تبلیغات
دلنوشته های سربازی برای ولایت - پیشنویس قطعنامه شورای امنیت و نکاتی چند (بخش دوم)
 
درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM


پیشنویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد؛ حاوی نکات درخور توجهی است؛ که بخش اعظم آن؛ مخالف نص صریح خطوط قرمز ترسیمی توسط رهبر فرزانه انقلاب؛ و بخشی دگر مخالف قانون الزام دولت به حفظ دستاوردهای هسته ای است. لذا نوشتار ذیل؛ به واکاوی بخش های مورد نظر پیشنویس می پردازد.

در ابتدا، لازم است دو نکته را به مقاله پیشین (بخش اول) اضافه کرد:

1-     اولین موضوع راجع به خروج ایران، از ذیل بند 41 فصل هفتم منشور ملل متحد می باشد؛ که رئیس جمهور محترم به عنوان دستاورد مذاکره با امریکا از آن یاد می کند. دکتر روحانی در پیام زنده تلویزیونی به مناسبت توافق جامع گفت: "پرونده هسته‌ ای ایران را از ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد و از شورای امنیت خارج کنیم."

با اینکه طی چند بندِ پیشنویس، به خروج ایران از ذیل بند 41 فصل هفتم منشور اشاره می شود؛ لکن علاوه بر سیستم ماشه، که اساسا می تواند چنین خروجی را منتفی کند (در ادامه به آن خواهیم پرداخت)؛ بسیاری از تصمیمات اتخاذ شده در این پیشنویس، بر اساس بند 41 منشور ملل متحد گرفته می شود. بر این مبنا باید از دکتر روحانی پرسید: چگونه امکان دارد پیشنویسی که بند 41 قطعنامه های قبلی را لغو کرده و ایران را از ذیل آن خارج می کند؛ در موارد متعددی بر اساس همان بند 41؛ تعهدات دیگری به ایران تحمیل کند؟

لذا بهتر است بجای استفاده ی خروج ایران از ذیل بند 41 فصل هفتم؛ عبارت هرس شاخه و زیبا کردن کار، در قبال فربه کردن تنه ی بند 41 را به کار برد. زیرا عبارت "ذیل بند 41 منشور ملل متحد، تصمیم می‌گیرد" را به کرات می توان در پیشنویس مشاهده کرد.

2-     رئیس جمهور محترم در پیام زنده تلویزیونی به مناسبت توافق جامع گفت: "طبق توافق امروز، در روزهای آینده که این توافق در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب خواهد رسید، تمام ۶ قطعنامه قبلی لغو خواهد شد." حال آنکه تعداد قطعنامه ی تصویبی بر علیه ایران؛ نه 6 قطعنامه، بلکه 7 قطعنامه است؛ و متاسفانه رئیس دولت یازدهم، قطعنامه 2224 را که اتفاقا در سال 2015 بر علیه ایران به تصویب رسیده؛ محاسبه نکرده. لذا جای سوال هست؛ چرا دکتر روحانی قطعنامه ای که در زمان ریاست جمهوری خود بر علیه ایران، به تصویب رسیده است را نادیده می گیرد؟

علاوه بر مسایلی که در بخش اول به آن اشاره شد؛ ذیل بند 41 منشور ملل متحد؛ دو تصمیم کاملا متناقض هم اتخاذ می شود:

الف- لغو کامل هر 7 قطعنامه.

ب- بازگشت! اتوماتیک هر 7 قطعنامه. (سیستم ماشه)

بند 8 پاراگراف های اجرایی؛ تصریح می دارد 10 سال پس از روز پذیرش برجام، این قطعنامه و هر 7 قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل کن لم یکن شده و شورا از رسیدگی مسئله هسته ای ایران دست بر می دارد و گزینه ی عدم اشاعه از دستور کار شورا خارج می شود.

در واقع برداشت از بند 8 چنین است که، پرونده هسته ای ایران؛ تحت هر شرایطی پس از 10 سال شامل مرور زمان شده و تاریخ انقضای آن فرا می رسد. لکن این تمام ماجرا نیست؛ زیرا صراحت بند 8 را، نه تنها بند نهم خدشه دار، بلکه از اساس منتفی می کند.

بند 9 پاراگراف اجرایی را می توان یکی از خطرناک ترین بندهای قطعنامه دانست. این بند تصریح می کند؛ اگر ظرف 30 روز از تذکر یکی از 6 کشور 5+1 و اتحادیه اروپا؛ ایران بر ادامه امری، که آن کشور تخلف محسوب کرده، اصرار ورزد؛ می بایست:

الف- باید ادامه لغو مصرح در تبصره a بند 7؛ مجددا به رای شورای امنیت گذاشته شود. (خروج ایران از ذیل بند 41 منشور ملل متحد. -به بخش اول مقاله مراجعه فرمایید-)

ب- یک پیشنویس قطعنامه جدید، تقدیم شورای امنیت شود. اگر چنین پیشنویسی تقدیم شورا نشود؛ و یا اگر پیشنویس در شورا رای نیاورد؛ تمامی 7 قطعنامه -علی رغم لغو شدن- دوباره احیا می شود. (قطعنامه های شماره‌ 1696 صادره در سال 2006، 1737صادره در سال 2006، 1747 صادره در سال 2007، 1803 صادره در سال 2008، 1835صادره در سال 2008 و 1929 صادره در سال 2010 و 2224 صادره در سال 2015)

ج- بند 9 تصریح می کند؛ در این صورت بند 8 نیز بی اثر می شود. (منظور لغو تحریم ها پس از 10 سال است)

عمق فاجعه زمانی مشخص خواهد شد که یادآور شویم، ایران قلب راکتور اراک را خارج و نابود کرده؛ پروتکل الحاقی و کد اصلاحی 3.1 را پذیرفته است؛ بیش از 13 هزار سانتریفیوژ خود را حذف و زیر ساخت های آن را از بین برده؛ بیش از 9 هزار کیلو گرم، با ارزش ترین سرمایه خود، یعنی ذخایر غنی شده 5 درصد را به خارج از ایران منتقل کرده؛ موجودی چندین تن آب سنگین خود را در بازار جهانی فروخته و اجازه تولید ندارد؛ فردو را از سایتی هسته ای به موزه تبدیل نموده؛ تحقیق و توسعه را در حد کاریکاتور کوچک و بی استفاده کرده؛ آژانس یا همان جاسوسان رژیم غاصب صهیونیستی و امریکا را، بر اساس بازرسی هر زمان و هر مکان از تمام سَر و سِر هسته ای خود، بلکه اسرار نظامی مطلع نموده؛ بر اساس این پیشنویس، همه ی قطعنامه های قبلی را که غیر قانونی می دانسته، به رسمیت شناخته؛ و بر مبنا این پیشنویس، محدودیت های جدیدی همانند ساخت و آزمایش موشک های بالستیک را پذیرفته است؛ و ... ؛ همچنین به این موارد می بایست تعهدات اجرا شده در توافق ژنو را نیز افزود: دیگر اورانیوم 20 درصد غنی نمی کند؛ 200 کیلو گرم اورانیوم غنی شده ی 20 درصدی خود را نابود کرده؛ بیش از 4 هزار کیلو گرم اورانیوم قابل غنی شده تا 10 درصد خویش (Tail) را نابود کرده؛ هیچ سانتریفیوژی تولید نمی کند؛ و خلاصه صنعت هسته ای اش بطور کامل نابود شده و دانشمندان آن به سبب نبود زمینه کار، تغییر شغل داده و یا از کشور خارج شده اند؛

... و تازه تحریم ها و قطعنامه های سازمان ملل؛ یعنی آنچه فلسفه وجودی مذاکره بوده؛ مجددا احیا شده است. برگشتی که با هر بهانه ی واهی امکانپذیر است.

رهبر فرزانه انقلاب در جوار حرم رضوی خط قرمز "نپذیرفتن تعهدات برگشت ناپذیر" را برای هیئت مذاکره کننده ترسیم نمودند. لکن تیم هسته ای، خود را ملزم به رعایت آن نکرد، و با عبور از خط قرمز، امکان نفوذ و تعدی دشمن را فراهم نمود. رهبری طی روز اول فروردین امسال فرمودند:

اگر چنانچه طرف مقابل میتواند به هر بهانه‌ ای باز هم تحریم ها را علیه ملّت ایران برقرار کند، هیچ وجهی ندارد که هیئت مذاکره ‌کننده ‌ی ما بپذیرد و کاری انجام بدهد که برگشت‌ ناپذیر است؛ به‌ هیچ ‌وجه.

اما جلوه دیگری از ژرف اندیشی رهبر انقلاب را، می توان در اعتماد به مذاکره کنندگان ایرانی؛ و عدم اعتماد به دشمن دید. ایشان در بهمن ماه 1393 طی دیدار با اعضای مجلس خبرگان فرمودند:

با اینکه این دوستان و این برادران، برادران خوبی هستند، برادران امینی هستند و میدانیم که دارند برای صلاح کشور تلاش میکنند، در عین ‌حال من نگرانم؛ چون طرف مقابل، طرف حیله ‌گری است. اهل خدعه است، اهل خنجر از پشت زدن است؛  ما نباید این ‌جور تصوّر بکنیم که حالا اینها چون مثلاً بمب اتم دارند یا وسایل نظامی قدرتمندی دارند، بنابراین احتیاجی ندارند به اینکه دست به حیله و خدعه بزنند؛ نه، اتّفاقاً احتیاجشان هم زیاد است و عمل هم میکنند و واقعاً خدعه‌ گری میکنند؛ این ما را نگران میکند. باید مراقب شگردهای دشمن باشیم.

بر همین اساس خدعه گری دشمن را در بند نهم و ترتیبات آن به وضوح می توان مشاهده کرد. در حقیقت روال عادی و متداول به کرسی نشاندن نظر یکی از اعضا، در شورای امنیت؛ ارایه پیشنویس و تصویب آن است. حال آنکه امریکایی ها در موضوع بازگشت اتوماتیک تحریم های ایران؛ دقیقا خلاف چنین جهتی عمل کرده اند. به مفهوم دیگر، از آنجا که امریکایی ها نگران وتوی قطعنامه خود توسط روسیه و چین در شورای امنیت می باشند؛ بجای ارایه پیشنویس قطعنامه تحریم مجدد ایران در صورت تخطی؛ دست به نیرنگ زده و موضوع را دقیقا برعکس کردند! یعنی اگر قطعنامه ای برای ادامه ی لغو تحریم ها در شورای امنیت صادر نشود؛ به صورت اتوماتیک هر 7 قطعنامه قبلی که ملغی شده، مجددا احیا می شود.

به این شکل نه تنها روسیه و چین قدرت اعمال نفوذ ندارند؛ بلکه قطعنامه های ضد ایرانی با اعمال کوچکترین بهانه از سوی دشمن، مجددا برقرار می شود.

حال جا دارد از تئورسین های دولت تدبیر سوال کرد:

چرا از عمل به نصایح پدرانه رهبری و آنچه ایشان در خشت خام می بینند؛ طفره می روند؟

چرا اصول و پایه ی مذاکره را بر مبنای "قول دشمن" و اعتماد به او گذاشته اند؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : پیشنویس، قطعنامه، شورای امنیت، لغو، بند 41، ماشه، بازگشت،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب