درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 19 اسفند 1394 :: نویسنده : احمد.ش

دلواپسی ظریف؛ اعتراف صالحی؛ اعتراض علی لاریجانی و ناامیدیِ جابر انصاری؛ همه و همه دست به دست هم داد؛ تا دیوار خیالی برجام که نشات گرفته از اعتماد بیش از حد به دشمن بود، بر سر پدیدآورندگان آن آور شود. لذا در قدم اول، دکتر روحانی با همان عبارت مشهورِ "به صالحی ربطی ندارد" در واقع دستور آتش تهیه را، به افرادی داد که حیثیت شان در گرو برجام است؛ و در پی آن عراقچی و بعیدی نژاد؛ که با شروع مذاکره هسته ای در دولت یازدهم، بیش از هر چیز مسئولیت ماله کشی برجام را بر عهده گرفته اند؛ وارد صحنه شده و ضمن تکرار حرفهای قشنگ ولی تو خالی و دروغ، به دفاع از برجامِ بدون فرجام پرداختند.

هرچند آتش تهیه سنگین فعلیِ مثلث روحانی، عراقچی، بعیدی نژاد، به نظر رعب آور می رسد؛ و به احتمال قوی، در آینده ای نزدیک ظریف هم با زیرپا گذاردن حرفهای سابق، در کنار صالحی که مجبور به پس گرفتن سخنان خود می شود؛ مجددا به جمع حامیان برجام خواهند پیوست؛ لکن نباید دو تحلیل اصلی در خصوص هیاهوی اخیر برجامیون را از نظر دور کرد.

الف- واقعیت آنست که دیوار کج برجام، دیر زمانی استوار نخواهد ماند؛ و شکافهای وحشتناکی که منتقدان با بهای بی سوادی، بی شناسنامه بودن؛ و یا حواله به جهنم، آن را آشکار کردند؛ اساسِ دیوار اعتماد به دشمنِ بدعهد را فرو می ریزد. لذا دولتی ها با آغاز دور جدید دفاع بی منطق از برجام، ایجاد تاخیر در فروپاشی آن را پیگیری می کنند.

ب- اما دومین احتمال، ریشه در جنگ روانی دولتی ها به منظور قلب واقعیتی مهم دارد. به عبارتی برجامیون به منظور تحت الشعاع قراردادنِ امری حیاتی، که احتمالا در یکی از سه واقعه ذیل نهفته است، دست به هیاهو زدند. این سه موضوع عبارتند از 1- گزارش جدید آژانس؛ 2- افتتاح دفتر مختص به ایران، در امور پادمانهای آژانس بین المللی انرژی اتمی؛ 3- زیاده خواهی غرب برای افشای بیش از حد اطلاعات هسته ای ایران که حتی با مخالفتِ روسیه و چین مواجه شده است.

اموری که در آینده به واکاوی آنها خواهیم پرداخت.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، روحانی، ظریف، عراقچی، بعیدی نژاد، صالحی، لاریجانی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 18 اسفند 1394 :: نویسنده : احمد.ش

هرچند عملکرد بیش از دو سال و نیمه ی رئیس دولت بنفش، نشان از ورود تمام قد دکتر هنگام  کم آوردنِ زیر مجموعه دارد؛  لکن سخنان پر تکرارِ این روزهای شیخ حسن -که مخالفت آشکار با سخنان ظریف، صالحی و حتی علی لاریجانی است- را نمی توان در هیچ یک از قالب های سابق قرار داد.

در مراحل قبل، روحانی سخنان شاذی بر زبان جاری نمود؛ و حتی در بدیهیات تاریخ اسلام، نظیر صلح امام حسن (ع) و یا نصایح امام حسین (ع) به سپاه دشمن، دست برده؛ و آنها را تعبیر و تفسیرِ به عقب نشینی در قبال معاویه (لعنت الله) و یا مذاکره با عمر سعد (لعنت الله) می کرد، تا نتیجه بگیرد، باید در قبال امریکا کوتاه آمد؛ و یا با دشمن هم کاسه شد؛ راه رفت و یا سر میز مذاکره نشست. با این همه، سخنان مراحل قبل، امید و بارقه ای در خود نهفته داشت. به عبارتی، گفته های اسبق دکتر را می توان در چارچوبِ زمینه سازی برای حصول نتیجه ای خاص -انجام برجام- طبقه بندی کرد.

اما امروز که برجام به فرجامی دردناک رسیده و مشخص گشته؛ اعتماد دولت غربگرای روحانی به آنچه کدخدا می خواند؛ نه تنها بی ارزش، بلکه مضر بوده است؛ و حاصلی به غیر از حذف عوامل قدرتِ نشات گرفته از صنعت هسته ای، برای ایران نداشته؛ و خلاصه آنکه دست ایران را در قبال غرب خالی، و برگ های برنده کشور را در عین حفظ تحریم ها نابود کرده است؛ بیان سخنانی از جنس وعده ی سرخرمن -حواله به سال 95- و یا از جنس دروغ، تنها می تواند نشان از شکستِ سیاست های متکی به خارج؛ و البته سرکوبگر در بُعد دانشِ داخلی -نظیر پر کردن قلب راکتور اراک با سیمان و یا عدم اجازه پرتاب ماهواره های ساخت دانشجویان- داشته باشد.

لذا فارغ از برجامی که برای اطرافیان رئیس جمهور نان داشت! تعبیر مناسبی که می توان در خصوص سخنان بعضا خنده دارِ پسا برجامی پرزیدنتِ یازدهم بکار برد، غیر از این نیست که؛ گفته های دکتر بیش از اندازه به حالت مریضی شباهت دارد، که از تبِ زیاد، به هذیان افتاده و نمی داند چه می گوید!

برجام را خدا آورد!

برجام را مردم لحظه به لحظه درک می کنند!

مردمی که سوار هواپیما می شوند برجام را لمس می کنند!

برجام همچو آفتاب تابان است!

برجام ...

و حتما فردا نعوذبالله مدعی خواهد شد:

پیامبر به برجام استناد کرده است!!!

برجام در قران آمده!!!





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : روحانی، هذیان، تب، برجام، آفتاب، خدا، هواپیما،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 اسفند 1394 :: نویسنده : احمد.ش

نشست امروز دکتر روحانی با اصحاب رسانه، دارای نکات خاص و البته در بخشهایی خنده دار! بود؛ که می بایست در محلی دیگر به آن پرداخت. لکن عجالتا در خصوص سخنان برجامی رئیس دولت بنفش می توان گفت، ظاهرا خود ایشان هم همانند ضرب المثل معروف ملانصرالدین، باور کرده اند در آنسوی صف، آش می دهند!؛ لذا به تصور دریافت آش، خودش نیز در صف ایستاده است.

اما می بایست به رئیس هیئت مذاکره کننده هسته ای یادآور شد؛ مطمئن باش، نه از آش هسته ای خبری هست و نه از آش لغو تحریم. بلکه منتظر خنجر امریکایی ها باش که بزودی از پشت وارد قلب نحیفت خواهد شد؛ همانطور که تا بحال سوزش آن را با عدم رفع تحریم دلار، سوئیفت، ادامه معامله تهاتری در قبال صادرات نفت و ... احساس کرده ای.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : نشست خبری، روحانی، رئیس جمهور، هسته ای، آش، ملانصرالدین، برجام،
لینک های مرتبط :


دکتر صالحی طی مصاحبه با شبکه العربیه ی جدید (متعلق به قطر) نکاتی را بیان کرد که در ادامه نقدی گذرا بر آنها خواهیم داشت. هرچند در مقاله های پیشین برخی موضوعات مورد اشاره قرار گرفته؛ لکن اصرار بر دروغ پردازی دولتی ها، نگارنده را مجبور به تکرار می کند.

به جهت طولانی بودن متن، مقاله طی دو بخش ارایه می گردد. بخش دوم:

7- صالحی در معادله ای خنده دار مدعی می شود؛ ایران با وجود 9000 سانتریفیوژ فعال، 2300 کیلو گرم اورانیوم 5% تولید می کرده و الان با 6000 سانتریفیوژ (که البته فقط 5060 دستگاه آنها فعال است) می تواند 1500 کیلو گرم اورانیوم تولید کند! این در حالی است که یک تناسب ساده بین ارقام ارائه شده توسط صالحی مشخص می کند در حال حاضر ایران با تعداد 5000 سانتریفیوژ فعال، تنها قادر به تولید نزدیک به 1278 کیلو گرم اورانیوم در سال خواهد بود و نه 1500 کیلو! در این خصوص باید گفت:

الف- صالحی در راستای ادامه ی خط غیر واقعی و بزرگنماییِ برجام؛ نه تنها 1024 سانتریفیوژ غیر فعال فردو را نیز به عنوان فعال معرفی می کند؛ بلکه تولید کاذبی را به آنها اختصاص می دهد. حال آنکه گرم به گرم این ماده، ارزشمند بوده و بازرسان آژانس مقادیر ناچیز آن را محاسبه می کنند.

ب- بر اساس برجام ایران نمی تواند بیش از 300 کیلو اورانیوم غنی شده در خاک خود داشته باشد. و هنوز مشخص نیست دولت تدبیر کدام یک از 4 گزینه ی موجود را برای مازاد اورانیوم تولیدی احتمالی خود پیش بینی کرده است: 1- صادرات گرم به گرم مازاد بر 300 کیلو گرم! 2- تخلیه یکجای 300 کیلو ذخیره اورانیوم ایران به عنوان صادرات که منجر به خالی شدن یکباره کشور از اورانیوم غنی شده ی حداقلی بر اساس برجام! می شود. 3- عدم تولید اورانیوم؛ با استفاده از رقیق سازی مجدد اورانیوم تولید شده 3.5% 4- تبدیل اورانیوم تولید شده به اکسید که در واقع نابودی آن می باشد.

8- نکته دیگر سخنان صالحی به تعداد سانتریفیوژ های فعال ایران باز می گردد. بر اساس گزارش های آژانس:

الف- تا قبل از اجرای توافق ژنو؛ ایران تعداد 9252 دستگاه سانتریفیوژ IR-1 در بخش زیر زمینی سایت شهید احمدی روشن (نطنز) داشته که تحت تزریق گاز اورانیوم قرار گرفته است.

ب- در بخش آزمایشگاهی -که روی زمینِ نطنز- و به نام شهید قشقایی مزین است؛ دو آبشار IR-1 مجموعا به تعداد 328 دستگاه قرار داشته که تا قبل از توافق ژنو، به صورت متصل بهم به تولید اورانیوم 20% مشغول و پس از توافق با جدا شدن این اتصال به تولید اورانیوم 5% مشغول گشته است.

ج- در سایت فردو نیز 4 آبشار متصل بهم با تعداد تقریبی 660 دستگاه در حال فعالیت برای تولید اورانیوم 20% بوده که پس از توافق ژنو تنها به تولید اورانیوم 5% مشغول شده است.

نتیجه؛ در صورتی که تعداد مذکور را جمع کنیم؛ به عدد 10240 سانتریفیوژ فعالِ ایران خواهیم رسید که با اعداد اعلامی از سوی دکتر صالحی و هیئت مذاکره کننده تفاوت قابل توجهی خواهد داشت!

9- صالحی در سخنی شگفت آور مدعی می شود "طی مدت 10 سال آینده که ما صرفا تعداد سانتریفیوژ ها را کاهش داده ایم؛ آنچه نیاز داریم توسعه خواهیم داد تا بعد از این زمان بکار گیریم."! در حالی که صنعت ساخت سانتریفیوژ؛ قطعه سازی (مگر برای جایگزین)؛ تحقیق و توسعه در حد ناچیز؛ و عملا همه چیز تعطیل شده و اساسا چیزی بجز کاریکاتور از صنعت هسته ای ایران باقی نمانده؛ لذا مشخص نیست صالحی از کدام توسعه ی در خواب! سخن می گوید؟

صالحی بدون اشاره به سابقه ی 8 ساله ی شکوفایی صنعت هسته ای ایران -بدون در نظر گرفتنِ زمان توافق ننگین سعدآباد و بروکسل و همچنین قبل از آچمز شدن و توقف کامل هسته ای در دولت یازدهم- سخنانی به زبان می راند که گویا در این دنیا نمی زیسته است!

10- صالحی مجددا از غارت ذخایر استراتژیک اورانیوم ایران به عنوان افتخارِ صادرات یاد می کند. حال آنکه هیچ عقل سلیمی، به خارج کردنِ ذخایر اورانیوم یک کشور، که تنها یکبار صورت می گیرد و یا در خوشبینانه ترین حالت حداکثر در مقیاس بسیار ناچیز و مینیاتوری ادامه می یابد؛ لقبِ صادرات نمی دهد.

11- اما اصلی ترین محور سخنان صالحی را می بایست اعتراف دیر هنگام یکی دیگر از اعضای هیئت مذاکره کننده به خلف وعده امریکا و اروپا در خصوص عدم عمل به تعهدات خویش دانست. این درحالی است که از رئیس دولت گرفته تا دون پایه ترین اعضای مذاکره کننده بارها و البته به دروغ، مدعی برداشته شدن تحریم ها و یا حتی انجام 1000 LC در روز تعطیل اروپا و امریکا شدند.

با این وجود مشخص نیست دروغ های این جماعت تا به کی ادامه دارد و چه زمانی قصد خواهند داشت به عدم امکان اعتماد به امریکا و غرب اعتراف کنند؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، صالحی، دروغ، اعتراف، تحریم، هسته ای، امریکا،
لینک های مرتبط :


دکتر صالحی طی مصاحبه با شبکه العربیه ی جدید (متعلق به قطر) نکاتی را بیان کرد که در ادامه نقدی گذرا بر آنها خواهیم داشت. هرچند در مقاله های پیشین برخی موضوعات مورد اشاره قرار گرفته؛ لکن اصرار بر دروغ پردازی دولتی ها، نگارنده را مجبور به تکرار می کند.

به جهت طولانی بودن متن، مقاله طی دو بخش ارایه می گردد. بخش اول:

1- بر خلاف نظر دکتر صالحی این بار دوم نبود که آژانس از سایت پارچین بازدید کرد، بلکه مرتبه سوم بود. به غیر از بازرسی در دولت یازدهم؛ اولین مرحله در دوره اصلاحات و دومین بار در دولت نهم و بر اساس ادامه توافقی که در دوره اصلاحات رقم خورد؛ بازرسی از این سایت نظامی صورت پذیرفت.

در ثانی در هر سه مرحله مسئولین ایرانی گفتند؛ این آخرین بازدید است! با این وجود آژانس با نقض عهد ادامه داد و حتی به اسناد و اعترافات سابق خویش نیز پایبند نماند.

2- بر خلاف خوش باوری امثال دکتر صالحی که متاسفانه مرعوب غرب هستند؛ برای آژانس و جهانیان نه تنها ثابت نشد که ایران دنبال سلاح هسته ای نبوده؛ بلکه دقیقا برخلاف نظر دکتر صالحی؛ در گزارش آمانو آمد، ایران تا قبل از سال 2003 بطور هدفمند به دنبال طراحی بمب اتم بوده؛ و تا سال 2009 نیز فعالیتهایی داشته؛ و بعد از این سال نیز آژانس مستندی ندارد!!!

بد نیست دکتر صالحی برای فعال شدن ذهن خود، نگاهی مجدد به ارزیابی آمانو -GOV/2015/68- از موضوعات PMD (ابعاد احتمالی برنامه هسته ای ایران) که حالا دیگر MD (ابعاد نظامی برنامه هسته ای ایران) می باشد داشته باشید.

3- دکتر صالحی که ظاهرا همانند دیگر مسئولین دولت بنفش؛ علاقه ای به گوش دادن و یا تدبر در بیانات رهبر فرزانه انقلاب ندارد؛ هیچ عکس العملی در قبال تندرو خواندن بخشی از اصولگرایی بخرج نمی دهد؛ بلکه با پاسخ دکتر؛ عملا گفته خبرنگار تایید می شود. العربیه جدید می پرسد: " آیا این مسئله (اجرای پروتکل بدون اجازه مجلس تا 8 سال)، خشم منتقدان داخل را بر نمی انگیزد، بخصوص تندروهای اصولگرایان؟ صالحی: فکر نمی ‌کنم. نوعی توافق داخلی در این باره وجود دارد."

رهبر حکیم انقلاب در آخرین سخنرانی خود با انتقاد از مسئولین و جناح های داخلی فرمودند: "آنهایی که امروز در بیرون از مرزهای کشور میگویند تندرو، مقصودی دارند و معنایی مورد نظرشان است. دوستان ما و برادران ما در داخل مراقب باشند آنچه مقصود او است تکرار نکنند."

البته عدم عکس العمل مناسبِ صالحی، تنها به مسئله فوق ختم نمی شود؛ بلکه در قبال نام بردن خلیج فارس از سوی خبرنگار العربیه جدید با عنوان مجهول «خلیج» نیز، خاموش می ماند.

4- صالحی با تکرار ادعاهای پوچ و بی اساس؛ همچنین بدون در نظر گرفتن باقی ماندن کاریکاتوری از صنعت هسته ای ایران می گوید: "فعالیتهای هسته ‌ای ما در تمامی ابعاد از قبیل غنی ‌سازی اورانیوم، تولید آب سنگین، کشف و استخراج اورانیوم، ادامه تحقیقات هسته‌ ای و ساخت نیروگاه ‌های هسته‌ ای و نیز تولید سوخت ادامه خواهد داشت. برخی قید و بندها هستند که ایران آن را در عمل پذیرفته اما اینها به معنای توقف کار یا کُند شدن آن نیست."!

5- صالحی در حالی ادعا می کند ایران 9 هزار سانتریفیوژ فعال داشته؛ که هیچ اشاره ای به 14 هزار سانتریفیوژ قلع و قمع شده ی غیر فعالِ قبل از اجرای برجام؛ و همچنین بیش از 1000 سانتریفیوژ آبمیوه گیریِ! فعلی که در فردو غیر فعالِ  است، نمی کند. وی تنها می گوید، ایران در حال حاضر 6 هزار سانتریفیوژ دارد!

6- صالحی بدون اشاره به 12 تن ذخایر استراتژیک اورانیوم 5% که دولت امید! از کشور خارج کرد و یا 200 کیلو ذخایر 20% که نابود نمودند؛ ضمن القای حسِ «نمی توانیم»؛ به نیاز 30 تنی سوخت بوشهر در یک سال اشاره کرده و می گوید "ایران فاصله زیادی از این مقدار دارد". این در حالی است که:

الف- تحقیق بر روی سانتریفیوژ فوق پیشرفته IR-8 از ابتدای دولت بنفش (نزدیک به 2 سال و 8 ماه پیش) متوقف شده.

ب- تا 8.5 سال آینده ایران امکان تحقیقِ فراگیر روی چنین سانتریفیوژی را ندارد. یعنی ایران تا 8.5 سال؛ تنها امکان تحقیق بر روی IR-8 را، به صورت تکی یا تعداد چند دستگاه خواهد داشت. و تازه پس از 8 سال و نیم می تواند آبشاری با زنجیره 30 دستگاه تشکیل دهد!

متخصصین امر اذعان دارند، حتی استفاده از زنجیره 30 تایی فاصله فراوانی با واقعیتِ بهره برداری از زنجیره ی (حدوداً 164 تایی) دارد.

ج- سانتریفیوژ IR-8 قابلیت 24 سو جدا سازی دارد و تجهیز فردو به تقریبا 2500 دستگاه از این سانتریفیوژ برابری می کند با سایت نطنز، با ظرفیت کاملِ 48000 دستگاه IR-1.

د- از همه مهمتر باید گفت: ایران تا 10 سال اساسا حق فکر کردن در خصوص طراحی و تولید هیچ سانتریفیوژ جدیدی را ندارد؛ به عبارتی نه تنها در طول سالیان آینده نمی تواند از داشته های فعلی خود بهره برداری منطقی کند؛ بلکه می بایست در این داشته ها درجا هم بزند! عمق فاجعه زمانی مشخص می شود که بدانیم ایران برای رسیدن به دانش تولید سانتریفیوژِ مدل هشت خود (در کنار تولید انواع مختلفِ سانتریفیوژ)، فقط 8 سال زمان صرف کرد؛ و توقف ایران تا 10 سال آینده یعنی چشم پوشی از مدل های به مراتب جدید تر از سانتریفیوژ IR-8 که شاید می توانست بالغ بر 150 سو جداسازی کند.






نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، صالحی، دروغ، اعتراف، تحریم، امریکا، هسته ای،
لینک های مرتبط :


تبریک برای افتخار دیگر ملت

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
خداوند دانا و توانا را سپاس که در آزمون بزرگی دیگر، ملت آگاه و مصمّم ایران را به پیروزی رسانید؛ آنان توانستند برای سی و ششمین بار از آغاز انقلاب اسلامی، در انتخاباتی سراسری، با عزم راسخ و شور و نشاط به‌یادماندنی، حضور یابند و سرنوشت کشور را در مقطع کنونی، رقم زنند؛ نمایندگان خود را برای تشکیل دو مجلس پر قدرت و پر اهمیت برگزینند و بار دیگر مردمسالاری دینی را در چهره‌ی درخشان و پر اقتدار خود به جهانیان نشان دهند.
ایران اسلامی به ملت خود می‌بالد و به استحکام مقرّراتی که این فرصتهای مغتنم را برای قد برافراشتن و تجدید قوای ملی فراهم آورده است، سر می‌افرازد.
اینجانب وظیفه‌ی خود می‌دانم که از این لبیک عمومی به فراخوان نظام اسلامی سپاسگزاری کنم و پاداش و هدایت الهی برای مردمی که این جمعه‌ی پر کار و پر شکوه را آفریدند مسألت نمایم.
به مسئولان کشور چه انتخاب‌شوندگان برای مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و چه دارندگان مناصب اجرایی در قوای دیگر و چه دیگر مسئولان در سازمانها و نهادها، یادآور میشوم که سپاسگزاری شایسته را در خدمت صادقانه به مردم و کشور و نظام اسلامی محقق سازند؛ ساده‌زیستی، پاکدستی، حضور پیوسته در جایگاه مسئولیت، ترجیح منافع ملی بر خواسته‌های شخصی و جناحی، ایستادگی شجاعانه در برابر مداخلات بیگانه، واکنش انقلابی به نقشه‌های بدخواهان و خائنان، منش جهادی در اندیشه و عمل، و در یک جمله: کار برای خدا و در راه خدمت به خلق خدا را، برنامه دائمی خویش در دوران این مسئولیت بدانند و به هیچ قیمت از آن تخطی نکنند.
روزگار بسیار حساس کنونی، حساسیت و هوشیاری و عزم راسخ همگان بویژه شما مسئولان را می‌طلبد. پیشرفت کشور هدف اساسی است. پیشرفت صوری و منهای استقلال و عزّت ملی، پذیرفته نیست. پیشرفت، بمعنی حل شدن در هاضمه‌ی استکبار جهانی نیست. و حفظ عزّت و هویت ملی جز با پیشرفت همه‌جانبه و درونزا دست‌یافتنی نیست. مجلس آینده درباره‌ی این سرفصلهای مهم، وظائف سنگینی برعهده خواهد داشت و امید است که نصاب پاسخگوئی در برابر خدا و مردم را همگان در آن مشاهده کنند.
لازم میدانم از دست‌اندرکاران برگزاری این انتخابات با شکوه؛ مسئولان اجرائی و نظارتی؛ تأمین‌کنندگان امنیت؛ سازمان رسانه‌‌ی ملی و دیگر دستگاهها و اشخاص مؤثر صمیمانه سپاسگزاری کنم.
توفیقات همگان را از خداوند متعال مسألت میکنم.
سیّدعلی خامنه‌ای
۹ اسفندماه ۱۳۹۴




نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : تبریک، آقا، رهبر، انتخابات، ملت، پیروزی، لبیک،
لینک های مرتبط :


هرچند این روزها که مصادف با ایام انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری است؛ زمان خوبی برای نقد وزیر اطلاعات نیست. لکن عملکرد فردی که کمترین شناخت از امور اطلاعاتی ندارد؛ انسان را ملزم به نگارش می کند.

وزیر که نا بلد باشد؛ یا قتلهای زنجیره ایِ طراحی شده در خارج از وزارت را بر وزارتخانه متبوعش تحمیل می کنند؛ و یا جناب وزیر، به منظور انعکاس واقعیت! خبرنگار روزنامه داعشیِ قانون را -به اسم «پسر معنوی»-، همراه خود به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس! می برد؛ و یا هم صحبت سران فتنه می گردد.

متاسفانه دیروز سید محمود علوی برگ دیگری از نگرش ضد اطلاعاتی خود را رو کرد؛ و با حضور در مراسم انتخاباتی صدای ملت در ورزشگاه شیرودی؛ نشان داد که از نگاه و ضریب هوش اطلاعاتی -حتی پس از 2 سال و نیم کار در آن وزارتخانه- برخوردار نیست.

شوربختانه علوی تنها به حضور در میتینگ تبلیغاتی بسنده نکرد؛ بلکه با سخنرانی در ورزشگاه ثابت کرد؛ که نگرش جناحی وی بر نگرش کلان امنیتی اش غلبه دارد. عضو شورای عالی امنیت ملی بر خلاف نظرِ رهبر فرزانه انقلاب، ضمن حمله به کمپین «نه به انگلیس» -که در تایید بیانات رهبری شکل گرفته- مدعی شد، حرکت بی بی سی تنها برای ایجاد تفرقه است! وزیر اطلاعات در حالی رفسنجانی و لیست وی را «نیروهای جبهه انقلاب» خواند، که  نه توضیحی برای حمایتهای این رادیو از هاشمی داد؛ و نه شرحی برای مورد غضب قرار گرفتن آقایان جنتی، مصباح و یزدی، از سوی این منبع سخن پراکنی.

علوی مدعی شد، نیروهایی که در نظام مسئولیت اجرایی دارند اعتنایی به حرفهای رسانه‌ های انگلیس نمی کنند. ولی حاضر نشد کوچکترین برائتی از اعلام حمایتِ دشمن از خود کند –سید محمود علوی سومین اسم از لیست هاشمی رفسنجانی است که مورد حمایت بی بی سی قرار گرفته است-

وزیر اطلاعات گفت، نیروهای انقلابی کسانی هستند که از تعریف انگلیسی‌ ها خوشحال نمی ‌شوند؛ این درحالی است که امام خوبی ها، خمینی کبیر ره فرموده؛ اگر دشمن از شما تعریف کرد، به کار خود شک کنید.

علوی گفت؛ به خاطر حرف مفت و بی حساب یک رسانه بیگانه نباید به جان هم بیفتیم و پنجه بر چهره هم بیندازیم. حال آنکه اگر BBC حرف مفت زده؛ چرا اعضایِ چپِ داخل لیست، همانند دیگر اعضا سریعا اعلام برائت نکردند؟

و چرا خط خود را از رسانه روباه مکار جدا نکردند؟

باید از وزیر قهار اطلاعات سوال کرد؛ اگر اعضای لیست مورد حمایت انگلیس فورا تبری می جستند؛ کسی جرات ایراد اتهام به ایشان را داشت؟ در واقع اعضای لیست با سکوت خود اتهام بی بی سی را بدل به واقعیت کردند.

 اما جالب ترین بخشِ سخنانِ، علوی اظهار نظر وی در خصوص نهضت ملی شدن نفت است. وی بدون اشاره به هدایت و همراهی های بی حد و حصر هاشمی رفسنجانی از فتنه انگلیسی، امریکایی، صهیونیستی 88 و عوامل آن، که منجر به خلع ید هاشمی از امامت جمعه ی تهران شد، می گوید؛ آیت‌ الله کاشانی که یک عمر به مبارزه با انگلیسی‌ ها شهره بود پس از آنکه در ماجرای آقای مصدق به اختلافی برخورد؛ یک نشریه عکس ایشان را چاپ کرد و عمامه ‌اش را به شکل پرچم انگلیس نقش بست در حالی که ایشان تمام عمر با انگلیسی‌ ها مبارزه کرد.

وی بدون اشاره به تحرکات وحدت شکن رفسنجانی، منجمله نامه ی بدون سلام و والسلام او، و یا دخالت های آشکار و پنهان فرزندان وی در فتنه 88 و کمک به تحریم ملت گفت؛ وحدت، بزرگترین سرمایه ما است. در بعضی از انتخابات گذشته شرایط به گونه‌ ای شد که نه تنها وحدت ما مورد خدشه قرار گرفت بلکه افراد خانواده را مقابل یکدیگر قرار داد.

وی بدون اشاره به منشاء اختلاف و تفرقه؛ منجمله حمله هاشمی به شورای نگهبان و یا حضور خود به عنوان وزیر اطلاعات در میتینگ سیاسی، به نفع یک جناح خاص، می آورد؛ اگر قرار باشد هر دو سال اختلافات به جامعه ما پمپاژ شود از جامعه ما چه می ‌ماند.

وی در حالی دم از وحدت می زند، که با شانتاژِ افراد حاضر در میتینگ؛ رسانه ملی را متهم به عدم تلاش ملموس برای مشارکت مردم در انتخابات کرده و خواستار بستر سازی از طریق فضای مجازی برای مشارکت مردم می شود!

اما فراز پایانی وزیر اطلاعات؛ نیت های جناحی وی را که شاید در خفا مانده، از پرده برون میریزد؛ وزیری که باید سرلوحه بی طرفی در کشور باشد، با حمایت علنیِ انتخاباتی از دولت و حزب اعتدال می گوید: "ان ‌شاءالله با مشارکت حداکثریِ مردم، یاران اعتدال وارد مجلس شوند"!

جا دارد از وزیر محترم اطلاعات سوال کرد؛ آیا با چنین رویکردی قصد ایجاد امنیت و آرامش در جامعه را دارید؟

آیا عملکرد ناشیانه شما؛ مصداق بارز ریختنِ بنزین بر آتشِ تفرقه؛ و ایجاد التهابِ کاذب انتخاباتی نیست؟





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : همایش، صدای ملت، وزیر اطلاعات، علوی، انتخابات، امنیت، ضد امنیت،
لینک های مرتبط :


پس از جلسه 21/08/1393 هیئت دولت، دکتر روحانی با هیجانِ خاصی خبرِ اجرایی شدن قانون "انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات" را که از سال 1388 بر زمین مانده اعلام؛ و اجرایی شدن قانون یادشده را از لوازم مردم سالاری دینی و جزء لاینفک حقوق شهروندی عنوان کرد.

رئیس جمهور قانون مذکور را روشی برای مبارزه با فساد دانسته و گفت؛ یکی از وعده ­های انتخاباتی دولت یازدهم به مردم، دسترسی آزاد به اطلاعاتِ همه دستگاه­هایی است که از بودجه دولتی استفاده می­ کنند، که این امکان از امروز محقق شد.

فارغ از چگونگی اجرای قانون؛ پیش از این دولتِ امنیتی دکتر روحانی با استفاده از حربه ­ی محرمانه، پیگیرِ اهداف خاصی شد که افشای آن را به ضرر خود تلقی می کرد؛ و مباحثی نظیر هسته ­ای و فساد کرسنت را با ایجاد هلوکاست از دسترس عموم خارج نمود. با این همه رویکرد جدیدِ دولت طی ماه­ های اخیر، خبر از بسط حرکت نامیمونی دارد که نه تنها قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات را تحت­ الشعاع قرار می دهد، بلکه اجرای آن را عملا غیر ممکن می نماید.

به واقع تنها راهکار فرار از اجرا؛ تمسک دولت به فصل چهارم قانون یادشده؛ و طبقه بندی اطلاعات در قالب محرمانه می­ باشد. بر این اساس طی ماه های اخیر دولت به کرات از حربه محرمانه بهره­ برده و موضوعاتی نظیر قراردادهای نفتی IPC؛ مبلغ جریمه در محکومیتِ شکایت گازی ترکیه علیه ایران؛ قرارداد با شرکتهای پژو و ایرباس؛ نرخ رشد اقتصاد؛ آمار فروش مرکز مبادلات ارزی؛ نشست ویژه پول و اعتبار و ... را با طبقه بندی در ردیف اسرار دولتی؛ از دسترس قضاوت عمومی خارج کرده است.

لذا جای سوال از دکتر روحانی وجود دارد؛ که اساسا با توجه به محدودیت­های اعمال شده، اجرای قانون انتشار و دسترسی آزاد به  اطلاعات با چه توجیهی صورت گرفت؟

آیا محدودیت های ایجاد شده توسط دولت؛ مخالفتِ عملی با اصل انتشارِ دسترسی آزاد اطلاعات نیست؟





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : محرمانه، قانون، انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، فساد، حقوق شهروندی، تناقض، دولت،
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات