درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 27 شهریور 1395 :: نویسنده : احمد.ش

چرا مدعیان تدبیر و در یک کلام، اصلاحات؛ برای اجرای اهداف و تحقق «نفوذ» دشمن، تنها از ابزار دروغ بهره می برند؟ آیا با وجود وعده های کذبی که برای اجرای برجام و ارتباطش با آب خوردن بیان کردند، برجام توانست تحریم های پیش رو را لغو کند؟

آنچه در پی می آید، دلایلی بر واقعی نبودنِ وعده اصلاح طلبان ذیل FATF است.

1- از سال 2008-2009 (1387-1388) ایران در لیست تحریم FATF قرار گرفت؛ لیکن تا سال 2011-2012 (1390-1391) یعنی شروع تحریم های هدفمند، بدون هیچ مشکلی تبادل بانکی را انجام می داد. پس می توان نتیجه گرفت FATF عامل اصلی برای تحریم ایران نبوده.

2- از بیانیه FATF که منجر به تعلیق تحریم های ایران برای مدت یک سال شد -تعلیق یکساله نام ایران از لیست سیاه کشورهای دارای ریسک بالای پولشویی و حمایت از تروریسم-, 3 ماه گذشته است.

سئوال: آیا در این سه ماه، امکان تبادل بانکیِ آسان و یا حداقل تسهیل تبادل برای ایران فراهم شده؟ خیر.

پس FATF عامل اصلی و تاثیر گذار در حذف تحریم های ایران نیست.

3- موضوع ارتباط بانکی ایران از زمانی دچار مشکل شد که امریکا «تبادل دلار» را برای ایران غیر مجاز دانست و بانکهای دنیا را به این بهانه مجازات کرد.

سئوال: آیا FATF تحریم دلار را لغو می کند؟ خیر. پس می توان نتیجه گرفت FATF راه حل اصلی برای لغو تحریم ایران نیست.

4- تحریم های یکجانبه امریکا نیز پایه اصلی دیگری برای حصر اقتصادی ایران است. 180 فرد و نهاد و شرکت هنوز هم در تحریم امریکا هستند و برجام و قطعنامه 2231 که دولت آنها را افتخار آفرین می داند، علی رغم شعارهای پر طمطراق «لغو همه ی تحریم های هسته ای، بانکی، مالی و حتی غیر هسته ای، منجمله نظامی» نتوانست آنها را لغو و یا حتی تعلیق کند. این تحریمها به صراحت گریبان ایران را طی برجام و قطعنامه 2231 گرفته است و عاملی اصلی برای ترس بانکها در معامله با ایران است.

سئوال: آیا FATF می تواند تحریم های امریکا، تحریمهای ذیل قطعنامه 2231 و برجام را حذف کند؟ خیر. این موضع در ید قدرت کارگروه اقدام مالی نیست.

سئوال اصلی:

پس چطور FATF می تواند تحریم های ایران را لغو کند؟

آیا FATF مکمل تحریمهای امریکا، قطعنامه های 2231 و برجام نیست؛ آیا FATF تحریم ها را هدفمند نکرده و قوه مجریه ایران را به ابزاری برای اجرای منویات شبکه جهانی صهیونیست در داخل کشور بدل نمی کند؟

وقتی FATF نمی تواند تحریم ها را لغو کند، دلیل اصرار دولت برای قبول و اجرای آن چیست؟

آیا انسانهای هوشمند نباید برای این «حداقل» ها، به نیت بانیان FATF در داخل کشور شک کنند؟

و آیا FATF مکملی برای اجرای دقیقتر نیات امریکا به منظور هدف گرفتن ابزار های امنیت ایران، منجمله محور مقاومت نیست؟

 

خبر مرتبط



نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : FATF، کارگروه اقدام مالی، دلار، تحریم، امریکا، نفوذ، دروغ،
لینک های مرتبط :


ارزیابی راهبردی - وبلاگ دلنوشته های سربازی برای ولایت

مذاکرات هسته ای مستقیم با امریکا و نتایج اولیه حاصل از توافق ژنو که دولت یازدهم آن را پیروزی! می داند؛ امر را بر وزیر امور خارجه و تشکیلات تحت امرش مشتبه ساخت، که توان دخالت و مدیریت پرونده سوریه را نیز دارد. از اینرو ظریف در بهمن 92 طی مصاحبه ای با شبکه دوست و برادر! العربیه، جمله ای به زبان آورد؛ که علاوه بر آشکار کردن نیت واقعی؛ پرده از رازهای مگوی فراوانی برداشت:

خبرنگار العربیه: آیا از حزب الله می خواهید که نیروهای خود را از سوریه خارج کند؟ ظریف: "من از همه نیروهای خارجی می خواهم از سوریه خارج شوند" !!!

فارغ از دیگر جملات شاذ دکتر در مقاطع مختلف، کلمه آتش بس؛ -همانند تحمیل قطعنامه 598 به امام راحل در دفاع مقدس- کلید واژه ثابت و البته اصلی در همه ی نشست، کنفرانس و مصاحبه های وی طی 3 سال اخیر راجع به سوریه می باشد. هرچند صلح عبارتی زیبا است؛ لکن مفهوم آن بسته به شرایط محیطی تغییر می کند. به عبارتی قبول صلح در شرایطی که دشمن در موقعیت ضعف مطلق قرار گرفته و شکستش قطعی و نابودی آن عنقریب است، نه تنها مقبول نیست؛ بلکه مذموم شمرده می شود.

اما ضرر صلح پیشنهادی ظریف در سال گذشته و هم اکنون چیست؟

برای تشریح موضوع ذکر مثالی لازم به نظر می رسد. استفاده ورزشکاران از فرصت های مقطعی برای کسب روحیه و تغییر معادله، امری بدیهی است. حتی کودکان که اخبار ورزشی را دنبال می کند، به راهگشا بودن «تایم اوت» در لحظه های مخاطره آمیز بازی و هنگامه شکست تیم واقف هستند؛ و مکرراً مشاهده شده، استفاده از چند دقیقه استراحت و برنامه ریزی، حتی امکان تغییر نتیجه بازی و شکست محض تیم حریف را در پی دارد. لکن در هیچ جا دیده نشده که تیم پیروز در خواست تایم اوت کند!

تیر ماه سال 94 خبرگزاری ها خبر از حضور فرمانده سپاه قدس، حاج قاسم سلیمانی در مسکو دادند؛ هنوز اخبار مذکور تایید نشده بود که روسیه با حضور قوی هوایی و پشتیبانی زمینی؛ معادلات سوریه را به نفع محور مقاومت تغییر داد؛ آبان 94 در محور جنوبی حلب؛ شهرک های استراتژیک خان طومان و الحاضر یکی پس از دیگر آزاد شدند. بهمن ماه نیز پس از سلسله پیروزی های متعدد مقاومت، در محور شمالی حلب، حصر نبل و الزهرا به عنوان دو نماد استقامت شیعی پس از 4 سال شکسته شد. خطوط جبهه تکفیری همچو دومینو، یکی پس از دیگری در حال فروپاشی بود که جامعه جهانی، ناباورانه دست های وزیر خارجه ایران را به نشانه «تایم اوت» بالا دید! در واقع آنچه عربستان، قطر، ترکیه ، امریکا و در یک کلام؛ پشتیبانان تکفیری برای نجات معارضان سوری سعی در اجرای آن داشتند را؛ ظریف از درون جبهه مقاومت عملی کرد!

وزیر خارجه ایران واسطه ای فعال برای آغاز آتش بس و مقدمه ای برای خروج بهت آور و ناگهانی روسیه از سوریه شد. 16 اسفند 94 و در اوج پیروزی های جبهه مقاومت، آتش بس آغاز و 10 روز بعد روسیه بخش اعظم ارتش خود را از سوریه خارج کرد. فرصت ایجاد شده باعث شد تا سیل تجهیزات پیشرفته از سوی محور تکفیری بخصوص امریکا و ترکیه به سوی معارضان سوری روانه و نهایتا کمتر از دو ماه بعد؛ هجمه های سنگین به جبهه مقاومت آغاز شود.

هرچند جبهه النصره و داعش مشمول آتش بس نمی شدند؛ لکن اردیبهشت 95، النصره با استفاده از فرصت آتش بس، گروه های مختلف همانند احرار الشام، جیش السلام، فتح الاسلام و چندین گروه دیگر را متحد و با 3000 نیروی تازه نفس از بخشی که شامل آتش بس می شد -تحت تسلط النصره نبود-؛ خان طومان و اطراف آن را مورد هجوم قرار داد و نهایتا موفق شد؛ این شهرک راهبردی را به تسخیر خویش درآورد.

اطلاعیه رسمی سپاه پاسداران شهادت 15 ایرانی و مجروحیت 6 تن دیگر از مستشاران نظامی را تایید کرد. در این بین جمعی از نیروهای لشکر فاطمیون، حزب الله عراق و حزب الله لبنان نیز شهید، مجروح؛ و تعدادی از نیروی های خط مقاومت که گفته می شود مستشاران سپاه نیز جزو آنها بودند؛ اسیر تکفیری ها شدند.

متاسفانه سقوط خان طومان و شهادت، مجروحیت و اسارت تعدادی از بهترین فرزندان این خاک، نه تنها برای دکتر ظریف به عنوان نماد غربگرایی در ایران گران نیامد؛ بلکه همت خویش در راستای ادامه اهداف امریکا و محور تکفیری را مضاعف نمود؛ تا جایی که وزیر خارجه از آمادگی ایران برای انعطاف بیشتر! در ماجرای سوریه، با پایگاه خبری تحلیلی المانیتور سخن گفت؛ و متعاقب آن، برای خوش آمد امریکا و عربستان؛ و البته جامه عمل پوشاندن به توصیه لابی ایران - امریکا (نایاک) که تریتا پارسی ریاست آن را برعهده دارد؛ در اولین قدم نسبت به برکناری امیر عبداللهیان از معاونت عربی- افریقایی اقدام نمود.

حال باید از دکتر ظریف سوال کرد؛ آیا تجربه برجام و عمل نکردن امریکا به وعده های پوچ و توخالی اش طی توافق برجام؛ و عدم پایبندی به آتش بس در سوریه -حتی بمباران نیرو های ایرانی توسط هواپیماهای امریکا؛ که عامل اصلی شکسته شدن خط خان طومان بود- برای وی کفایت نمی کند؟

آیا خون بیشتری برای بیداری امثال دکتر ظریف لازم است؟

البته اگر چنین تفکری اساسا بیدار شدنی باشد!

 

پ.ن.پ: رهبر فرزانه انقلاب در تعریف نفوذ با چنین مضمونی آورده اند؛ نفوذ یعنی آنچه دشمن می خواهد را کسانی در داخل کشور و در سطح تصمیم سازی و تصمیم گیری، فکر کرده و عمل کنند!





نوع مطلب : سیاست روز، خارجی، 
برچسب ها : ظریف، سوریه، آتش بس، خان طومان، امریکا، بمباران، امیرعبداللهیان،
لینک های مرتبط :


رهبر فرزانه انقلاب طی دیدار رمضانیه با مسئولین؛ ضمن دستور به رئیس سازمان انرژی اتمی فرمودند: "این توقّعاتی را که آنها در زمینه ‌ی الیاف کربن که در سانتریفیوژها به کار میرود، یا توقّعاتی که در مورد اندازه ‌گیری آن سیصد کیلو دارند مطلقاً قبول نکنید، زیر بار نروید."

کمالوندی، دیپلماتی که سابقه 29 ساله حضور در وزارت خارجه دارد و با شروع کار دولت یازدهم، همراه صالحی به سازمان تماما تخصصی انرژی اتمی آمد؛ در تشریح بیانات رهبری آورد؛ امریکایی ها قصد دارند تفسیر خود از کلمه«Inventory»   «فهرست اقلام» را -که به دلیل گستردگی مفهوم، مورد پذیرش مذاکره کنندگان ایرانی برای درج در متن برجام قرار نگرفت را- به کلمه ی مورد توافق«Stockpile»   «محصول نهایی انباشت شده» تسری داده و این دو کلمه را هم معنی معرفی کنند.

فارغ از توصیه های سه سال اخیر ولی امر مسلمین به تیم مذاکره کننده در خصوص عقد قراردادِ غیر قابل تاویل و تفسیر، با دشمنِ بد عهد و بد ذاتی همچون امریکا؛ یکی از ایراد های بجای منتقدان؛ اعتراض به یگانه قرار دادن متن انگلیسی به عنوان مرجع اصلی و زبان توافق بود. به عبارتی بر خلاف عرف، در برجام زبان فارسی به عنوان زبان مادری مذاکره کنندگان ایرانی نادیده گرفته شد و دیپلمات های ایرانی با افتخار! زبان انگلیسی و تفسیر های ناشی از آن زبان را به عنوان یگانه مرجعِ توافقی به اهمیت و وسعت برجام در نظر گرفتند. ضمن آنکه حاضر نشدند تفسیری از کلمات کلیدی که احتمالا در آینده مورد مناقشه قرار خواهد گرفت را ارایه دهند. امری که از بدیهیات حقوق و توافقات بین المللی است.

متاسفانه ریشه چنین امری را می بایست در عدم تمکین از خِرد جمعی و نادیده انگاشتن توصیه منتقدان توسط دولت کدخدا محورِ دکتر روحانی جستجو کرد. هنوز دیر زمانی از افتخار تیم مذاکره کننده دکتر روحانی به اِشراف بر زبان انگلیسی و تحقیر منتقدان به بهانه ندانستن زبان بیگانه نمی گذرد؛ که عشق به غرب و زبان آنگلوساکسون، به عنوان یکی از اصلی ترین خُلل و فُرج؛ و زوایای پر ابهام برجام رخ نموده و زبان انگلیسیِ مورد توجه غربگرایان، عاملی جدید برای سوء استفاده دشمنی عنود قرار گرفته است.

 





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : الیاف کربن، 300 کیلو، زیاده خواهی، امریکا، برجام، صالحی، رهبری،
لینک های مرتبط :


جهانگیری معاون اول، سیف رئیس کل بانک مرکزی و بعیدی نژاد از اعضای تیم مذاکره کننده دولت بنفش؛ متّفق القول، دولت سابق را به جهتِ خرید اوراق بهادار و سرمایه گذاری در امریکا؛ مقصرِ مصادره 2 میلیارد دلار دارایی های ایران توسط امریکا معرفی کردند!

اینکه اساسا سرمایه گذاری در مهد دشمنی با ایران صحیح است یا خیر؛ موضوع نوشتار پیش رو نیست؛ لکن می توان با طرح پرسش و پاسخی، ادعای سست بزک کنندگان امریکا را به چالش کشید.

فارغ از اینکه خرید اوراق بهادار در دولتهای نهم، دهم و یا حتی دولت اصلاحات صورت گرفته، باید از دولت کنونی سوال کرد؛ چرا امریکا نتوانست در زمان سرمایه گذاری و یا در طول مدت حیات دولت سابق، اقدام به عربده کشی و دزدی 2 میلیارد دلار ایران کند؟ پاسخ آنست که امریکا شرایط را برای انجام این راهزنی مساعد نمی دید. در واقع امریکا طی دولت نهم و دهم به این قطعیت رسیده بود؛ که بر اساس قانون عمل و عکس العمل، اولین بازخورد مصادره اموال ایران را در بحث هسته ای دریافت می کند. بطور مثال تعداد سانتریفیوژ های ایران از 20,000 به 30 و یا 40,000 افزایش پیدا می کرد و یا درصد غنی سازی از 20 به 60 درصد می رسید؛ لذا منطقا امریکایی ها تصور انجام چنین خطایی را از ذهن دور می ساختند!

اما امروز و با وجود حذف صنعت هسته ای؛ آیا چنین پاسخی به قوت خود باقی است؟

قطعا خیر! رفتار دولتمردان یازدهم برای امریکا مسجل ساخته است، هم اکنون دولت ایران علاوه بر انهدام زیر ساخت هسته ای، قایل به حفظ برجام به هر قیمتی می باشد -حتی چشم پوشی از تمامِ بدعهدی های کدخدا!-؛ لذا می تواند با خیالی آسوده؛ نه تنها ایران را در ابعاد مختلف تحت فشارِ تحریم جدید قرار دهد و یا به تعهدات ذیل برجام پای بند نماند؛ بلکه بر خلاف تمامی معاهدات بین الملل، قوانین قضایی داخلی خود را بر علیه ایران بکار گرفته و از قِبل آن حداکثر ضربه را به ایران اسلامی وارد کند.

با این وجود جای سوال از دولت بنفش هست؛ چرا کوتاهی و اعتماد بیجا به دشمن را؛ که مسبب اصلی مصادره 2 میلیارد دلار دارایی ایران است، به  گردن دولت قبل می اندازد؟

 


پ.ن.پ 1: اگر برادر اول برای پدر خانواده، خودرویی خریداری کند و پس از مدتی، برادر دوم بعلت دست فرمان بد، با خودروی مذکور تصادف کند؛ آیا می توان برادر اول را به جهت خرید خودرو مقصر دانست؟

پ.ن.پ 2: اگر فرض را بر قبول نظر دولتمردان یازدهم بگذاریم و مقصر مصادره 2 میلیارد دلار ایران دولت قبل باشد؛ مقصر مصادره برج علوی در نیویورک کیست؟ دولت سرنگون شده ی شاهنشاهی ایران و یا ....

پ.ن.پ 3: مگر آقای ظریف پس از اجرای برجام و سفر دکتر روحانی  به فرانسه و ایتالیا نگفت؛ "باید برجام به واقعیتی برگشت ناپذیر تبدیل شود"؟ به عبارتی آنچنان اروپایی ها را با توافق های میلیاردی نمک گیر کنیم، که برای آنان نقض برجام مساوی با ضرر محض باشد؟! حال چگونه دولت غربگرا، معترض خرید اوراق در امریکا شده و آن را عملی ناپسند تلقی می کند؟ مگر با انجام چنین عملی امریکا نمک گیر نمی شد؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : مصادره، 2 میلیارد دلار، امریکا، جهانگیری، سیف، بعیدی نژاد، مقصر،
لینک های مرتبط :


دکتر صالحی طی مصاحبه با شبکه العربیه ی جدید (متعلق به قطر) نکاتی را بیان کرد که در ادامه نقدی گذرا بر آنها خواهیم داشت. هرچند در مقاله های پیشین برخی موضوعات مورد اشاره قرار گرفته؛ لکن اصرار بر دروغ پردازی دولتی ها، نگارنده را مجبور به تکرار می کند.

به جهت طولانی بودن متن، مقاله طی دو بخش ارایه می گردد. بخش اول:

1- بر خلاف نظر دکتر صالحی این بار دوم نبود که آژانس از سایت پارچین بازدید کرد، بلکه مرتبه سوم بود. به غیر از بازرسی در دولت یازدهم؛ اولین مرحله در دوره اصلاحات و دومین بار در دولت نهم و بر اساس ادامه توافقی که در دوره اصلاحات رقم خورد؛ بازرسی از این سایت نظامی صورت پذیرفت.

در ثانی در هر سه مرحله مسئولین ایرانی گفتند؛ این آخرین بازدید است! با این وجود آژانس با نقض عهد ادامه داد و حتی به اسناد و اعترافات سابق خویش نیز پایبند نماند.

2- بر خلاف خوش باوری امثال دکتر صالحی که متاسفانه مرعوب غرب هستند؛ برای آژانس و جهانیان نه تنها ثابت نشد که ایران دنبال سلاح هسته ای نبوده؛ بلکه دقیقا برخلاف نظر دکتر صالحی؛ در گزارش آمانو آمد، ایران تا قبل از سال 2003 بطور هدفمند به دنبال طراحی بمب اتم بوده؛ و تا سال 2009 نیز فعالیتهایی داشته؛ و بعد از این سال نیز آژانس مستندی ندارد!!!

بد نیست دکتر صالحی برای فعال شدن ذهن خود، نگاهی مجدد به ارزیابی آمانو -GOV/2015/68- از موضوعات PMD (ابعاد احتمالی برنامه هسته ای ایران) که حالا دیگر MD (ابعاد نظامی برنامه هسته ای ایران) می باشد داشته باشید.

3- دکتر صالحی که ظاهرا همانند دیگر مسئولین دولت بنفش؛ علاقه ای به گوش دادن و یا تدبر در بیانات رهبر فرزانه انقلاب ندارد؛ هیچ عکس العملی در قبال تندرو خواندن بخشی از اصولگرایی بخرج نمی دهد؛ بلکه با پاسخ دکتر؛ عملا گفته خبرنگار تایید می شود. العربیه جدید می پرسد: " آیا این مسئله (اجرای پروتکل بدون اجازه مجلس تا 8 سال)، خشم منتقدان داخل را بر نمی انگیزد، بخصوص تندروهای اصولگرایان؟ صالحی: فکر نمی ‌کنم. نوعی توافق داخلی در این باره وجود دارد."

رهبر حکیم انقلاب در آخرین سخنرانی خود با انتقاد از مسئولین و جناح های داخلی فرمودند: "آنهایی که امروز در بیرون از مرزهای کشور میگویند تندرو، مقصودی دارند و معنایی مورد نظرشان است. دوستان ما و برادران ما در داخل مراقب باشند آنچه مقصود او است تکرار نکنند."

البته عدم عکس العمل مناسبِ صالحی، تنها به مسئله فوق ختم نمی شود؛ بلکه در قبال نام بردن خلیج فارس از سوی خبرنگار العربیه جدید با عنوان مجهول «خلیج» نیز، خاموش می ماند.

4- صالحی با تکرار ادعاهای پوچ و بی اساس؛ همچنین بدون در نظر گرفتن باقی ماندن کاریکاتوری از صنعت هسته ای ایران می گوید: "فعالیتهای هسته ‌ای ما در تمامی ابعاد از قبیل غنی ‌سازی اورانیوم، تولید آب سنگین، کشف و استخراج اورانیوم، ادامه تحقیقات هسته‌ ای و ساخت نیروگاه ‌های هسته‌ ای و نیز تولید سوخت ادامه خواهد داشت. برخی قید و بندها هستند که ایران آن را در عمل پذیرفته اما اینها به معنای توقف کار یا کُند شدن آن نیست."!

5- صالحی در حالی ادعا می کند ایران 9 هزار سانتریفیوژ فعال داشته؛ که هیچ اشاره ای به 14 هزار سانتریفیوژ قلع و قمع شده ی غیر فعالِ قبل از اجرای برجام؛ و همچنین بیش از 1000 سانتریفیوژ آبمیوه گیریِ! فعلی که در فردو غیر فعالِ  است، نمی کند. وی تنها می گوید، ایران در حال حاضر 6 هزار سانتریفیوژ دارد!

6- صالحی بدون اشاره به 12 تن ذخایر استراتژیک اورانیوم 5% که دولت امید! از کشور خارج کرد و یا 200 کیلو ذخایر 20% که نابود نمودند؛ ضمن القای حسِ «نمی توانیم»؛ به نیاز 30 تنی سوخت بوشهر در یک سال اشاره کرده و می گوید "ایران فاصله زیادی از این مقدار دارد". این در حالی است که:

الف- تحقیق بر روی سانتریفیوژ فوق پیشرفته IR-8 از ابتدای دولت بنفش (نزدیک به 2 سال و 8 ماه پیش) متوقف شده.

ب- تا 8.5 سال آینده ایران امکان تحقیقِ فراگیر روی چنین سانتریفیوژی را ندارد. یعنی ایران تا 8.5 سال؛ تنها امکان تحقیق بر روی IR-8 را، به صورت تکی یا تعداد چند دستگاه خواهد داشت. و تازه پس از 8 سال و نیم می تواند آبشاری با زنجیره 30 دستگاه تشکیل دهد!

متخصصین امر اذعان دارند، حتی استفاده از زنجیره 30 تایی فاصله فراوانی با واقعیتِ بهره برداری از زنجیره ی (حدوداً 164 تایی) دارد.

ج- سانتریفیوژ IR-8 قابلیت 24 سو جدا سازی دارد و تجهیز فردو به تقریبا 2500 دستگاه از این سانتریفیوژ برابری می کند با سایت نطنز، با ظرفیت کاملِ 48000 دستگاه IR-1.

د- از همه مهمتر باید گفت: ایران تا 10 سال اساسا حق فکر کردن در خصوص طراحی و تولید هیچ سانتریفیوژ جدیدی را ندارد؛ به عبارتی نه تنها در طول سالیان آینده نمی تواند از داشته های فعلی خود بهره برداری منطقی کند؛ بلکه می بایست در این داشته ها درجا هم بزند! عمق فاجعه زمانی مشخص می شود که بدانیم ایران برای رسیدن به دانش تولید سانتریفیوژِ مدل هشت خود (در کنار تولید انواع مختلفِ سانتریفیوژ)، فقط 8 سال زمان صرف کرد؛ و توقف ایران تا 10 سال آینده یعنی چشم پوشی از مدل های به مراتب جدید تر از سانتریفیوژ IR-8 که شاید می توانست بالغ بر 150 سو جداسازی کند.






نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، صالحی، دروغ، اعتراف، تحریم، امریکا، هسته ای،
لینک های مرتبط :


دکتر صالحی طی مصاحبه با شبکه العربیه ی جدید (متعلق به قطر) نکاتی را بیان کرد که در ادامه نقدی گذرا بر آنها خواهیم داشت. هرچند در مقاله های پیشین برخی موضوعات مورد اشاره قرار گرفته؛ لکن اصرار بر دروغ پردازی دولتی ها، نگارنده را مجبور به تکرار می کند.

به جهت طولانی بودن متن، مقاله طی دو بخش ارایه می گردد. بخش دوم:

7- صالحی در معادله ای خنده دار مدعی می شود؛ ایران با وجود 9000 سانتریفیوژ فعال، 2300 کیلو گرم اورانیوم 5% تولید می کرده و الان با 6000 سانتریفیوژ (که البته فقط 5060 دستگاه آنها فعال است) می تواند 1500 کیلو گرم اورانیوم تولید کند! این در حالی است که یک تناسب ساده بین ارقام ارائه شده توسط صالحی مشخص می کند در حال حاضر ایران با تعداد 5000 سانتریفیوژ فعال، تنها قادر به تولید نزدیک به 1278 کیلو گرم اورانیوم در سال خواهد بود و نه 1500 کیلو! در این خصوص باید گفت:

الف- صالحی در راستای ادامه ی خط غیر واقعی و بزرگنماییِ برجام؛ نه تنها 1024 سانتریفیوژ غیر فعال فردو را نیز به عنوان فعال معرفی می کند؛ بلکه تولید کاذبی را به آنها اختصاص می دهد. حال آنکه گرم به گرم این ماده، ارزشمند بوده و بازرسان آژانس مقادیر ناچیز آن را محاسبه می کنند.

ب- بر اساس برجام ایران نمی تواند بیش از 300 کیلو اورانیوم غنی شده در خاک خود داشته باشد. و هنوز مشخص نیست دولت تدبیر کدام یک از 4 گزینه ی موجود را برای مازاد اورانیوم تولیدی احتمالی خود پیش بینی کرده است: 1- صادرات گرم به گرم مازاد بر 300 کیلو گرم! 2- تخلیه یکجای 300 کیلو ذخیره اورانیوم ایران به عنوان صادرات که منجر به خالی شدن یکباره کشور از اورانیوم غنی شده ی حداقلی بر اساس برجام! می شود. 3- عدم تولید اورانیوم؛ با استفاده از رقیق سازی مجدد اورانیوم تولید شده 3.5% 4- تبدیل اورانیوم تولید شده به اکسید که در واقع نابودی آن می باشد.

8- نکته دیگر سخنان صالحی به تعداد سانتریفیوژ های فعال ایران باز می گردد. بر اساس گزارش های آژانس:

الف- تا قبل از اجرای توافق ژنو؛ ایران تعداد 9252 دستگاه سانتریفیوژ IR-1 در بخش زیر زمینی سایت شهید احمدی روشن (نطنز) داشته که تحت تزریق گاز اورانیوم قرار گرفته است.

ب- در بخش آزمایشگاهی -که روی زمینِ نطنز- و به نام شهید قشقایی مزین است؛ دو آبشار IR-1 مجموعا به تعداد 328 دستگاه قرار داشته که تا قبل از توافق ژنو، به صورت متصل بهم به تولید اورانیوم 20% مشغول و پس از توافق با جدا شدن این اتصال به تولید اورانیوم 5% مشغول گشته است.

ج- در سایت فردو نیز 4 آبشار متصل بهم با تعداد تقریبی 660 دستگاه در حال فعالیت برای تولید اورانیوم 20% بوده که پس از توافق ژنو تنها به تولید اورانیوم 5% مشغول شده است.

نتیجه؛ در صورتی که تعداد مذکور را جمع کنیم؛ به عدد 10240 سانتریفیوژ فعالِ ایران خواهیم رسید که با اعداد اعلامی از سوی دکتر صالحی و هیئت مذاکره کننده تفاوت قابل توجهی خواهد داشت!

9- صالحی در سخنی شگفت آور مدعی می شود "طی مدت 10 سال آینده که ما صرفا تعداد سانتریفیوژ ها را کاهش داده ایم؛ آنچه نیاز داریم توسعه خواهیم داد تا بعد از این زمان بکار گیریم."! در حالی که صنعت ساخت سانتریفیوژ؛ قطعه سازی (مگر برای جایگزین)؛ تحقیق و توسعه در حد ناچیز؛ و عملا همه چیز تعطیل شده و اساسا چیزی بجز کاریکاتور از صنعت هسته ای ایران باقی نمانده؛ لذا مشخص نیست صالحی از کدام توسعه ی در خواب! سخن می گوید؟

صالحی بدون اشاره به سابقه ی 8 ساله ی شکوفایی صنعت هسته ای ایران -بدون در نظر گرفتنِ زمان توافق ننگین سعدآباد و بروکسل و همچنین قبل از آچمز شدن و توقف کامل هسته ای در دولت یازدهم- سخنانی به زبان می راند که گویا در این دنیا نمی زیسته است!

10- صالحی مجددا از غارت ذخایر استراتژیک اورانیوم ایران به عنوان افتخارِ صادرات یاد می کند. حال آنکه هیچ عقل سلیمی، به خارج کردنِ ذخایر اورانیوم یک کشور، که تنها یکبار صورت می گیرد و یا در خوشبینانه ترین حالت حداکثر در مقیاس بسیار ناچیز و مینیاتوری ادامه می یابد؛ لقبِ صادرات نمی دهد.

11- اما اصلی ترین محور سخنان صالحی را می بایست اعتراف دیر هنگام یکی دیگر از اعضای هیئت مذاکره کننده به خلف وعده امریکا و اروپا در خصوص عدم عمل به تعهدات خویش دانست. این درحالی است که از رئیس دولت گرفته تا دون پایه ترین اعضای مذاکره کننده بارها و البته به دروغ، مدعی برداشته شدن تحریم ها و یا حتی انجام 1000 LC در روز تعطیل اروپا و امریکا شدند.

با این وجود مشخص نیست دروغ های این جماعت تا به کی ادامه دارد و چه زمانی قصد خواهند داشت به عدم امکان اعتماد به امریکا و غرب اعتراف کنند؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، صالحی، دروغ، اعتراف، تحریم، هسته ای، امریکا،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 دی 1394 :: نویسنده : احمد.ش

روز گذشته دادستانی تهران؛ در راستای مصوبات شورای عالی امنیت ملی، خبر تبادل چهار جاسوس دو تابعیتی امریکا در قبال بسته ای از امتیاز را منتشر کرد؛ چهار جاسوسی که محوری ترین فرد آن، جیسون رضائیان بود.

فارغ از اصل مبادله که موضوع بحث این نوشتار نیست؛ تبادل جاسوسان امریکایی تایید سخن متواتر دیپلمات های امریکایی است. کری، شرمن، آنتونی بلینکن، سخنگوی کاخ سفید و دیگر مسئولین امریکایی طی جلسات هسته ای با دیپلمات های ایرانی، بارها بر مذاکره در خصوص زندانیان امریکاییِ در ایران تاکید داشتند.

بطور مثال، شرمن در مصاحبه های مختلفی بر گفتگو در خصوص آزادی زندانیان امریکایی تاکید داشت. "تنها دو موضوع است که من در ملاقات‌ های دوجانبه متعددی که با طرف ایرانی داشتم مطرح می ‌کنم. موضوع هسته‌ ای، که در کانون همه گفتگوهای ما قرار دارد. موضوع دوم شهروندان آمریکایی ما هستند که در ایران در حبس به سر می برند."

امری که با تکذیب ضمنی وزیر خارجه دولت دکتر روحانی مواجه شد.  ظریف، گفتگویِ ویژه برای جاسوسان امریکایی را تکذیب و اظهار داشت در طول مذاکره مواقعی پیش می آید که به دلیل طولانی شدن بحث ها؛ برای رفع خستگی راجع به موضوعات مختلف نیز صحبت می شود؛ لکن بیان این مسایل به منزله مذاکره در خصوص آنها نیست.

اما آزادی جاسوسان امریکا؛ بار دیگر مشخص نمود وزیر امور خارجه ایران  قایل به حرکت در چارچوب قانون و دستورات رهبر فرزانه انقلاب نیست. امری که در موضوع گفتگوی وی با جان کری راجع به شیخ نمر و آزادی سریع 10 سرباز متجاوز امریکا به خاک کشورمان شاهد بودیم.

البته این اولین باری نیست که دکتر ظریف به کمک دوستان امریکایی خود می شتابد!؛ و ظاهرا به لطف دولت فخیمه ی دکتر روحانی، قرار نیست آخرین آنها باشد. ظریف در جریان رهایی گروگان های امریکایی در لبنان نیز، نقش محوری ایفا کرد. نقشی که امریکایی ها آن را فوق ارزشمند خواندند! گیاندومنیکو پیکو مقام امریکایی که از سوی سازمان ملل برای آزادی گروگان های امریکایی در ابتدای دهه 70 شمسی با طرف ایرانی مذاکره می کرد؛ گفت: "ظریف در گفت و گوهایی که منجر به آزادی ده ‌ها خارجی از سوی حزب الله در دهه1980 شد، مهره ‌ای «فوق ارزشمند» بود."

متاسفانه باید گفت؛ امروز درک گفتار افرادی نظیر گیاندومنیکو پیکو و یا خانم فینشتاین، رئیس کمیته اطلاعاتی سنای امریکا که مدعی است: "ظریف با ما بازی نمی‌ کند." برای ایرانیان بیش از پیش قابل فهم است.

فراموش نکنیم؛ رهبر فرزانه انقلاب در تعریف نفوذ به این مضمون فرمودند: نفوذ یعنی آنچه دشمن می خواهد را مسئولینی در داخل فکر کرده و عمل کنند.





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : ظریف، آزادی، جاسوس، امریکا، جیسون رضائیان، مذاکره، ارزشمند،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 دی 1394 :: نویسنده : احمد.ش

رهبر فرزانه انقلاب در طول زعامت، با توجه به شرایط و نیاز کشور مجوزهای خاصی جهت مذاکره مستقیم با امریکا صادر نمودند. یکی از موارد نادر، صدور مجوزِ مذاکره در خصوص موضوع هسته ای به دولت دکتر روحانی است. پرونده مجوز علنی چنین مذاکره ای، از زمان طرح نرمش قهرمانانه در بیست و ششم شهریور 92 گشوده شد؛ و در تاریخ پانزدهم مهر 94 با بیان جمله صریحِ "مذاکره ‌ی با آمریکا ممنوع است، به‌ خاطر ضرر های بی ‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد." بسته شد. با این حال دکتر ظریف وزیر امور خارجه دولت یازدهم، بدون در نظر گرفتن اعلام خاتمه ی مجوز مذاکره علنی؛ از هر روزنه ای برای گپ و گفتگو با همتای امریکایی خویش بهره برده و عملا دست به نقض دستور رهبر انقلاب می زند.

اگر بتوان مذاکرات مستقیم؛ گفتگو های تلفنی و تبادل ایمیل های ظریف و کری در خصوص هسته ای را با توجیه لزوم ادامه رایزنی و هماهنگی در خصوص اجرای برجام نادیده گرفت؛ لیک گفتگوی تلفنی وزیر خارجه امریکا با محمد جواد ظریف در راستای آزادی کماندوهای متجاوز دستگیر شده امریکایی در خلیج همیشه فارس را نمی توان در هیچ مقوله ای تفسیر کرد. چرا که اساسا دولت دکتر روحانی و شخص دکتر ظریف، مجوزی برای مذاکره و گفتگوی مستقیم با امریکا به غیر از مسئله هسته ای نداشتند.

لذا با توجه به اینکه 37 سال از قطع روابط دیپلماتیک دو کشور می گذرد و طبیعتاً هنگام قطع روابط، موضوعات مورد مناقشه از طریق حافظ منافع کشورها پی گیری می شود؛ سوال این است که چرا و با کدامین مجوز دکتر ظریف نه تنها به تلفن جان کری در خصوص اسارت متجاوزین امریکایی پاسخ؛ بلکه قول آزادی سریع آنها را به امریکایی ها داده است؟ و اگر طرح مکالمه کری و ظریف دروغی از سوی کاخ سفید می باشد؛ چرا وزارت خارجه وجود چنین مکالمه ای را تکذیب نکرد؟

با چنین رویکردی؛ آیا به نقض مکرر اصول قانون اساسی توسط دولت دکتر روحانی می بایست عادت کرد؟ و هر روزه باید شاهد انجام کارهای ناشایست و نادیده گرفتن اختیارات مصرح رهبر حکیم انقلاب در اصل صد و دهم قانون اساسی باشیم؟

از دولتی که بیش از پیشینیان مدعی قانون مداری و نگاه داشتن حرمت قانون بود؛ آیا قبولِ نادیده گرفتن و زیر پا گذاردن اختیارات رهبری انقلاب پذیرفتنی است؟

و در انتها باید پرسید؛ چرا دکتر ظریف و البته رئیس محترم جمهور -بطور مستقیم و غیر مستقیم-، ضمن نادیده انگاشتن قانون؛ حلاوت و شیرینی اسارت سربازان متجاوز امریکایی به دست غیور مردان سپاه را، مبدل به تلخ کامی کردند؟





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : تفنگدار، امریکا، اسارت، خلیج فارس، ظریف، کری، مکالمه،
لینک های مرتبط :


موسسه ی غیر دولتی علم و امنیت، یا همان ISIS؛ یکی از بارزترین مراکز تاثیر گذار بر روند پرونده هسته ای ایران در امریکا است. این مرکز نه تنها تغذیه فکری تصمیم گیران امریکایی را عهده دار می باشد، بلکه نفوذ آن بر آرا و گزارشات آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز مشهود است. رد پای این موسسه را می توان، در قریب به اتفاق گزارشات مغرضانه آژانس بر علیه ایران مشاهده کرد. تفسیر های ارایه شده بر تصاویر ماهواره ایِ مراکز نظامی و هسته ای ایران، که اکثرِ گزارشات آژانس بین المللی انرژی اتمی مستدل به آن می باشد؛ از جمله فعالیت های این موسسه است.

لازم به ذکر نیست که هسته ی مرکزی این موسسه را، کارشناسان سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی تشکیل می دهند؛ لذا طبیعی است که نظر افرادی همانند دیوید آلبرایت و یا اولی هاینونن که البته از پایه ریزان توهم PMD -یا همان ابعاد احتمالی نظامی هسته ای ایران- بوده اند؛ موثر بر دیدگاه آژانس باشد.

این موسسه در تاریخ سیزدهم آبان گزارش حائز اهمیتی به قلم آلبرایت، هاینونن و استریکر منتشر نمود. در این مقاله علاوه بر گسترده و معتبر دانستن گزارشات قبلی آژانس، ادعای بدست آوردن اطلاعات مضاعف جدید؛ و همچنین تاکیدی مجددا بر آشکار بودنِ قضاوت امریکا از PMD دارد.

هرچند گزارش مذکور با نگرشی انتقادی، ضمن مقایسه سخنان سابق و حال دولتمردان و زنان! امریکایی، سعی بر نشان دادن تناقض رفتار ایشان در مواجهه با موضوع PMD دارد؛ لکن آشکارا، استراتژی نهان امریکا در مختومه نکردن پرونده PMD را، می توان در آن مشاهده کرد. امری که بارها منتقدان هسته ای به آن اشاره؛ و رهبر فرزانه انقلاب با هوشیاری، در بند سوم الزامات اجرای برجام، انجام دو تعهد اساسی ایران را منوط به مختومه کردن پرونده PMD نموده اند. لکن متاسفانه هیئت مذاکره کننده با سهل اندیشی و ساده انگاری مکر دشمن؛ و با رویی گشاده، حساس ترین اطلاعات بکلی سری نظام را، به امید واهیِ بسته شدن پرونده ابعاد احتمالی نظامی، در اختیار دشمن گذارد.

با این حال، آنچه در گزارش مذکور بیش از پیش خودنمایی می کند؛ خط دهی جدید موسسه به دولت امریکا در خصوص افزایش مطالبه و کافی ندانستن توضیحات ارایه شده از سوی ایران به آژانس است. به عبارتی در حالی که طبق زمانبندی بر اساس نقشه راه؛ آژانس بین المللی انرژی اتمی پایان ارایه توضیحات ایران را اعلام کرد؛ لکن موسسه علم و امنیت امریکا خواستار دبه کردن مقامات امریکایی در تفاهم فی مابین ایران و آژانس بوده و معتقد است، در صورتی که ایران خواستار حل و فصل کامل موضوع PMD می باشد؛ باید اقدامات بیشتری انجام دهد!

از دیگر نکات حایز اهمیت گزارش می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

اولین موضوع عکس العمل موسسه علم و امنیت در قبال سکوت مقامات امریکایی پس از نامه افتخار آفرین رهبر فرزانه انقلاب به دکتر روحانی و برشمردن الزامات اجرای برجام است. نویسندگان مقاله واگذاری شروط مهم برجام به تفسیر و تعبیر ایران را احمقانه خوانده و خواستار تصویب قانونی از سوی کنگره در صورت ادامه سکوت دولت اوباما می باشند.

دومین نکته به سخنان غیر مسئولانه رئیس مجمع تشخیص مصلحت بر می گردد. متاسفانه اظهار نظر کوته بینانه، دستاویز جدیدی برای موسسه مذکور شده و تاکید هاشمی رفسنجانی را، دلیل آشکار دیگری بر اقدام مخفیانه هسته ای نظامی ایران عنوان می کند. به راستی اگر شخصی به غیر از تکیه گاه؛ چنین ضربه ای بر پیکره نظام وارد می کرد؛ دولت یازدهم چه رویکردی در قبال او پی می گرفت؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : امریکا، PMD، آلبرایت، برجام، زخم، استخوان، آژانس،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 آبان 1394 :: نویسنده : احمد.ش
برجام و ما ادراک برجام!


در روز استکبار ستیزی؛ و روز شایسته دیده شد؛ که خطای بزک کنندگان امریکا؛ و آنچه سراب رفع تحریم می پندارند را؛ با تکرار تصویر گرافیکی یادآور شوم.
امید است آنان که راه نفوذ دشمن را به بهانه رفع تحریم فراهم می آوررند و با ایجاد هلوکاست هسته ای؛ سعی در مخفی نگاه داشتن نیت واقعی خود دارند، که همانا برقراری رابطه با امریکا است؛ از خواب غفلت بیدار شوند.
هرچند؛
کسی که خود را به خواب زده؛ دیر نیست که با لگد دشمن بیدار شود.

برای دریافت تصویر در ابعاد واقعی اینجا کلیک فرمایید.




نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، بزک، امریکا، مرگ، استکبار، ستیزی، رابطه،
لینک های مرتبط :


شنبه 28 شهریور 1394 :: نویسنده : احمد.ش

علی رغمی که جمهوری خواهان سنا بیش از 1+50 رای، به منظور مخالفت با برجام را در اختیار داشتند؛ لیکن وجود قانون اطاله رای گیری؛ دمکرات ها را، پیروز میدان طناب کشی برجام کرد. بر اساس این قانون، در صورت وجود نظر مساعد حداقل 60 نماینده از مجموع 100 نماینده سنا؛ زمینه برای اعلام نظر نهایی هموار می شود.

لذا به ظاهر، جمهوری خواهانِ دارای اکثریت، در تله دمکرات ها گرفتار آمدند، لکن همانطور که در مقاله "چرا کنگره برجام را تایید نمی کند؟" آمد؛ دو هدف اصلی امریکا، -یعنی اجرای برجام بدون تغییر و دستکاری چارچوب قوانین تحریم بر علیه ایران؛ و باز گذاردن دست رئیس جمهور بعدی ایالات متحده، به منظور انجام بد عهدی و زدن زیر میز مذاکره- محقق شد.

اما نگاهی به نحوه مخالفت های کنگره و حواشی آن؛ پیش از پیش ثابت می کند، هیچ یک از احزاب جمهوری خواه و دمکرات، علی رغم ایجاد هیجان کاذب در امریکا و حتی بعد جهانی، نه تنها رضایتی بر حذف برجام نداشتند؛ بلکه برجام را تامین کننده اهداف ملی امریکا می دانند. در این بین نباید از نقش قوه مجریه و رسانه های زنجیره ای ایران، به منظور توجیه نواقص فاجعه بار برجام و واقعی نشان دادن جنگ احزاب امریکا؛ و حتی حقیقی جلوه دادن مخالفت دشمن صهیونیسم با برجام؛ و متاسفانه همسو نشان دادن نقد دلسوزانه منتقدان، با اهداف سگ نجس و نحس صهیونیست؛ همچنین بزک چهره خبیث امریکا به عنوان منجی ایران و مخالف رژیم غاصب و اشغالگر قدس؛ غافل شد.

اهم دلایل بدین شرح است:

1-      در اقدامی بی سابقه سنا، 3 مرتبه در خصوص اطاله برجام، رای گیری کرد. عملی که تنها به منظور جدی نشان دادن سنا، نسبت به رد برجام قابل ارزیابی است.

2-      با وجودی که مک کانل، رهبر اکثریت جمهوری خواه، می توانست با استفاده از اختیارات، دستور نادیده گرفتن قانون اطاله را صادر و عملا زمینه مخالفت سنا با برجام را مهیا کند، چنین نکرد. هر چند نویسنده در مقاله پیشین، اسیر بازی رد برجام و وتوی اوباما گردید؛ لکن رویکرد هوشمندانه نمایندگان سنا باعث شد؛ در عین حفظ اهداف اولیه ایالات متحده، تصویر دیپلماسی و سیاست خارجی امریکا، با رای منفی کنگره؛ خدشه دار نشود.

3-      مجلس نمایندگان، که نافذ بودن رای آن بدون تایید مجلس سنا، تنها عملی نمادین تلقی شده و در واقع نظر این مجلس، بدون موافقت سنا، فاقد تبعات جهانی برای امریکا می باشد؛ با اکثریت قاطع، برجام را رد کرد. چنین رویکردی همانند 3 مرحله رای گیری در خصوص اطاله برجام؛ سناریوی تقابل دو حزب جمهوری خواه و دمکرات را نزد افکار عمومی جهان، خصوصا بزک کنندگان امریکا در ایران، طبیعی جلوه می دهد.

4-      احیای مجدد دو طرح "لزوم به رسمیت شناختن رژیم غاصب صهیونیستی توسط ایران"، همچنین "آزادی آمریکایی های زندانی در ایران -بخوانید جاسوسان امریکا-"  البته این بار در قاب پیش شرط امکان کاهش تحریم توسط اوباما، با شکست و مخالفت قاطع هر دو حزب امریکایی مواجه شد. متمم هایی که هر یک به تنهایی می توانست اجرای برجام از سوی ایران را، بطور کامل منتفی کند.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : سنا، بررسی، برجام، پایان، اطاله، بزک، امریکا،
لینک های مرتبط :


در ادامه تحریف سخنان رهبر فرزانه انقلاب؛ حسین موسویان، عضو سابق تیم هسته ای در دوره دبیری شورای امنیت ملی حسن روحانی؛ که بعلت اتهام جاسوسی بازداشت و پس از طی محکومیت به امریکا سفر و در دانشگاه، به افتخار استادی و مشاوره دولت امریکا نایل آمد؛ دیروز در خصوص دو خط قرمز ترسیم شده توسط رهبری اظهار نظر کرد.

موسویان مدعی شد سخنان رهبری درست فهمیده نشده! منظور ایشان اجرای متناظر اقدامات ایران و غرب است! یعنی  آنها می بایست در مقابل هر قدم ایران قدمی برداند. وی ادامه می دهد آنچه من از سخنان ایشان میفهمم؛ این است که ایران نباید اقدامات خود را ابتدا انجام دهد و سپس غرب در خصوص تحریم ها تصمیم بگیرد.

حال آنکه رهبری در دیدار با سران نظام به صراحت فرمودند تحریم های اقتصادی، مالی و بانکی مرتبط با شورای امنیت، کنگره و دولت امریکا در روز امضای توافق می بایست به صورت فوری لغو شده؛ و مابقی تحریم ها در زمان معقول لغو شود.

جالب اینکه ایشان در ادامه می فرمایند بنده بیانم بیان صریح است، تعبیرات دیپلماسی را خیلی بلد نیستم؛ آنچه میگویم صریح است، همین که گفتم مد نظر است.

در موضوع دوم، موسویان بیان واضح رهبری در خصوص بازرسی از مراکز نظامی را مورد خدشه قرار می دهد. وی می گوید اینجا هم خلط مبحث شده، اگر توافق نهایی صورت بگیرد ایران در چارچوب مقررات پروتکل الحاقی اجازه بازرسی خواهد داد! مخالفت رهبری با بازدید از هر مکان و زمانی است!

حال آنکه رهبری در بازدید دانشگاه امام حسین (ع) فرمودند؛ اجازه نمی دهم از هیچ یک از مراکز نظامی هیچ بازرسی از سوی بیگانگان صورت گیرد. همچنین در دیدار مسئولین نظام بیان کردند؛ بازرسی از مراکز نظامی را نمی پذیرم.

با توجه به شباهت عجیب عملکرد مذاکره کنندگان کشور و گفته های حسین موسویان؛ همچنین حضور سوال برانگیز چندی پیش وی، در کنار تیم مذاکره کننده؛ شاعبه ی مشاوره این محکوم امنیتی به هیئت ایرانی شدیدا تقویت می شود.

هرچند ظریف و حسین موسویان هر دو از اعضای معروف تیم نیویورکی ها و دارای همکاری دیرینه می باشند؛ ولی باید از رئیس تیم هسته ای سوال کرد؛ آیا پس از احراز محکومیت موسویان، اعتماد مجدد و قرار گرفتن وی در کنار تیم ایرانی؛ همچنین دسترسی به اطلاعاتی که حتی از دید نمایندگان مجلس مخفی نگاه داشته شده؛ امری عقلانی است؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : موسویان، رهبری، تحریف، مشاوره، جاسوس، محکوم، امریکا،
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات