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : احمدی نژاد، هجمه، پاک دست، ولایت، ضربه، اصولگرا، تدبیر،
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic