درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

رابرت آینهورن عضو سابق تیم مذاکره کننده هسته ای امریکا؛ که بدلیل روابط نزدیکش با تیم فعلی، برآورد دقیقی از مذاکرات ارایه می دهد؛ طی جدیدترین مقاله، حقایق تلخ و باورنکردنی از توافق لوزان را آشکار ساخت. به جهت اهمیت موضوع طی بخش دوم، ادامه ی موضوعات مطروحه را پی می گیریم.

  • هرچند از مکر دشمن نباید غافل؛ و یا سخن وی را، واقعیت محض تلقی کرد؛ لیکن بر اساس الف - لاپوشانی تیم مذاکره کننده، بر خلاف نهی صریح رهبر فرزانه انقلاب ب- صدق گفتار سابق آینهورن ج- و در کمال شرمندگی، حادث شدن 92 درصدی ادعاهای امریکا طی گزاره برگِ پس از توافق ژنو (شرح آن ذیل پژوهش "توافق ژنو و واقعیات پسا توافق" آمد)؛ را می بایست از جمله عوامل ترجیح نظر آینهورن برشمرد.
  • متاسفانه رابرت، مجددا گمانه زنی های پیشین را تایید؛ و دلیل عدم افشای جزئیات توافق لوزان را، نه مخالفت تیم امریکا؛ بلکه اصرار طرف ایرانی بیان می کند. این امر در کنار محرم ندانستن مردم، عدم صدور گزاره برگ ایرانی، عدم اتخاذ موضع رسمی مقابل ادعاهای مندرج ذیل گزاره برگ امریکا و ... ؛ جملگی تایید کننده گفتار آینهورن است.
  • گرچه آینهورن نمونه های کوچکی از عقب نشینی و اقدامات ساختار شکنِ تیم مذاکراتی ایران را بیان؛ لیکن عمق فاجعه چنان دردناک است، که مو بر تن هر ایرانی آزاده راست می کند.

آینهورن بر خلاف نظر تیم ایرانی و امریکا، که زمان من درآوردی گریز هسته ای ((Break Out را یک سال می دانند؛ به درستی این زمان را معادل 10 سال بیان می کند. وی نظارت بر زنجیره تامین؛ تحقیر ایرانیان با الزام خرید اقلام مورد نیاز هسته ای، تنها از طریق کانالی که کدخدا برای ایشان مشخص می کند؛ دست و پا گیر بودن محدودیتِ تحقیق و توسعه روی سانتریفیوژ های پیشرفته ایران، چنانکه حتی پس از پایان محدودیت 10 ساله، دانشمندان ایرانی علی رغم تست مکرر این نوع سانتریفیوژ ها، قادر به تضمین کارکرد صحیح آنها نباشند؛ عدم امکان رشد ناگهانی غنی سازی ایران پس از اتمام محدودیت 10 ساله، و رشد آن بر طبق روندی سنجیده و قابل پیش بینی؛ سازوکار توافق شده ای که تضمین می کند نه تنها ایران، بلکه با تایید چند کشور (همانند روسیه و چین)، ایران باز هم نمی تواند مانع بازرسی از تاسیسات خود شود؛ و نهایتا ایران پس از 10 سال نیز می بایست، تحقیق و توسعه و غنی سازی خویش را همانگونه که برای آژانس تبیین کرده، ادامه دهد؛ از جمله موارد طرح شده توسط رابرت آینهورن می باشد.

  • رابرت دو خط کلی و یا بهتر بگوییم دو بخش از، جنگ روانی خویش را هم پی می گیرد.

اول؛ پس از گره زدن آب خوردن به مذاکرات توسط دکتر روحانی، طبیعی است دشمن تمام سعی خویش را در بهره برداری از کوته بینی مسئولین داخلی بکار بسته و با اسفناک توصیف کردن وضعیت اقتصادی، مردم را در تنگنایی که بی صبرانه منتظر رفع تحریم هستند معرفی می کند؛ کشوری ورشکسته که تنها منتظر احیای اقتصاد و خاتمه ی وضعیت طرد جهانی به سر می برد؛ و برنامه هسته ای آن لاجرم بدلیل همین معضلات تعطیل شده. حال آنکه بر خلاف واقعیات، رابرت امریکا را محتاج توافق نمی داند.

دوم؛ بر اساس بند قبل، آینهورن نیز که این روزها از صدقه ی سر دولت تدبیر، جسارت خاصی یافته؛ وقیحانه برای رهبری تعیین تکلیف کرده، می گوید بجای انتقاد از تکنیک های تیم ایرانی، لازم است رهبری دست ایشان را برای توافق باز گذارد. وی با بی ادبی تمام ادامه می دهد؛ نمی توان از یک سو مذاکره کنندگان را تایید، و از سوی دیگر ایشان را در تنگنای خطوط قرمز قرار داد.

به یاد دارم در تعطیلات نوروز سال قبل طی مقاله "تحلیلی بر مصاحبه ی توجیهی وندی شرمن" آوردم؛ تیم مذاکره کننده علی رغم نهی رهبری، به مسایل مورد علاقه امریکا، پرداخته و به دو دلیل برای خطوط قرمز ترسیمی، وزنی قایل نیست. اول القای حاکمیت دوگانه فی مابین رهبری و دولت؛ دوم، این امریکا است که خطوط قرمز تیم مذاکره کننده ایرانی را ترسیم می کند.

متاسفانه علی رغم میل باطنی، امروز نه بر مبنی تحلیل، که بر اساس واقعیات می توان تاکید کرد؛ ترسیم خطوط قرمز مذاکره کنندگان ایران؛ نه در حسینیه ی امام خمینی (ره)؛ که در دالان های پر پیچ و خم ساختمان های CIA ترسیم می شود.

  • هر چند، ملت بصیر و سرافراز ایران جواب یاوه گویی مسئولین امریکا را به شدید ترین وجه خواهد داد؛ لیکن ای کاش، زمانی که تیم مذاکره کننده دولت، تمام هم خویش را، بر تخریبِ سخن آخر کشور گذارده؛ و وزنه ی وزین رهبری را بی اثر می نمود؛ کمی هم در عواقب گدایی انتخاباتی از کدخدا تامل می کرد.




نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : آینهورن، خط قرمز، مذاکره، گدایی، انتخابات،
لینک های مرتبط : مقاله، توافق ژنو و واقعیات پسا توافق، تحلیلی بر مصاحبه ی توجیهی وندی شرمن،


رابرت آینهورن عضو سابق تیم مذاکره کننده هسته ای امریکا؛ که بدلیل روابط نزدیکش با تیم فعلی، برآورد دقیقی از مذاکرات ارایه می دهد؛ طی جدیدترین مقاله خویش، حقایق تلخ و باورنکردنی از توافق لوزان آشکار ساخت. به جهت اهمیت موضوع طی چند شماره، به تشریح موضوعات مطروحه خواهیم پرداخت.

شاخص ترین موضوع؛ عبور تیم مذاکره کننده ایران، از خطوط قرمز ترسیم شده توسط رهبری؛ و نتیجتا ارسال پالس اشتباه به مسئولین امریکای است. متاسفانه علی رغم اظهار پایبندی مذاکره کننده گان هسته ای؛ نبود التزام عملی به خطوط اصلی، آنچنان وحشتناک می نماید که آینهورن، انجام چنین خبطی را غیر ممکن دانسته و خط قرمز واضح؛ آشکار و علنی رهبر فرزانه انقلاب در خصوص عدم مجوز بازرسی از مراکز نظامی  را، تاکتیک مذاکراتی می پندارد.

آینهورن ضمن اظهار تعجب بیان می کند؛ چطور امکان دارد رهبری، با بازدید از مراکز نظامی مخالف باشد، ولی مذاکره کنندگان ایرانی آزادانه متعهد به تایید مفاد پروتکل الحاقی شده و قول دسترسی به هر نقطه ای را بدهند؟

اما آنچه موضوع را بغرنج می کند، اصرار تیم مذاکره کننده به طی طریق خویش؛ و فرار از اجرای خطوط اصلی است. یازده روز پس از نهی شدید اللحن رهبر انقلاب و دستور مستقیم ایشان به یگانهای نظامی؛ و خلاصه بطلان روش بازدید از مراکز نظامی؛ دکتر ظریف ناباورانه می گوید؛ قرار شد راهکار دیگری برای حل و فصل آن بررسی شود.

همین امر و دیگر اَعمال مجموعه تحت مدیریت دکتر ظریف، آینهورن را به برداشت ناصوابی می رساند: مذاکره کنندگان ایرانی هم توافق را می خواهند و هم انتظار «غیر ممکن» دارند؛ تا خط قرمز رهبری حفظ شود! لذا بازرسی از مراکز نظامی به صورت مدیریت شده را مطرح می کنند، که با توصیف عراقچی در مصاحبه تلویزیونی، شبیه طنز است. آژانس به هیچ وجه چنین امری را کافی نمی داند.

وی، رفتار مذاکره کنندگان و رهبر! ایران را پر از تناقص توصیف و می گوید؛ مگر می شود در موضوعاتی با این درجه از حساسیت؛ تیم ایرانی ساز خودش را بزند؟ این تنها شگرد مذاکراتی است!

به راستی چنین عملکردی از سوی تیم ایرانی؛ اثبات قاطعیت و کلامِ آخرِ رهبری نظام است؛ و یا نمونه آشکاری از لوث کردنِ قول و سدید ایشان؟

متاسفانه ادامه گفتار آینهورن، تاییدی نامیمون بر بخش دوم پرسش قبل است:

1-      این نوع عملکرد می تواند نوعی زد و بند! بین رهبری و تیم مذاکراتی برای بدست آوردن امتیاز بیشتر باشد.

2-      چنین تناقضی می تواند برای آرام کردن منتقدان باشد؛ ولی رهبری واقعا با تیم ایرانی هم عقیده است!

3-      احتمال دارد رهبری با توجه به موج انتقادهای پس از توافق لوزان؛ از مواضع اولیه خود عقب نشینی کرده است!

آیا:

در سوابق 26 ساله ی رهبری، حتی امکان یافتن یک نمونه تناقض، فی مابین حرف و عمل ایشان امکانپذیر است؟

چرا تیم مذاکره کننده با دست خویش؛ تصمیم سازان امریکا و غرب را به سوی عدم پذیرش حرف آخر نظام، هدایت می کند؟

چه کسی هزینه ی سبک شدن گفتار قاطع رهبری را خواهد پرداخت؟

و نهایتا؛

کدام عاقلی حاضر است بر شاخه نشسته و تیشه بر بن زند؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : آینهورن، خط قرمز، مذاکره، عدم، التزام،
لینک های مرتبط : مقاله، دستور، می گوید،




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات