تبلیغات
دلنوشته های سربازی برای ولایت - شرایط سخت پیش رو!
 
درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 14 شهریور 1394 :: نویسنده : احمد.ش

انسانها، برخی امور را برای شرایط سخت نگاه داشته و از عمل کردن به آن در حالت عادی، پرهیز می کنند. چنین سلوکی را، حتی در سیره ائمه ی هدی نیز می توان یافت. پیشانی بند زرد امیرالمومنین علی (ع)، که تنها در بهبهه جنگ های طاقت فرسا مورد استفاده قرار می گرفت، نمونه بارز این رویکرد است. حتی در قرآن کریم نیز، برخی آیات شامل همین وضعیت شده و کاربرد خاص آنان در شرایط وخیم، مشهود است.

شاید به عنوان یکی از شداید، بتوان مثالِ عملیات ناهمگون کربلای چهار را زد؛ عملیاتی که باوجودِ اطمینان از لو رفتن –نه دقیقا قبل شروع و یا پس از آغاز عملیات؛ بلکه از چند روز قبل-، بازهم بنا بر اصرار و دستور جانشین وقت فرماندهی کل قوا؛ «اکبر هاشمی رفسنجانی» ، صورت پذیرفت. شبِ عملیات؛ رزمندگان یکی از گردان های لشکر محمد رسول الله (ص)؛ که قرار بود خط شکسته شده توسط دلاوران لشکر 41 ثارالله، به فرمانده ی قاسم سلیمانی را، در روز اول کارزار، تحویل گرفته و تثبیت نمایند؛ با اطلاع از شرایط وخیم و تقریبا غیر قابل بازگشت؛ اقدام به پخش دست نوشته هایی مزین به آیه کریمه "یا مُنَزّلِ السّكینةِ فی قُلوبِ المؤمِنین" کردند.

هر چند عدم آزادی به موقع جزیره "ام الرصاص" و وخیم شدن شرایط کارزار؛ مانع از صدور دستور ورود گردان، به حد خویش گردید؛ ولی پاکباختگانِ لشگر 41 ثارالله در شب اول عملیات، با وجود اطلاع از لو رفتن عملیات -بر خلاف سیره امروزی مسئولین نظام و البته آن روزی!-؛ به دستور عمل کرده و تنها بر مبنای ادای تکلیف، به خط دشمن زدند. با وجوی که اکثر آنان در کمال گمنامی، شهد شیرین شهادت را نوشیدند؛ لکن هنوز یاد و خاطره لحظات سخت آن روزها، با رویت دست نوشته "یا مُنَزّلِ السّكینةِ فی قُلوبِ المؤمِنین" زنده است.

به زعم نگارنده؛ مقدمه فوق، مقایسه سازی مابین شرایط طاقت فرسای عملیات کربلای چهار؛ که این روزها به لطفِ بشارت تردید ناپذیر حضور 175 غواصِ شهیدِ دست بسته؛ از غربت و مظلومیت آن عملیات کاسته شده؛ با شرایط کنونی بود. رهبر انقلاب طی هر دو دیدار اخیر خود؛ از آیه ی "هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم وَ للهِجُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَلیمًا حَکیمًا" استفاده کردند. مداقه در بیانات رهبر انقلاب، نشان دهنده آنست؛ که ایشان نیز بطور معمول؛ آیه مذکور را در شرایط خطیر استفاده می کنند.

از مجموع 8 مورد؛ اولین نمونه، شش ماه قبل از فتنه سال 1378 –در دوران سیاه اصلاحات-؛ دومین مورد طی اختتامیه مسابقات حفظ و قرائت قرآن در سال 1379؛ سومین مرتبه سال 1382، دیدار مجلس ششم با ایشان؛ -مجلسی که قائله ی تحصن و استعفا را در همان سال به پا کرد-؛ مورد چهارم ده ماه قبل از فتنه 1388؛ پنجمین بار طی اقامه اولین نماز جمعه، پس از شروع فتنه 1388؛ ششمین مورد، در سال تشدید تحریم های ظالمانه -1389- و ترک تازی جریان انحرافی؛ و هفتمین و هشتمین مرحله، با فاصله ی هشت روز از یکدیگر، در شهریور امسال بیان شده است.

رهبر فرزانه انقلاب؛ در ایامی که خواص بی بصیرت، جرقه های فتنه 88 را، با نامه بدون سلام و والسلام، تمرّد از قانون اساسی و نادیده انگاشتن رای مردم رقم زدند؛ در تبیین این آیه، به نحوی که می تواند عبرت و البته بشارت دهنده برای چنین روز هایی باشد؛ می فرمایند: "این آیه ‌ای که من تلاوت کردم، به مؤمنان بشارت میدهد و نزول سکینه ‌ی الهی را یادآوری میکند. سکینه یعنی آرامش در مقابل تلاطم های گوناگون  روحی و اجتماعی. این آیه مربوط به حدیبیه است. در ماجرای حرکت پیامبر اکرم از مدینه به سمت مکه با چند صد نفر از یاران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثی پیش آمد که از چند جهت موجب طوفانی شدن دلهای مؤمنان بود. از یک طرف، دشمنان با نیروی مجهزی آنها را محاصره کرده بودند؛ اینها از مدینه دور بودند - حدیبیه نزدیک مکه است - نیروهای دشمن متکی به عقبه ‌ی مکه بودند، نیرو داشتند، سلاح داشتند، جمعیت زیاد داشتند؛ این یک طرف قضیه بود که موجب اضطراب میشد، موجب تشویش برای بسیاری از مؤمنین میشد؛ از طرف دیگر، پیغمبر اکرم بر طبق آن سیاست عظیم مکتوم الهی - که بعد برای همه آشکار شد - در مقابل کفاری که آمده بودند در مقابل او، در مواردی کوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحیم» را، «بسم اللَّه»، را از این نوشته حذف کنید، پیغمبر قبول کرد؛ و چند مسئله از این قبیل پیش آمد. این هم دلهائی را مشوش کرد، مضطرب کرد، به تردید انداخت.

در یک چنین مواردی که این اضطرابهای گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصی، چه به لحاظ مسائل اجتماعی - برای مؤمنینِ به اسلام پیش می‌ آید، اینجا باید منتظر سکینه‌ ی الهی بود؛ آنوقت میفرماید: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین»؛ خدا دلها را قرص کرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهای روحی برحذر و برکنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانی، به خاطر این آرامشی که خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتیجه ‌ی این سکینه‌ ی الهی و آرامش روحی این میشود که: «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم»؛ آنوقت بذر ایمان در دل آنها عمیقتر میروید، نور ایمان دل آنها را بیشتر روشن میکند؛ ایمان آنها عمیقتر میشود. این است که برای یک مجموعه ‌ی مسلمان، مجموعه ‌ی مؤمن مهم است که به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند که خدا کمککار اوست، بداند که خدا پشت سر رهپویان راه حق است. وقتی دلها قرص شد، گامها هم محکم میشود؛ وقتی گامها استوار شد، راه به ‌آسانی طی میشود، به هدف نزدیک میشود."

اما تفسیر دو مقطع فتنه 88؛ و شرایط کنونی، توسط رهبر انقلاب، که از قضا طی هر دو تاریخ، آیه مذکور به عنوان صدر سخنان استفاده شد؛ جالب توجه است. ایشان در دیدار چند روزِ قبل خبرگان رهبری می فرمایند: "این سکینهی الهی، مایهی ازدیاد ایمان و مایهی تقویت ایمان است. معنای سکینه هم آرامش در مقابل تلاطم است؛ حوادث گوناگون، خبرهای گوناگون، دشمنیها، وضعیّتهای مختلف، در روح انسانها بهطور طبیعی تلاطم ایجاد میکند. این آرامش خیلی از اوقات مایهی استقرار فکر و ذهن و استقامت در طریق میشود. خدای متعال این سکینه را، آرامش را به مؤمنین میدهد به برکت ایمانشان و به آنها خاطر جمعی میدهد که «وَ للهِجُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرض». از چه انسان واهمه کند؟ همهی نیروهای زمین و آسمان، همهی سنن طبیعت، جنود الهی هستند و متعلّق به خدایند؛ اگر ما  مؤمن باشیم، اگر ما بندهی خدا باشیم، این نیروها در خدمت مؤمنین قرار میگیرند. این همان آرامشی است که انسان پیدا میکند. باز در یکی دو آیهی بعد [میفرماید]: وَ للهِجُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَزیزًا حَکیمًا؛ این عزّت الهی و قدرت الهی، نشانهی همین «للهِجُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرض» است. مؤمنین در یک چنین عالمی، در یک چنین فضایی حرکت میکنند، زندگی میکنند و تنفّس میکنند."

حال باید منتظر بود و دید؛ که این بار قصد رهبر انقلاب از زینت دادن بیانات خویش به آیات مذکور چیست؟ 

هرچند وضعیت پیش رو؛ شرایط همواری نیست، و اعمالی همچون موافقت دولت با تصویب زود هنگام قطعنامه 2231 -قبل از انجام سیر قانونی در مجلس، به منظور قرار دادن نظام در عمل انجام شده-، قطعا کشور را با مشقات فراوانی مواجه می کند؛ لکن با توجه به ترسیم مجدد خطوط قرمز، -همان خطوط اصلی که توسط دولت؛ در تبیین مذاکرات هسته ای نادیده انگاشته شد- به یقین می توان گفت، زمان محدودیت و حذف نام پروردگار عظیم الشان، از صلح نامه حدیبیه گذشته؛ و ان شاء الله دیر زمانی تا رسیدن به آرامش فتح مکه، راه نیست.

ان‌شاءالله دست‌ اندرکاران تصویب برجام نیز، با دقّت مصالح را -مصالح کشور را، مصالح ملّی را- در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملّت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته، در مقابل خدای متعال هم ارائه بدهند.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : شرایط، سخت، پیش رو، سکینه، نازل، تلاطم، خطوط قرمز،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب