درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 24 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : احمد.ش

عالم سیاست را می توان عالم سکوتِ پدرخوانده ها عنوان نمود. لذا تا زمانِ چرخیدن چرخ مراد بر صراط؛ نه تنها پدرخوانده اصراری بر نشان دادن خویش ندارد؛ بلکه تمام سعی را بر انحراف اذهان مردم نسبت صحنه گردانی خود قرار می دهد. لکن بطور کلی دو مقطعِ "صف شکنی و بحران"، از نادر مواردی است که می توان حضور و هدایت پدرخوانده را درک و لمس کرد.

هاشمی رفسنجانی را بطور قطع می توان پدرخوانده تدبیر و اصلاحات، که از یک آبشخور تغذیه می شود، دانست. هاشمی نیز بجز در موارد استثنایی، همانند دیگر پدرخوانده ها، از سکوت رادیویی نهایت بهره برداری را کرده. این سکوت در دوران اصلاحات به حدی رسید که مردم، هاشمی را دشمن شماره یک اصلاحات قلمداد؛ و رای به اصلاحاتی ها را مساوی با رای علیه رفسنجانی تصور کردند. لکن گذر زمان مشخص نمود؛ با وجود سرکشیِ طفل اصلاحات در قبال هاشمی؛ وی نه تنها پشت پرده ی حضور هشت ساله اصلاحات، بلکه صحنه ساز اصلی ایشان بوده. این صحنه سازی در فتنه 88 و البته دولت تدبیر چهره ای عیان تر به خود گرفت.

با این همه؛ از عید 95 به این سو، پیری که متاسفانه سیاستش ریشه در دیانت ندارد؛ در هر دو جبهه ی "خط شکنی و بحران" ورود پیدا کرده و اظهار فضل نموده.

اما چنین حضوری با کدامین انگیزه صورت می گیرد؟

هرچند قرار بود خط شکنیِ چهارم فروردین هاشمی -که جرقه ی آن با شعار پوچ و بی محتوای "دنیای فردا دنیای گفتمان هاست نه دنیای موشک ها" زده شد- روشنگر سخنان تحویل سالِ دکتر روحانی؛ یا همان برجام 2 – 3 باشد؛ و در واقع استارت کانالیزه شدن و نابودی صنعت دفاع موشکی ایران پس از هسته ای زده شود؛ لکن ورود به هنگام و طوفانی رهبر فرزانه انقلاب، عنان از کف غربگرایان ربود و رفسنجانی را در موضع انفعال و توجیه عمل ناشایست خویش داد.

با این وجود، اظهارات هاشمی طی چند روز اخیر؛ و تعریف و تمجید هایی که از جنس تعاریف شاذ دکتر حسن روحانی است، در کدامین پازل قابل ارزیابی می باشد؟

روز گذشته در چندمین مرحله ی دفاع هاشمی از برجام؛ وی خود زنی را به غایت رسانده و اظهار داشت: "اگر دولت لیست مشکلات حل ‌شده به واسطه برجام را منتشر کند، این افرادی که می ‌گویند برجام دستاوردی نداشته به واسطه این دروغ بزرگ نزد خانواده خود نیز شرمنده می ‌شوند."

هر چند خاضعانه امیدواریم، دولت غربگرای دکتر روحانی لیست دستاورد های نداشته ی برجام را منتشر کند، تا به قول حافظ "سیه روی شود هر که در او غش باشد"؛ لکن تنها دلیل به صحنه آمدن پدرخوانده در مقطع کنونی را می توان بحرانی بودن؛ و یا بطور دقیق، رو به موت بودن برجام عنوان کرد. اگر تا دیروز بر اساس تحلیل و محاسبات سیاسی، فرو ریختن دیوار کج برجام قابل ارزیابی بود؛ اما امروز به چشم خویش می توان آوار آن را دید.

به واقع، پدرخوانده در لحظاتی وارد گود شده؛ که مذاکرات اخیر سیف، ظریف و تیم هسته ای به سرانجام نرسیده و حتی کاریکاتور شکایت نزد بان کی مون با شکستی مفتضحانه مواجه گردید. امروز به وضوح می توان گفت؛ ضرب العجل های دولت تدبیر رو به پایان است، لکن امیدی بر بقای برجام نیست؛ و امریکا، با دست اندازی به 2 میلیارد دلار ایران ثابت کرد، بد عهد است و دیگر حتی شیخ حسن نیز قادر به ماله کشیِ ترک های دیوار برجام نخواهد بود. لذا پدرخوانده با تمام توان و البته ناشیانه به صحنه آمده، تا آخرین تیر ترکشِ غربگرایان باشد. و اگر پدرخوانده هم با دروغ، توان حفظ دیوار لرزان را پیدا نکند؟

آن هنگام، دیوار است و برجام و آور.

و تنی پیر، فرتوت و نحیف!





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، هاشمی، شرمنده، دستاورد، دروغ، شکست، پدرخوانده،
لینک های مرتبط :


تحلیل راهبردی - وبلاگ دلنوشته های سربازی برای ولایت


دکتر ظریف در نامه ای به دبیرکل سازمان ملل نسبت به توقیف 2 میلیارد دلار از دارایی های ایران توسط امریکا اعتراض و ضمن تشبیه عمل کدخدا! به راهزنی، از بان کی مون تقاضا کرده است تا با مساعی جمیله!، از امریکا بخواهد به تعهدات بین المللی اش پایبند باشد؛ نقض اصل بنیادی مصونیت دولت ها را متوقف کند و دارایی های مسدود شده ایران در امریکا را آزاد نماید.

لکن وزیر امور خارجه در ادامه درخواست از دبیرکل سازمان ملل به نکته مهمی اشاره می کند. وی می گوید: "و در اجرای تعهدات بین المللی خود و نیز در چارچوب تعهدات برجام سریعا مداخله در تعاملات مالی و تجاری ایران در خارج از امریکا را برای همیشه متوقف کند."

ابتدایی ترین موضوعات متواتر به ذهن از قرار ذیل است:

1- ظریف در سطحی بی سابقه به بدعهدی امریکایی ها اذعان و اعتراض کرده است.

2- ظریف سعی دارد تخلف امریکا از مفاد برجام را به سطحی بالاتر از مذاکرات داخلی 1+5 ارتقا دهد.

فارغ از اعتراف به خلف وعده کدخدا!؛ سوال اصلی این است که، چرا ظریف دست نیاز به سوی بان کی مون دراز کرده است؟ و آیا اساسا در متن شکایاتِ برجام، جایگاهی برای دبیر کل سازمان ملل در نظر گرفته شده؟

با مرور بند 36 برجام -اولین بندِ ساز و کار رسیدگی به تخلفات- روند رسیدگی را بدین شرح خواهیم یافت:

الف- ارجاع تخلف به کمیسیون مشترک و فرصت 15 روزه به این کمیسیون.

ب- ارجاع موضوع به وزیران خارجه و یا بررسی در کمیسیون مشورتی که از 3 عضو شاکی، متشاکی و عضوی بی طرف تشکیل شده؛ این روند نیز 15 روز فرصت برای رسیدگی خواهد داشت.

ج- بررسی 5 روزه رای غیر الزام آورِ کمیسیون مشورتی در کمیسیون مشترک.

د- و اگر شاکی همچنان معتقد به عدم «پایبندی اساسی» طرف مقابل بود، دو حالت متصور است: د/1- موضوع مورد اختلاف را مبنای توقف کلی یا جزئی تعهداتش ذیل برجام قلمداد کند د/2- به شورای امنیت سازمان ملل ابلاغ کند که معتقد به عدم پایبندی اساسی است.

با وجود تاکید دولتمردان بر تحکیم برجام و حتی تعمیم سخنانی شاذی نظیر آفتاب تابان به توافقی -که تا کنون تنها شامل خسارت محض بوده- مداقه در اتفاقات اخیر، که به اسم رایزنی در ژنو و نیویورک توسط معاونان وزارت خارجه، دکتر ظریف و حتی رئیس کل بانک مرکزی صورت پذیرفت است؛ و به دنبال آن نامه وزیر خارجه «تحت پوششِ مصادره 2 میلیارد دلار ایران» به بان کی مون؛ مشخص می شود؛ معجونی بسیار تغلیظ شده از فرایند رسیدگی به تخلفات که در برجام پیشبینی شده، در حال وقوع است. به عبارتی ظریف و دیگر دولتمردان نه تنها برجام را فرجام یافته نمی پندارند؛ بلکه به منظور حل معضلاتِ برجامِ بد فرجام، رو به شکایت از آن آورده اند!

اما چرا دولت بنفش بجای پیگیری علنیِ بدعهدی امریکا و تنبیه! متخلّف، رو به شتر سواری دولا دولا آورده و در لفافه پیگیر نقض عهدِ جناب کدخدا شده؟!

به نظر میرسد دولت از دو موضوع به شدت واهمه دارد؛ اولین بحث مربوط به آوار شدن امید کاذب ایجاد شده پس از شروع مذاکرات مستقیم هسته ای با امریکا است. به واقع پس از شروع مذاکرات، نه تنها عایدی خاصی نصیب ملت نشد؛ بلکه مذاکره با شیطان بزرگ از جهات مختلفِ داخلی و خارجی صدمات بزرگ، بلکه جبران ناپذیری بر پیکره نظام اسلامی وارد کرد. در واقع تنها عایدی مذاکرات را می توان حاکم شدن آرامش روانیِ کاذب بر بازار؛ و به تبع آن رشد حباب گونه ی محورهایی نظیر بورس برشمرد.  لذا طبیعی است که با ایجاد رخنه و ترک در چنین دیوار دروغینی؛ دولت با موجی غیر قابل تصور و البته غیر قابل کنترل روبرو خواهد شد.

اما دومین و شاید اصلی ترین چالش پیش روی دولت؛ تبعاتِ ورودِ شکایت ایران، به مرحله ی بعد، یعنی بند 37 برجام است. این بند می گوید: متعاقب دریافت شکایت؛ شورای امنیت برای تداوم لغو تحریم ها، رای گیری کند و یا در صورت سکوت بیش از 30 روز؛ آنگاه تحریم های سابق به صورت خودکار مجددا اعمال خواهد شد.

از طرفی؛ همانطور که سابقاً مقامات غربیِ 1+5 گفته اند؛ در صورت رسیدن به این مرحله؛ یقینا غرب دارای حداقل 5 رای -شامل امریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا- خواهد بود. لذا شکست ایران پس از ورود به مرحله یادشده برای دیپلمات های خبره تدبیر و امید، روشن است و دولت شدیدا از ورود به چنین مرحله ای وحشت دارد. امری که متاسفانه دکتر روحانی با وجود تاکید موکد منتقدانِ برجام، بر آن وقعی ننهاده؛ بلکه ایشان را با زشت ترین واژه ها ملامت کرد.

حال باید دید آیا دولت می تواند کشور را از گردابی که بر اساس توافقی با نقاط ابهام و ضعف های ساختاری متعدد بنا شده؛ خارج کند، و یا کماکان می خواهد به عدم مراقبتِ لحظه به لحظه از توافق، ادامه داده و با نادیده گرفتن چندین باره خطوط قرمز، نقض عهد دشمن را ماله کشی کند.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، کمیسیون مشترک، پنهانی، شکایت، ظریف، نامه، بان کی مون،
لینک های مرتبط :


جهانگیری معاون اول، سیف رئیس کل بانک مرکزی و بعیدی نژاد از اعضای تیم مذاکره کننده دولت بنفش؛ متّفق القول، دولت سابق را به جهتِ خرید اوراق بهادار و سرمایه گذاری در امریکا؛ مقصرِ مصادره 2 میلیارد دلار دارایی های ایران توسط امریکا معرفی کردند!

اینکه اساسا سرمایه گذاری در مهد دشمنی با ایران صحیح است یا خیر؛ موضوع نوشتار پیش رو نیست؛ لکن می توان با طرح پرسش و پاسخی، ادعای سست بزک کنندگان امریکا را به چالش کشید.

فارغ از اینکه خرید اوراق بهادار در دولتهای نهم، دهم و یا حتی دولت اصلاحات صورت گرفته، باید از دولت کنونی سوال کرد؛ چرا امریکا نتوانست در زمان سرمایه گذاری و یا در طول مدت حیات دولت سابق، اقدام به عربده کشی و دزدی 2 میلیارد دلار ایران کند؟ پاسخ آنست که امریکا شرایط را برای انجام این راهزنی مساعد نمی دید. در واقع امریکا طی دولت نهم و دهم به این قطعیت رسیده بود؛ که بر اساس قانون عمل و عکس العمل، اولین بازخورد مصادره اموال ایران را در بحث هسته ای دریافت می کند. بطور مثال تعداد سانتریفیوژ های ایران از 20,000 به 30 و یا 40,000 افزایش پیدا می کرد و یا درصد غنی سازی از 20 به 60 درصد می رسید؛ لذا منطقا امریکایی ها تصور انجام چنین خطایی را از ذهن دور می ساختند!

اما امروز و با وجود حذف صنعت هسته ای؛ آیا چنین پاسخی به قوت خود باقی است؟

قطعا خیر! رفتار دولتمردان یازدهم برای امریکا مسجل ساخته است، هم اکنون دولت ایران علاوه بر انهدام زیر ساخت هسته ای، قایل به حفظ برجام به هر قیمتی می باشد -حتی چشم پوشی از تمامِ بدعهدی های کدخدا!-؛ لذا می تواند با خیالی آسوده؛ نه تنها ایران را در ابعاد مختلف تحت فشارِ تحریم جدید قرار دهد و یا به تعهدات ذیل برجام پای بند نماند؛ بلکه بر خلاف تمامی معاهدات بین الملل، قوانین قضایی داخلی خود را بر علیه ایران بکار گرفته و از قِبل آن حداکثر ضربه را به ایران اسلامی وارد کند.

با این وجود جای سوال از دولت بنفش هست؛ چرا کوتاهی و اعتماد بیجا به دشمن را؛ که مسبب اصلی مصادره 2 میلیارد دلار دارایی ایران است، به  گردن دولت قبل می اندازد؟

 


پ.ن.پ 1: اگر برادر اول برای پدر خانواده، خودرویی خریداری کند و پس از مدتی، برادر دوم بعلت دست فرمان بد، با خودروی مذکور تصادف کند؛ آیا می توان برادر اول را به جهت خرید خودرو مقصر دانست؟

پ.ن.پ 2: اگر فرض را بر قبول نظر دولتمردان یازدهم بگذاریم و مقصر مصادره 2 میلیارد دلار ایران دولت قبل باشد؛ مقصر مصادره برج علوی در نیویورک کیست؟ دولت سرنگون شده ی شاهنشاهی ایران و یا ....

پ.ن.پ 3: مگر آقای ظریف پس از اجرای برجام و سفر دکتر روحانی  به فرانسه و ایتالیا نگفت؛ "باید برجام به واقعیتی برگشت ناپذیر تبدیل شود"؟ به عبارتی آنچنان اروپایی ها را با توافق های میلیاردی نمک گیر کنیم، که برای آنان نقض برجام مساوی با ضرر محض باشد؟! حال چگونه دولت غربگرا، معترض خرید اوراق در امریکا شده و آن را عملی ناپسند تلقی می کند؟ مگر با انجام چنین عملی امریکا نمک گیر نمی شد؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : مصادره، 2 میلیارد دلار، امریکا، جهانگیری، سیف، بعیدی نژاد، مقصر،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : احمد.ش

از گیر کردن زورکیِ پای دولتمردان یازدهم، لای درِ مذاکراتِ غیر قانونی با مقامات امریکا هم که بگذری؛ وقتی همه از هیچ بودن برجام و خسارات محض آن سخن می رانند؛ کمال وقاحت لازم است؛ که با وجود یدک کشیدنِ جوکِ «راستگویان»! چشم در چشم ملت بدوزی و به دروغ، از گشایشِ سه ماهه پسا برجام سخن گویی!

سنگ پای قزوین را هم حدی است!

امید داشتیم با رویت عبور امریکا از پل مذاکرات و خندیدن به ریش حضرات!؛ سر ایشان به سنگ بخورد؛ لکن غرب گرایان متحجّر، همچون سالهای 82-84 قصد ادامه ی مسیر تا انتها را دارند.

ایراد نیست؛ ما که بر مبنای تکلیف، نزدیک به 3 سال را صبر پیشه کرده و نابودی ثمره خون شهدای هسته ای را نظاره کردیم؛ مابقی را نیز بر اساسِ صبر علی؛ پیش برده و منتظر اذن بازسازی خواهیم ایستاد؛ اما لازم است به شیخ حسن غرب گرا یادآور شد؛ سخنانِ اندر رویا، برای ملت نان نمی شود! و اگر مسیر اشتباه خویش را بر همین منوال ادامه دهد؛ بیم تحقق استراتژی دشمن و تکرار حوادثی نظیر ناآرامی های مدنی طی دوره سازندگی؛ -البته در ابعادی به مراتب وسیعتر- دور از انتظار نیست.

استراتژیی که با گرایِ حصر اقتصادیِ ناجوانمردانه توسط عوامل داخلی به دشمن، آغاز؛ و با شعار گزافِ گره زدنِ اقتصاد، به چرخش سانتریفیوژ، وارد فاز جدیدی شد. امری که نتیجه ی آن، نابودی صنعت هسته ای به دست خود ملت بود. و حالا که مردم سراب تکیه به یاری غرب را بر باد رفته می بیند؛ هیچ بعید نیست که امریکا با کشیدن صندلی از زیر پای دولت متوهمِ غربگرا، پرده آخر را کلید زده و ملتِ ناامید از امید را، مجبور به تقابل با نظام گرداند.

افسوس که شیخ فریدون، هنوز در خیال خام و کودکانه به سر می برد؛ خیالی که از توهم کمکِ امریکا به او و حزبش نشات گرفته و راه بی راه؛ مامورانی برای عرض ارادت و یادآوری ادامه ی حمایت نداشته ی امریکا؛ به محضر کدخدا! می فرستد. غافل از اینکه امریکا؛ نه عاشق چشم و ابروی آنهاست؛ و نه آنها را دوست خود می پندارد.

برای امریکا، فرقی میان اصولگرا و اصلاح طلب نیست. او همه ی ایرانیان را دشمن می پندارد؛ و تمام هم خویش را بر مبنای حذف اسلامیت از وجود ایرانیت، بکار بسته و خواهد بست.

فرصت اندک است و لگد دشمن؛ در انتظار متوهمان!

لکن شیخ ساده لوح، هنوز اندر نزول آیه ی تابان برجام!





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : روحانی، سمنان، سه ماهه، گشایش، پسا برجام، برجام، توهم،
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات