تبلیغات
دلنوشته های سربازی برای ولایت
 
درباره وبلاگ


رهبر فرزانه ی انقلاب: این جوانها را باید حفظ کرد، [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند.

مدیر وبلاگ : احمد.ش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه خبری تحلیلی «ایران هسته ای»
» تهیه و تنظیم:خادم الشهداء
دلنوشته های سربازی برای ولایت
تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 10 آبان 1395 :: نویسنده : احمد.ش

آنروز که دکتر سیمان -همان که با افتخار کلندریای (قلب) راکتور آب سنگین اراک و افتخار جوان ایرانی را با سیمان پر کرد- گفت: "سانتریفیوژ هم یک نوع آب میوه گیری است"! ؛ راستش را بخواهی به سلامت عقل وی شک کردم! آخر تفکیک ایزوتوپ های سبک از سنگین اورانیوم را چه دخلی است به آب میوه؟!

لکن این روزها به وضوح درک می کنم، مفهوم گرفتن آب میوه در فردو را! هرچند هنوز هم باید منتظر باشیم تا گلابی ها آقای رئیس جمهور ثمر دهد، لکن معمای گرفتن آب میوه برایم حل شد.

چه می شود فردا! وقتی درختان گلابی رئیس دولت غربگرا میوه دهد، تصور کنید: می توان 3000 آب میوه گیری IR1 در فردو راه انداخت؛ البته هنوز در تاملم، اگر این آب میوه گیری ها را طبق برجام بتوان ارتقاء داد، و آنها را با آب میوه گیری IR2m یا IR4 – IR5 – IR6 عوض کرد، آیا می توان گلابی مورد نیاز را برای آنها تهیه نمود؟

اگر هم بشود با توجه به بازدهی 24 برابری IR8، یقینا برای این نوع آب میوه گیری گلابی کم خواهیم آورد؛ مگر اینکه دکتر روحانی علاوه بر UCF اصفهان و نیروگاه آب سنگین اراک، در مرکز تحقیقات هسته ای دانشگاه تهران و نیروگاه دارخوین، حتی نیروگاه بوشهر نیز گلابی بکارد. شاید لازم باشد مرکز هوا فضا را نیز تبدیل به باغ گلابی کرد.

از اینها که بگذریم، مرکز آب میوه گیری نطنز را کجای دلم جا دهم؛ طفلکی امریکایی ها هِی می گفتند این همه مرکز غنی سازی میخواهید چه کنید؟ راست می گفتند! با وجود نطنز، حتی اگر کل ایران را هم گلابی بکاریم، نخواهیم توانست خوراک گلابیِ نطنز را تهیه کنیم.

اینجاست که با تمام وجود باید گفت: روحانی مچکریم! ما کودکان، ندانسته با طرح های عظیم شما مخالفت کردیم.

....

فکر نکنید وعده دکتر از جنسِ «بُزک نمیر بهار میاد» است، نه!؛ بگذار درختان باغ گلابی دکتر ثمر دهد؛ آن وقت رو سیاهی زغال بر صورت ما منتقدان خواهد ماند!

بگذار ...





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، گلابی، باغ، سانتریفیوژ، ثمر، روحانی، فردو،
لینک های مرتبط :


شنبه 8 آبان 1395 :: نویسنده : احمد.ش

بعید نیست چند روز آینده، نقطه عطفی باشد بر زوال تفکری که ضمن بزکِ شیطان، سعی داشت امریکا را به عنوان دوست معرفی و خیانت های صورت گرفته از سوی دشمن را، سوء تفاهم جا بزند.

... روزی که هیمنه پوشالی امریکا به واسطه عبور ملائکه ای در قامت علم الهدی ها از دیوار سفارت فرو ریخت؛ دیگر ایالات متحده، امریکا خطاب نشد؛ بلکه شیطان بزرگ خوانده شد. هرچند طی چند سال اخیر، بودند مدعیان اعتدالی که آمال خویش را در برقراری رابطه با یانکی ها جستند؛ و تمام سعی را بر آن نهادند که شیطان را، کدخدا لقب دهند و کدخدا را جامعه جهانی معرفی کنند. اما به اذن خدا سیزدهم آبان امسال، باز هم طوفانی به پا خواهد شد؛ ولی اینبار، خاکستر مصنوعات دروغینِ برجام شان را، بر باد می دهد.

با توجه به اثبات بدعهدی امریکا؛ ان شاءالله لانه جاسوسی مجددا تسخیر و لیبرال های مرتبط، طعم تلخ تحقیر را خواهند چشید. مدعیانی که نه تنها تجربه گرانقیمت سالهای 82-84 را آویزه گوش نساختند، بلکه تمام سعی خویش را بر عبور از خطوط قرمز، تابو شکنی و بزک دشمن قرار دادند.

روزهای پر حادثه ای در پیش است؛ و ما منتظر نهیب مولا.



نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : 13 آبان، استکبار ستیزی، برجام، زوال، نهیب، مولا، رهبری،
لینک های مرتبط :


سفر رئیس دولت یازدهم به استان اراک، با سخنان دوپینگ شده ی شاذ و توهین مضاعف وی به منتقدان همراه شد:

"کارخانه‌ها یکی پس از دیگری از رکود خارج می‌شوند"!

"درب باغ به روی مردم باز شده است، امروز عده‌ای کودک به درب باغ آمده و می‌گویند، سیب و گلابی کجاست که می‌خواهیم میل کنیم ... اما برای به ثمر نشستن صبر لازم است!

آنهایی که فکر می‌کنند با حرف‌های نادرست می‌توانند ملت ایران را مأیوس کنند در خطا و اشتباه به سر می‌برند.

روابط بانکی ما با دنیا برقرار شده،

انسان دروغگو و فحاش و یاس پراکن هرگز یک انقلابی نیست و آنهایی که از یأس سخن می‌گویند با انقلاب اسلامی ایران رابطه‌ای ندارند."

"شورای نگهبان طبق احکام اولیه با تمام توافقنامه‌ها و قراردادها با کشورهای خارجی مخالف است [!] اما آیا در دنیای امروز می‌توان اینگونه حرکت کرد؟

پذیرش قطعنامه 598 متکی بر اصول، اعتدال و حفظ منافع و مصالح ملی بود وامام(ره) با وجود سختی این کار ،مصالح ملی را ترجیح داد،

امام آمد تا به ما درس اخلاق بدهد و انقلاب کرد تا مسلمان زندگی کنیم و دروغ، تهمت و سیاه‌نمایی از جامعه رخت بربندد.

باید با یک روش با دشمنان برخورد می‌کردیم [!]، یا آنان را تسلیم خودمان می‌کردیم یا خودمان تسلیم آنها می‌شدیم، قبل از برجام این ما بودیم که تسلیم آنها شده بودیم هرچند شعار می‌دادیم."

علی رغمی که دکتر چنین سخنانی را در لفافه ی خوش آب و رنگ وحدت و پرهیز از دشمنی داخلی بیان داشته؛ لکن عملکرد وی، یکپارچگی ملت را نشانه رفته و در پی دوقطبی سازی جامعه است. رئیس دولت و فوج افسران امنیتی و اطلاعاتی چپی و راستی اطراف او، که متخصصین متبحر جنگ روانی هستند؛ به خوبی می دانند، تنها راه پیروزی بر رقیبان انتخاباتی، دو قطبی کردن جامعه است؛ از اینرو سعی دارد جامعه را به سوی پرخاشگری سوق، و کسانی را که حریف خویش می پندارد، مجبور نماید با همان ادبیاتی که خود سخن می راند؛ پاسخش را دهند؛ و سپس بر اساس ضرب المثل معروف؛ عملکرد مخاطب را بر سر دست گرفته، تبدیل به پیراهن عثمان کند؛ تا از آب گل آلوده ماهی بگیرد.

لذا بر همه ی ولایتمداران واجب است، با حفظ خونسردی به افشاگری بر علیه خط فکری منحط غرب در کشور ادامه دهند.

امروز بنا بر نص صریح رهبر فرزانه انقلاب؛ پرهیز از دو قطبی سازیِ جامعه، اوجب واجبات است؛ پس با حفظ ثبات، می بایست مردم را نسبت به خطر نفوذ کدخدا پرستان آگاه کرد.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : دو قطبی، روحانی، برجام، دو قطبی سازی، انتخابات، اراک، تحریم،
لینک های مرتبط :


شنبه 27 شهریور 1395 :: نویسنده : احمد.ش

چرا مدعیان تدبیر و در یک کلام، اصلاحات؛ برای اجرای اهداف و تحقق «نفوذ» دشمن، تنها از ابزار دروغ بهره می برند؟ آیا با وجود وعده های کذبی که برای اجرای برجام و ارتباطش با آب خوردن بیان کردند، برجام توانست تحریم های پیش رو را لغو کند؟

آنچه در پی می آید، دلایلی بر واقعی نبودنِ وعده اصلاح طلبان ذیل FATF است.

1- از سال 2008-2009 (1387-1388) ایران در لیست تحریم FATF قرار گرفت؛ لیکن تا سال 2011-2012 (1390-1391) یعنی شروع تحریم های هدفمند، بدون هیچ مشکلی تبادل بانکی را انجام می داد. پس می توان نتیجه گرفت FATF عامل اصلی برای تحریم ایران نبوده.

2- از بیانیه FATF که منجر به تعلیق تحریم های ایران برای مدت یک سال شد -تعلیق یکساله نام ایران از لیست سیاه کشورهای دارای ریسک بالای پولشویی و حمایت از تروریسم-, 3 ماه گذشته است.

سئوال: آیا در این سه ماه، امکان تبادل بانکیِ آسان و یا حداقل تسهیل تبادل برای ایران فراهم شده؟ خیر.

پس FATF عامل اصلی و تاثیر گذار در حذف تحریم های ایران نیست.

3- موضوع ارتباط بانکی ایران از زمانی دچار مشکل شد که امریکا «تبادل دلار» را برای ایران غیر مجاز دانست و بانکهای دنیا را به این بهانه مجازات کرد.

سئوال: آیا FATF تحریم دلار را لغو می کند؟ خیر. پس می توان نتیجه گرفت FATF راه حل اصلی برای لغو تحریم ایران نیست.

4- تحریم های یکجانبه امریکا نیز پایه اصلی دیگری برای حصر اقتصادی ایران است. 180 فرد و نهاد و شرکت هنوز هم در تحریم امریکا هستند و برجام و قطعنامه 2231 که دولت آنها را افتخار آفرین می داند، علی رغم شعارهای پر طمطراق «لغو همه ی تحریم های هسته ای، بانکی، مالی و حتی غیر هسته ای، منجمله نظامی» نتوانست آنها را لغو و یا حتی تعلیق کند. این تحریمها به صراحت گریبان ایران را طی برجام و قطعنامه 2231 گرفته است و عاملی اصلی برای ترس بانکها در معامله با ایران است.

سئوال: آیا FATF می تواند تحریم های امریکا، تحریمهای ذیل قطعنامه 2231 و برجام را حذف کند؟ خیر. این موضع در ید قدرت کارگروه اقدام مالی نیست.

سئوال اصلی:

پس چطور FATF می تواند تحریم های ایران را لغو کند؟

آیا FATF مکمل تحریمهای امریکا، قطعنامه های 2231 و برجام نیست؛ آیا FATF تحریم ها را هدفمند نکرده و قوه مجریه ایران را به ابزاری برای اجرای منویات شبکه جهانی صهیونیست در داخل کشور بدل نمی کند؟

وقتی FATF نمی تواند تحریم ها را لغو کند، دلیل اصرار دولت برای قبول و اجرای آن چیست؟

آیا انسانهای هوشمند نباید برای این «حداقل» ها، به نیت بانیان FATF در داخل کشور شک کنند؟

و آیا FATF مکملی برای اجرای دقیقتر نیات امریکا به منظور هدف گرفتن ابزار های امنیت ایران، منجمله محور مقاومت نیست؟

 

خبر مرتبط



نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : FATF، کارگروه اقدام مالی، دلار، تحریم، امریکا، نفوذ، دروغ،
لینک های مرتبط :


صفحه نخست سایت آقا


مداقه در رفتارِ حکیم انقلاب، درسی است دائمی؛

بودن و نبودنش؛ سخن گفتن و نگفتنش؛ خندیدن و نخندیدنش و خلاصه، همه سکناتش؛ با فکر است، و نه مانند برخی مدعیان، از روی هوا و هوس!

عید قربان است و طبق روال، مسئولین نظام باید به دیدارش می شتافتند؛

لکن هیچ کس را به حضور نپذیرفت!

هنوز تیتر یک سایت آقا؛ حکایت از دیدار خانواده شهدای منا دارد.

 ....

عید سال قبل و امسال را؛ شجره ملعونه آل سعود، عزا کرد.

لکن برخی ...

با وجود تکلیف، تنها سخن از پیگیری فاجعه بر زبان می رانند،

و اوج شکوه شان؛

زانو زدن مقابل شاه کویت است.

....

بهانه را خدا ساخته برای چنین کسانی.

"حمله به سفارت؛ پیگیری های ما را عقیم گذارد"!

نمی گویند:

از اساس عقیم اند، این جماعت!

ای کاش می توانستند،

کمی درس آزادگی بیاموزند؛

جماعت حرّاف,

از این رهبر آزاده.





نوع مطلب : سیاست روز، 
برچسب ها : منا، رهبر، دیدار، مسئولین، نظام، عید، قربان،
لینک های مرتبط :


بیش از چند سال است که بنا بر تصمیم FATF یا همان سازمان بین‏‌المللی برای مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم؛ نام ایران در کنار دو کشور میانمار و کره شمالی به عنوان سه کشوری که دارای ریسک بالای پولشویی و تامین مالی تروریسم هستند، به جهان معرفی شده. این امر علاوه بر تحریم هسته ای، اهرمی مضاعف برای فشار بر ایران، در اختیار غرب قرار داد. هرچند طی برجام، تحریم های هسته ای بر روی کاغذ تعلیق شد؛ لیکن تحریم پولشویی و تامین مالی تروریسم به قوت خود باقی ماند. پس از اجرای برجام، دولت یازدهم که آرزوی حذف تحریم ها را بر باد رفته یافت؛ برای کاستن از فشار افکار داخلی تن به توافق های مقطعی با غرب داد، تا علاوه بر عقود برجام، تعهدات دوچندانی را به کشور تحمیل کند.

اما بیانیه دیروز کارگروه اقدام مالی، که نظراتش تاثیر زیادی بر روابط موسسات مالی خارجی با کشورها دارد؛ پرده از پروژه پنهانی با نام برنامه اقدام  برداشت. این کارگروه طی بیانیه ای اقدامات تنبهی ایران را برای دوازده ماه به حالت تعلیق درآورد.

در این بیانیه آمده: "کارگروه اقدام مالی از تصویب و تعهد سیاسی سطح بالای ایران به یک برنامه اقدام برای رفع کمبودهای مربوط به مبارزه با پولشویی و مقابله با حمایت از تروریسم و همچنین تصمیم ایران برای دریافت کمک‌ هزینه فنی برای اجرای این برنامه اقدام، استقبال می ‌کند. به همین جهت کارگروه اقدام مالی اقدامات تنبهی ایران را برای دوازده ماه به حالت تعلیق درآورده تا بر روند اجرای برنامه اقدام نظارت کند. در صورتی که در پایان این دوره، کارگروه اقدام مالی به این جمع‌ بندی برسد که ایران پیشرفت لازم را در اجرای برنامه اقدام نداشته، اقدامات تقابلی کارگروه اقدام مالی بار دیگر اعمال خواهند شد. اگر ایران در این دوره به تعهدات خود ذیل برنامه اقدام عمل کرده باشد، کارگروه اقدام مالی گام‌ های بعدی در این ارتباط را بررسی خواهد کرد."

هرچند جمله ی « تصویب و تعهد سیاسی سطح بالای ایران» را می توان با اغماض، به مصوبه سال گذشته مجلس شورای اسلامی در خصوص قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم نیز تعمیم داد؛ لکن به نظر میرسد جمله «برنامه اقدام¹»؛ نشاندهنده وجود توافق پنهانی جدید فی مابین دولت یازدهم و غرب است که در سفر های مکرر سیف و تیم های مالی و بانکی وزارت خارجه و بانک مرکزی طی چند ماه گذشته حاصل شده.

در صورت وجود چنین توافقی، قطعا راه دسترسی سرویس های اطلاعاتی بیگانه به سیستم مالی و بانکی ایران هموار شده -در کنار اهمال تهیه یکی از مهمترین برنامه زیر ساختی به شرکت امریکایی- و خطر لو رفتن شبکه مالی مقاومت با استفاده از دست اندازی استکبار به تراکنش های مالی سپاه پاسداران بطور اعم، و نیروی قدس سپاه بطور اخص بیش از پیش احساس می گردد.

در اینصورت دشمن صهیونیستی ضمن شناسایی ارتباطات مالی محور مقاومت، به راحتی قادر به کشف و ضربه زدن به پایگاه اجتماعی ایران در خارج از مرزهای جغرافیایی کشور خواهد شد.

 

¹ با وجود آنکه خبرگزاری ها به اشتباه، برنامه اقدام را با برنامه مشترک اقدام یا همان برجام اشتباه گرفتند؛ لیکن این دو مقوله از یکدیگر متفاوت بوده و ارتباطی با برجام ندارد.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : پولشویی، تروریسم، مبارزه، کارگروه، اقدام مالی، برنامه اقدام، برجام 2،
لینک های مرتبط :


ارزیابی راهبردی - وبلاگ دلنوشته های سربازی برای ولایت

مذاکرات هسته ای مستقیم با امریکا و نتایج اولیه حاصل از توافق ژنو که دولت یازدهم آن را پیروزی! می داند؛ امر را بر وزیر امور خارجه و تشکیلات تحت امرش مشتبه ساخت، که توان دخالت و مدیریت پرونده سوریه را نیز دارد. از اینرو ظریف در بهمن 92 طی مصاحبه ای با شبکه دوست و برادر! العربیه، جمله ای به زبان آورد؛ که علاوه بر آشکار کردن نیت واقعی؛ پرده از رازهای مگوی فراوانی برداشت:

خبرنگار العربیه: آیا از حزب الله می خواهید که نیروهای خود را از سوریه خارج کند؟ ظریف: "من از همه نیروهای خارجی می خواهم از سوریه خارج شوند" !!!

فارغ از دیگر جملات شاذ دکتر در مقاطع مختلف، کلمه آتش بس؛ -همانند تحمیل قطعنامه 598 به امام راحل در دفاع مقدس- کلید واژه ثابت و البته اصلی در همه ی نشست، کنفرانس و مصاحبه های وی طی 3 سال اخیر راجع به سوریه می باشد. هرچند صلح عبارتی زیبا است؛ لکن مفهوم آن بسته به شرایط محیطی تغییر می کند. به عبارتی قبول صلح در شرایطی که دشمن در موقعیت ضعف مطلق قرار گرفته و شکستش قطعی و نابودی آن عنقریب است، نه تنها مقبول نیست؛ بلکه مذموم شمرده می شود.

اما ضرر صلح پیشنهادی ظریف در سال گذشته و هم اکنون چیست؟

برای تشریح موضوع ذکر مثالی لازم به نظر می رسد. استفاده ورزشکاران از فرصت های مقطعی برای کسب روحیه و تغییر معادله، امری بدیهی است. حتی کودکان که اخبار ورزشی را دنبال می کند، به راهگشا بودن «تایم اوت» در لحظه های مخاطره آمیز بازی و هنگامه شکست تیم واقف هستند؛ و مکرراً مشاهده شده، استفاده از چند دقیقه استراحت و برنامه ریزی، حتی امکان تغییر نتیجه بازی و شکست محض تیم حریف را در پی دارد. لکن در هیچ جا دیده نشده که تیم پیروز در خواست تایم اوت کند!

تیر ماه سال 94 خبرگزاری ها خبر از حضور فرمانده سپاه قدس، حاج قاسم سلیمانی در مسکو دادند؛ هنوز اخبار مذکور تایید نشده بود که روسیه با حضور قوی هوایی و پشتیبانی زمینی؛ معادلات سوریه را به نفع محور مقاومت تغییر داد؛ آبان 94 در محور جنوبی حلب؛ شهرک های استراتژیک خان طومان و الحاضر یکی پس از دیگر آزاد شدند. بهمن ماه نیز پس از سلسله پیروزی های متعدد مقاومت، در محور شمالی حلب، حصر نبل و الزهرا به عنوان دو نماد استقامت شیعی پس از 4 سال شکسته شد. خطوط جبهه تکفیری همچو دومینو، یکی پس از دیگری در حال فروپاشی بود که جامعه جهانی، ناباورانه دست های وزیر خارجه ایران را به نشانه «تایم اوت» بالا دید! در واقع آنچه عربستان، قطر، ترکیه ، امریکا و در یک کلام؛ پشتیبانان تکفیری برای نجات معارضان سوری سعی در اجرای آن داشتند را؛ ظریف از درون جبهه مقاومت عملی کرد!

وزیر خارجه ایران واسطه ای فعال برای آغاز آتش بس و مقدمه ای برای خروج بهت آور و ناگهانی روسیه از سوریه شد. 16 اسفند 94 و در اوج پیروزی های جبهه مقاومت، آتش بس آغاز و 10 روز بعد روسیه بخش اعظم ارتش خود را از سوریه خارج کرد. فرصت ایجاد شده باعث شد تا سیل تجهیزات پیشرفته از سوی محور تکفیری بخصوص امریکا و ترکیه به سوی معارضان سوری روانه و نهایتا کمتر از دو ماه بعد؛ هجمه های سنگین به جبهه مقاومت آغاز شود.

هرچند جبهه النصره و داعش مشمول آتش بس نمی شدند؛ لکن اردیبهشت 95، النصره با استفاده از فرصت آتش بس، گروه های مختلف همانند احرار الشام، جیش السلام، فتح الاسلام و چندین گروه دیگر را متحد و با 3000 نیروی تازه نفس از بخشی که شامل آتش بس می شد -تحت تسلط النصره نبود-؛ خان طومان و اطراف آن را مورد هجوم قرار داد و نهایتا موفق شد؛ این شهرک راهبردی را به تسخیر خویش درآورد.

اطلاعیه رسمی سپاه پاسداران شهادت 15 ایرانی و مجروحیت 6 تن دیگر از مستشاران نظامی را تایید کرد. در این بین جمعی از نیروهای لشکر فاطمیون، حزب الله عراق و حزب الله لبنان نیز شهید، مجروح؛ و تعدادی از نیروی های خط مقاومت که گفته می شود مستشاران سپاه نیز جزو آنها بودند؛ اسیر تکفیری ها شدند.

متاسفانه سقوط خان طومان و شهادت، مجروحیت و اسارت تعدادی از بهترین فرزندان این خاک، نه تنها برای دکتر ظریف به عنوان نماد غربگرایی در ایران گران نیامد؛ بلکه همت خویش در راستای ادامه اهداف امریکا و محور تکفیری را مضاعف نمود؛ تا جایی که وزیر خارجه از آمادگی ایران برای انعطاف بیشتر! در ماجرای سوریه، با پایگاه خبری تحلیلی المانیتور سخن گفت؛ و متعاقب آن، برای خوش آمد امریکا و عربستان؛ و البته جامه عمل پوشاندن به توصیه لابی ایران - امریکا (نایاک) که تریتا پارسی ریاست آن را برعهده دارد؛ در اولین قدم نسبت به برکناری امیر عبداللهیان از معاونت عربی- افریقایی اقدام نمود.

حال باید از دکتر ظریف سوال کرد؛ آیا تجربه برجام و عمل نکردن امریکا به وعده های پوچ و توخالی اش طی توافق برجام؛ و عدم پایبندی به آتش بس در سوریه -حتی بمباران نیرو های ایرانی توسط هواپیماهای امریکا؛ که عامل اصلی شکسته شدن خط خان طومان بود- برای وی کفایت نمی کند؟

آیا خون بیشتری برای بیداری امثال دکتر ظریف لازم است؟

البته اگر چنین تفکری اساسا بیدار شدنی باشد!

 

پ.ن.پ: رهبر فرزانه انقلاب در تعریف نفوذ با چنین مضمونی آورده اند؛ نفوذ یعنی آنچه دشمن می خواهد را کسانی در داخل کشور و در سطح تصمیم سازی و تصمیم گیری، فکر کرده و عمل کنند!





نوع مطلب : سیاست روز، خارجی، 
برچسب ها : ظریف، سوریه، آتش بس، خان طومان، امریکا، بمباران، امیرعبداللهیان،
لینک های مرتبط :


رهبر فرزانه انقلاب طی دیدار رمضانیه با مسئولین؛ ضمن دستور به رئیس سازمان انرژی اتمی فرمودند: "این توقّعاتی را که آنها در زمینه ‌ی الیاف کربن که در سانتریفیوژها به کار میرود، یا توقّعاتی که در مورد اندازه ‌گیری آن سیصد کیلو دارند مطلقاً قبول نکنید، زیر بار نروید."

کمالوندی، دیپلماتی که سابقه 29 ساله حضور در وزارت خارجه دارد و با شروع کار دولت یازدهم، همراه صالحی به سازمان تماما تخصصی انرژی اتمی آمد؛ در تشریح بیانات رهبری آورد؛ امریکایی ها قصد دارند تفسیر خود از کلمه«Inventory»   «فهرست اقلام» را -که به دلیل گستردگی مفهوم، مورد پذیرش مذاکره کنندگان ایرانی برای درج در متن برجام قرار نگرفت را- به کلمه ی مورد توافق«Stockpile»   «محصول نهایی انباشت شده» تسری داده و این دو کلمه را هم معنی معرفی کنند.

فارغ از توصیه های سه سال اخیر ولی امر مسلمین به تیم مذاکره کننده در خصوص عقد قراردادِ غیر قابل تاویل و تفسیر، با دشمنِ بد عهد و بد ذاتی همچون امریکا؛ یکی از ایراد های بجای منتقدان؛ اعتراض به یگانه قرار دادن متن انگلیسی به عنوان مرجع اصلی و زبان توافق بود. به عبارتی بر خلاف عرف، در برجام زبان فارسی به عنوان زبان مادری مذاکره کنندگان ایرانی نادیده گرفته شد و دیپلمات های ایرانی با افتخار! زبان انگلیسی و تفسیر های ناشی از آن زبان را به عنوان یگانه مرجعِ توافقی به اهمیت و وسعت برجام در نظر گرفتند. ضمن آنکه حاضر نشدند تفسیری از کلمات کلیدی که احتمالا در آینده مورد مناقشه قرار خواهد گرفت را ارایه دهند. امری که از بدیهیات حقوق و توافقات بین المللی است.

متاسفانه ریشه چنین امری را می بایست در عدم تمکین از خِرد جمعی و نادیده انگاشتن توصیه منتقدان توسط دولت کدخدا محورِ دکتر روحانی جستجو کرد. هنوز دیر زمانی از افتخار تیم مذاکره کننده دکتر روحانی به اِشراف بر زبان انگلیسی و تحقیر منتقدان به بهانه ندانستن زبان بیگانه نمی گذرد؛ که عشق به غرب و زبان آنگلوساکسون، به عنوان یکی از اصلی ترین خُلل و فُرج؛ و زوایای پر ابهام برجام رخ نموده و زبان انگلیسیِ مورد توجه غربگرایان، عاملی جدید برای سوء استفاده دشمنی عنود قرار گرفته است.

 





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : الیاف کربن، 300 کیلو، زیاده خواهی، امریکا، برجام، صالحی، رهبری،
لینک های مرتبط :


شنبه 22 خرداد 1395 :: نویسنده : احمد.ش

حمید بعیدی نژاد که هر از گاهی همچو دیگر اعضا هیئت مذاکره کننده هسته ای؛ اقدام به برجام درمانی می کند؛ روز گذشته در صفحه تلگرام خود دست به تحریف تاریخ نیز زد!

وی بدون اشاره به دستور صریح رهبر فرزانه انقلاب در خصوص الزام دولت اصلاحات به شکستن پلمب مراکز هسته ای گفت: "در سال 1384 ... سه کشور اروپایی با ارائه پیش ‌نویس توافقی حاضر بودند به ایران در قبال دست کشیدن از انجام غنی سازی امتیازات مهم سیاسی، اقتصادی، تجاری و فناوری بدهند. در همان سال آقای دکتر روحانی در دوران پایانی مسئولیتشان به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی این موضع سه کشور را مردود و آن را اهانت به ملت ایران اعلام کردند. دولت وقت حتی قبل از انتقال قدرت به دولت جدید آقای احمدی نژاد تعلیق را شکست و انجام غنی سازی را از سر گرفت."

این درحالی است که رهبر حکیم انقلاب در تاریخ 10/03/1386 با اشاره به ادامه عقب نشینی دولت اصلاحات و خلف وعده تروئیکای اروپا، اشاره صریحی به دستور فک پلمب مراکز هسته ای دارند:

"اول گفتند موقت تعلیق کنید، گفتند تعلیق داوطلبانه بکنید؛ ... بعد هر وقت اسم از برداشتن تعلیق آمد، یک قرشمال بازی ای در سطح دنیا درست کردند ... آخرش هم گفتند: این تعلیق موقت کافی نیست؛ اصلاً باید بکلی بساط اتمی را جمع کنید ... .

من همان وقت هم در جلسه ‌ی مسئولین - که از تلویزیون پخش شد - گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه‌ ی پی درپی ادامه بدهند، بنده خودم وارد میدان میشوم؛ همین کار را هم کردم. بنده گفتم که بایستی این روند عقب‌ نشینی متوقف شود و تبدیل بشود به روند پیشروی، و اولین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیرد که این عقب‌ نشینی در آن دولت انجام گرفته بود؛ و همین کار هم شد."

فارغ از دیگر مطالب شاذ بعیدی نژاد در صفحه یاد شده؛ باید از وی سوال کرد؛ آیا عقب نشینی های فراوان برجام؛ که آن را تبدیل به خسارت محض نموده، ارزش تحریف تاریخ و خدشه وارد کردن به سخنان رهبری را دارد؟

و آیا تحریف آشکار سخنان رهبری را نمی توان نمونه ای رقیق شده از تحریف تاریخ توسط BBC و ادعای مذاکره پنهانی امام خوبی ها با امریکا دانست؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : بعیدی نژاد، تحریف، تاریخ، تلگرام، امام، رهبری، BBC،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 2 خرداد 1395 :: نویسنده : احمد.ش

حمید بعیدی نژاد، رئیس هیئت کارشناسی ایران در برجام؛ طی اظهاراتی شگفت آور، که نشان دهنده ورود برجامیون به فاز جدیدی از دروغ پردازی است، گفت: "انتقال مبلغ معادل 750 میلیون دلار به یورو از قسط اول از پرداخت بدهی شرکت ‌های هندی به حساب بانک مرکزی ایران در ترکیه، نشان داد که محدودیت‌ های انتقال بانکی مبالغ بالا و همچنین تبدیل آن مبالغ از ارزهایی مانند روپیه به یورو از میان برداشته شده است."

این درحالی است که تحریم دلاری ایران و معادل سازی و تبدیل  آن به ارزهای دیگر، همچنان به قوت خود باقی است. اما سوال مطرح اینست که اگر محدودیت مذکور همچنان باقی است، انتقال معادل 750 میلیون دلار بدهی هند چگونه انجام شده و 5.6 میلیارد دلار مابقی آن در چه قالبی تسویه خواهد شد؟

از آنجا که دولت دکتر روحانی به دلیل عدم تحقق وعده های پوچ برجام تحت فشار زیادی است، لذا به منظور موفق جلوه دادن توافق مذکور، و کم کردن فشارها؛ رو به حربه ای آورده که نه تنها حل معضل بانکی نیست، بلکه می توان نام پیچیده تر کردن بیش از پیش کلاف سر در گم تحریم را بر آن گذاشت. تیم مذاکره کننده در نشست های متعدد اخیر با کدخدایش به این جمعبندی رسیده که هر بار و به صورت موردی برای تبدیل دلار و جابجایی آن، از امریکایی ها مجوزی دریافت نماید. که در اولین قدم اجازه تسویه بدهی هند از این طریق، برای دولت روحانی صادر شده.

لذا نه تنها گشایشی در برابر حجم عظیم و غیر قابل تصور تعهدات ایران، و در یک کلام نابودی صنعت هسته ای ایران صورت نگرفته؛ بلکه دولت یازدهم مهر تاییدی به عدم پایبندی امریکا به تعهدات خود ذیل برجام -بر طبق آنچه مذاکره کنندگان ارشد ایرانی قبل از اجرایی شدن برجام می گفتند- زده و نابکاری امریکایی ها را به رسمیت شناخته!

بر همین اساس ایران از این پس نه تنها امیدی به اجرای تعهدات طرف امریکایی نخواهد داشت، بلکه در هر مرحله با موجی فزاینده از درخواست های خارج از چارچوب امریکا نیز مواجه می گردد. با چنین شرایطی باید از خبره ترین دپیلماتهای تاریخ ایران و سرداران دیپلماسی! سوال کرد:

اگر ایران با وجود توافقی چنین خفت آور، نیازی مجددا به کسب مجوز برای تراکنش های بانکی داشت؛ چرا اساسا استارت توافقی بنام برجام زده شد؟

و آیا دولت عقب نشینیِ دکتر روحانی از ابتدا نمی توانست با توافقات مقطعی -چیزی شبیه به آنچه در بدهی هند اتفاق افتاد- مشکل اقتصاد را بطور موقت حل کرده و چرخ صنعت هسته ای را در کنار چرخ اقتصاد لنگ نکند؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، دروغ، معادل، دلار، یورو، هند، بدهی،
لینک های مرتبط :


جمعه 24 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : احمد.ش

عالم سیاست را می توان عالم سکوتِ پدرخوانده ها عنوان نمود. لذا تا زمانِ چرخیدن چرخ مراد بر صراط؛ نه تنها پدرخوانده اصراری بر نشان دادن خویش ندارد؛ بلکه تمام سعی را بر انحراف اذهان مردم نسبت صحنه گردانی خود قرار می دهد. لکن بطور کلی دو مقطعِ "صف شکنی و بحران"، از نادر مواردی است که می توان حضور و هدایت پدرخوانده را درک و لمس کرد.

هاشمی رفسنجانی را بطور قطع می توان پدرخوانده تدبیر و اصلاحات، که از یک آبشخور تغذیه می شود، دانست. هاشمی نیز بجز در موارد استثنایی، همانند دیگر پدرخوانده ها، از سکوت رادیویی نهایت بهره برداری را کرده. این سکوت در دوران اصلاحات به حدی رسید که مردم، هاشمی را دشمن شماره یک اصلاحات قلمداد؛ و رای به اصلاحاتی ها را مساوی با رای علیه رفسنجانی تصور کردند. لکن گذر زمان مشخص نمود؛ با وجود سرکشیِ طفل اصلاحات در قبال هاشمی؛ وی نه تنها پشت پرده ی حضور هشت ساله اصلاحات، بلکه صحنه ساز اصلی ایشان بوده. این صحنه سازی در فتنه 88 و البته دولت تدبیر چهره ای عیان تر به خود گرفت.

با این همه؛ از عید 95 به این سو، پیری که متاسفانه سیاستش ریشه در دیانت ندارد؛ در هر دو جبهه ی "خط شکنی و بحران" ورود پیدا کرده و اظهار فضل نموده.

اما چنین حضوری با کدامین انگیزه صورت می گیرد؟

هرچند قرار بود خط شکنیِ چهارم فروردین هاشمی -که جرقه ی آن با شعار پوچ و بی محتوای "دنیای فردا دنیای گفتمان هاست نه دنیای موشک ها" زده شد- روشنگر سخنان تحویل سالِ دکتر روحانی؛ یا همان برجام 2 – 3 باشد؛ و در واقع استارت کانالیزه شدن و نابودی صنعت دفاع موشکی ایران پس از هسته ای زده شود؛ لکن ورود به هنگام و طوفانی رهبر فرزانه انقلاب، عنان از کف غربگرایان ربود و رفسنجانی را در موضع انفعال و توجیه عمل ناشایست خویش داد.

با این وجود، اظهارات هاشمی طی چند روز اخیر؛ و تعریف و تمجید هایی که از جنس تعاریف شاذ دکتر حسن روحانی است، در کدامین پازل قابل ارزیابی می باشد؟

روز گذشته در چندمین مرحله ی دفاع هاشمی از برجام؛ وی خود زنی را به غایت رسانده و اظهار داشت: "اگر دولت لیست مشکلات حل ‌شده به واسطه برجام را منتشر کند، این افرادی که می ‌گویند برجام دستاوردی نداشته به واسطه این دروغ بزرگ نزد خانواده خود نیز شرمنده می ‌شوند."

هر چند خاضعانه امیدواریم، دولت غربگرای دکتر روحانی لیست دستاورد های نداشته ی برجام را منتشر کند، تا به قول حافظ "سیه روی شود هر که در او غش باشد"؛ لکن تنها دلیل به صحنه آمدن پدرخوانده در مقطع کنونی را می توان بحرانی بودن؛ و یا بطور دقیق، رو به موت بودن برجام عنوان کرد. اگر تا دیروز بر اساس تحلیل و محاسبات سیاسی، فرو ریختن دیوار کج برجام قابل ارزیابی بود؛ اما امروز به چشم خویش می توان آوار آن را دید.

به واقع، پدرخوانده در لحظاتی وارد گود شده؛ که مذاکرات اخیر سیف، ظریف و تیم هسته ای به سرانجام نرسیده و حتی کاریکاتور شکایت نزد بان کی مون با شکستی مفتضحانه مواجه گردید. امروز به وضوح می توان گفت؛ ضرب العجل های دولت تدبیر رو به پایان است، لکن امیدی بر بقای برجام نیست؛ و امریکا، با دست اندازی به 2 میلیارد دلار ایران ثابت کرد، بد عهد است و دیگر حتی شیخ حسن نیز قادر به ماله کشیِ ترک های دیوار برجام نخواهد بود. لذا پدرخوانده با تمام توان و البته ناشیانه به صحنه آمده، تا آخرین تیر ترکشِ غربگرایان باشد. و اگر پدرخوانده هم با دروغ، توان حفظ دیوار لرزان را پیدا نکند؟

آن هنگام، دیوار است و برجام و آور.

و تنی پیر، فرتوت و نحیف!





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، هاشمی، شرمنده، دستاورد، دروغ، شکست، پدرخوانده،
لینک های مرتبط :


تحلیل راهبردی - وبلاگ دلنوشته های سربازی برای ولایت


دکتر ظریف در نامه ای به دبیرکل سازمان ملل نسبت به توقیف 2 میلیارد دلار از دارایی های ایران توسط امریکا اعتراض و ضمن تشبیه عمل کدخدا! به راهزنی، از بان کی مون تقاضا کرده است تا با مساعی جمیله!، از امریکا بخواهد به تعهدات بین المللی اش پایبند باشد؛ نقض اصل بنیادی مصونیت دولت ها را متوقف کند و دارایی های مسدود شده ایران در امریکا را آزاد نماید.

لکن وزیر امور خارجه در ادامه درخواست از دبیرکل سازمان ملل به نکته مهمی اشاره می کند. وی می گوید: "و در اجرای تعهدات بین المللی خود و نیز در چارچوب تعهدات برجام سریعا مداخله در تعاملات مالی و تجاری ایران در خارج از امریکا را برای همیشه متوقف کند."

ابتدایی ترین موضوعات متواتر به ذهن از قرار ذیل است:

1- ظریف در سطحی بی سابقه به بدعهدی امریکایی ها اذعان و اعتراض کرده است.

2- ظریف سعی دارد تخلف امریکا از مفاد برجام را به سطحی بالاتر از مذاکرات داخلی 1+5 ارتقا دهد.

فارغ از اعتراف به خلف وعده کدخدا!؛ سوال اصلی این است که، چرا ظریف دست نیاز به سوی بان کی مون دراز کرده است؟ و آیا اساسا در متن شکایاتِ برجام، جایگاهی برای دبیر کل سازمان ملل در نظر گرفته شده؟

با مرور بند 36 برجام -اولین بندِ ساز و کار رسیدگی به تخلفات- روند رسیدگی را بدین شرح خواهیم یافت:

الف- ارجاع تخلف به کمیسیون مشترک و فرصت 15 روزه به این کمیسیون.

ب- ارجاع موضوع به وزیران خارجه و یا بررسی در کمیسیون مشورتی که از 3 عضو شاکی، متشاکی و عضوی بی طرف تشکیل شده؛ این روند نیز 15 روز فرصت برای رسیدگی خواهد داشت.

ج- بررسی 5 روزه رای غیر الزام آورِ کمیسیون مشورتی در کمیسیون مشترک.

د- و اگر شاکی همچنان معتقد به عدم «پایبندی اساسی» طرف مقابل بود، دو حالت متصور است: د/1- موضوع مورد اختلاف را مبنای توقف کلی یا جزئی تعهداتش ذیل برجام قلمداد کند د/2- به شورای امنیت سازمان ملل ابلاغ کند که معتقد به عدم پایبندی اساسی است.

با وجود تاکید دولتمردان بر تحکیم برجام و حتی تعمیم سخنانی شاذی نظیر آفتاب تابان به توافقی -که تا کنون تنها شامل خسارت محض بوده- مداقه در اتفاقات اخیر، که به اسم رایزنی در ژنو و نیویورک توسط معاونان وزارت خارجه، دکتر ظریف و حتی رئیس کل بانک مرکزی صورت پذیرفت است؛ و به دنبال آن نامه وزیر خارجه «تحت پوششِ مصادره 2 میلیارد دلار ایران» به بان کی مون؛ مشخص می شود؛ معجونی بسیار تغلیظ شده از فرایند رسیدگی به تخلفات که در برجام پیشبینی شده، در حال وقوع است. به عبارتی ظریف و دیگر دولتمردان نه تنها برجام را فرجام یافته نمی پندارند؛ بلکه به منظور حل معضلاتِ برجامِ بد فرجام، رو به شکایت از آن آورده اند!

اما چرا دولت بنفش بجای پیگیری علنیِ بدعهدی امریکا و تنبیه! متخلّف، رو به شتر سواری دولا دولا آورده و در لفافه پیگیر نقض عهدِ جناب کدخدا شده؟!

به نظر میرسد دولت از دو موضوع به شدت واهمه دارد؛ اولین بحث مربوط به آوار شدن امید کاذب ایجاد شده پس از شروع مذاکرات مستقیم هسته ای با امریکا است. به واقع پس از شروع مذاکرات، نه تنها عایدی خاصی نصیب ملت نشد؛ بلکه مذاکره با شیطان بزرگ از جهات مختلفِ داخلی و خارجی صدمات بزرگ، بلکه جبران ناپذیری بر پیکره نظام اسلامی وارد کرد. در واقع تنها عایدی مذاکرات را می توان حاکم شدن آرامش روانیِ کاذب بر بازار؛ و به تبع آن رشد حباب گونه ی محورهایی نظیر بورس برشمرد.  لذا طبیعی است که با ایجاد رخنه و ترک در چنین دیوار دروغینی؛ دولت با موجی غیر قابل تصور و البته غیر قابل کنترل روبرو خواهد شد.

اما دومین و شاید اصلی ترین چالش پیش روی دولت؛ تبعاتِ ورودِ شکایت ایران، به مرحله ی بعد، یعنی بند 37 برجام است. این بند می گوید: متعاقب دریافت شکایت؛ شورای امنیت برای تداوم لغو تحریم ها، رای گیری کند و یا در صورت سکوت بیش از 30 روز؛ آنگاه تحریم های سابق به صورت خودکار مجددا اعمال خواهد شد.

از طرفی؛ همانطور که سابقاً مقامات غربیِ 1+5 گفته اند؛ در صورت رسیدن به این مرحله؛ یقینا غرب دارای حداقل 5 رای -شامل امریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا- خواهد بود. لذا شکست ایران پس از ورود به مرحله یادشده برای دیپلمات های خبره تدبیر و امید، روشن است و دولت شدیدا از ورود به چنین مرحله ای وحشت دارد. امری که متاسفانه دکتر روحانی با وجود تاکید موکد منتقدانِ برجام، بر آن وقعی ننهاده؛ بلکه ایشان را با زشت ترین واژه ها ملامت کرد.

حال باید دید آیا دولت می تواند کشور را از گردابی که بر اساس توافقی با نقاط ابهام و ضعف های ساختاری متعدد بنا شده؛ خارج کند، و یا کماکان می خواهد به عدم مراقبتِ لحظه به لحظه از توافق، ادامه داده و با نادیده گرفتن چندین باره خطوط قرمز، نقض عهد دشمن را ماله کشی کند.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : برجام، کمیسیون مشترک، پنهانی، شکایت، ظریف، نامه، بان کی مون،
لینک های مرتبط :


جهانگیری معاون اول، سیف رئیس کل بانک مرکزی و بعیدی نژاد از اعضای تیم مذاکره کننده دولت بنفش؛ متّفق القول، دولت سابق را به جهتِ خرید اوراق بهادار و سرمایه گذاری در امریکا؛ مقصرِ مصادره 2 میلیارد دلار دارایی های ایران توسط امریکا معرفی کردند!

اینکه اساسا سرمایه گذاری در مهد دشمنی با ایران صحیح است یا خیر؛ موضوع نوشتار پیش رو نیست؛ لکن می توان با طرح پرسش و پاسخی، ادعای سست بزک کنندگان امریکا را به چالش کشید.

فارغ از اینکه خرید اوراق بهادار در دولتهای نهم، دهم و یا حتی دولت اصلاحات صورت گرفته، باید از دولت کنونی سوال کرد؛ چرا امریکا نتوانست در زمان سرمایه گذاری و یا در طول مدت حیات دولت سابق، اقدام به عربده کشی و دزدی 2 میلیارد دلار ایران کند؟ پاسخ آنست که امریکا شرایط را برای انجام این راهزنی مساعد نمی دید. در واقع امریکا طی دولت نهم و دهم به این قطعیت رسیده بود؛ که بر اساس قانون عمل و عکس العمل، اولین بازخورد مصادره اموال ایران را در بحث هسته ای دریافت می کند. بطور مثال تعداد سانتریفیوژ های ایران از 20,000 به 30 و یا 40,000 افزایش پیدا می کرد و یا درصد غنی سازی از 20 به 60 درصد می رسید؛ لذا منطقا امریکایی ها تصور انجام چنین خطایی را از ذهن دور می ساختند!

اما امروز و با وجود حذف صنعت هسته ای؛ آیا چنین پاسخی به قوت خود باقی است؟

قطعا خیر! رفتار دولتمردان یازدهم برای امریکا مسجل ساخته است، هم اکنون دولت ایران علاوه بر انهدام زیر ساخت هسته ای، قایل به حفظ برجام به هر قیمتی می باشد -حتی چشم پوشی از تمامِ بدعهدی های کدخدا!-؛ لذا می تواند با خیالی آسوده؛ نه تنها ایران را در ابعاد مختلف تحت فشارِ تحریم جدید قرار دهد و یا به تعهدات ذیل برجام پای بند نماند؛ بلکه بر خلاف تمامی معاهدات بین الملل، قوانین قضایی داخلی خود را بر علیه ایران بکار گرفته و از قِبل آن حداکثر ضربه را به ایران اسلامی وارد کند.

با این وجود جای سوال از دولت بنفش هست؛ چرا کوتاهی و اعتماد بیجا به دشمن را؛ که مسبب اصلی مصادره 2 میلیارد دلار دارایی ایران است، به  گردن دولت قبل می اندازد؟

 


پ.ن.پ 1: اگر برادر اول برای پدر خانواده، خودرویی خریداری کند و پس از مدتی، برادر دوم بعلت دست فرمان بد، با خودروی مذکور تصادف کند؛ آیا می توان برادر اول را به جهت خرید خودرو مقصر دانست؟

پ.ن.پ 2: اگر فرض را بر قبول نظر دولتمردان یازدهم بگذاریم و مقصر مصادره 2 میلیارد دلار ایران دولت قبل باشد؛ مقصر مصادره برج علوی در نیویورک کیست؟ دولت سرنگون شده ی شاهنشاهی ایران و یا ....

پ.ن.پ 3: مگر آقای ظریف پس از اجرای برجام و سفر دکتر روحانی  به فرانسه و ایتالیا نگفت؛ "باید برجام به واقعیتی برگشت ناپذیر تبدیل شود"؟ به عبارتی آنچنان اروپایی ها را با توافق های میلیاردی نمک گیر کنیم، که برای آنان نقض برجام مساوی با ضرر محض باشد؟! حال چگونه دولت غربگرا، معترض خرید اوراق در امریکا شده و آن را عملی ناپسند تلقی می کند؟ مگر با انجام چنین عملی امریکا نمک گیر نمی شد؟





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : مصادره، 2 میلیارد دلار، امریکا، جهانگیری، سیف، بعیدی نژاد، مقصر،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : احمد.ش

از گیر کردن زورکیِ پای دولتمردان یازدهم، لای درِ مذاکراتِ غیر قانونی با مقامات امریکا هم که بگذری؛ وقتی همه از هیچ بودن برجام و خسارات محض آن سخن می رانند؛ کمال وقاحت لازم است؛ که با وجود یدک کشیدنِ جوکِ «راستگویان»! چشم در چشم ملت بدوزی و به دروغ، از گشایشِ سه ماهه پسا برجام سخن گویی!

سنگ پای قزوین را هم حدی است!

امید داشتیم با رویت عبور امریکا از پل مذاکرات و خندیدن به ریش حضرات!؛ سر ایشان به سنگ بخورد؛ لکن غرب گرایان متحجّر، همچون سالهای 82-84 قصد ادامه ی مسیر تا انتها را دارند.

ایراد نیست؛ ما که بر مبنای تکلیف، نزدیک به 3 سال را صبر پیشه کرده و نابودی ثمره خون شهدای هسته ای را نظاره کردیم؛ مابقی را نیز بر اساسِ صبر علی؛ پیش برده و منتظر اذن بازسازی خواهیم ایستاد؛ اما لازم است به شیخ حسن غرب گرا یادآور شد؛ سخنانِ اندر رویا، برای ملت نان نمی شود! و اگر مسیر اشتباه خویش را بر همین منوال ادامه دهد؛ بیم تحقق استراتژی دشمن و تکرار حوادثی نظیر ناآرامی های مدنی طی دوره سازندگی؛ -البته در ابعادی به مراتب وسیعتر- دور از انتظار نیست.

استراتژیی که با گرایِ حصر اقتصادیِ ناجوانمردانه توسط عوامل داخلی به دشمن، آغاز؛ و با شعار گزافِ گره زدنِ اقتصاد، به چرخش سانتریفیوژ، وارد فاز جدیدی شد. امری که نتیجه ی آن، نابودی صنعت هسته ای به دست خود ملت بود. و حالا که مردم سراب تکیه به یاری غرب را بر باد رفته می بیند؛ هیچ بعید نیست که امریکا با کشیدن صندلی از زیر پای دولت متوهمِ غربگرا، پرده آخر را کلید زده و ملتِ ناامید از امید را، مجبور به تقابل با نظام گرداند.

افسوس که شیخ فریدون، هنوز در خیال خام و کودکانه به سر می برد؛ خیالی که از توهم کمکِ امریکا به او و حزبش نشات گرفته و راه بی راه؛ مامورانی برای عرض ارادت و یادآوری ادامه ی حمایت نداشته ی امریکا؛ به محضر کدخدا! می فرستد. غافل از اینکه امریکا؛ نه عاشق چشم و ابروی آنهاست؛ و نه آنها را دوست خود می پندارد.

برای امریکا، فرقی میان اصولگرا و اصلاح طلب نیست. او همه ی ایرانیان را دشمن می پندارد؛ و تمام هم خویش را بر مبنای حذف اسلامیت از وجود ایرانیت، بکار بسته و خواهد بست.

فرصت اندک است و لگد دشمن؛ در انتظار متوهمان!

لکن شیخ ساده لوح، هنوز اندر نزول آیه ی تابان برجام!





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : روحانی، سمنان، سه ماهه، گشایش، پسا برجام، برجام، توهم،
لینک های مرتبط :


جمعه 20 فروردین 1395 :: نویسنده : احمد.ش

افتتاح سوله (یا همان سایت!) پسماند مواد هسته ای در روز ملی فناوری هسته ای، توسط رئیس جمهور!


هرچند بعد از روی کار آمدن دولت بنفش، بیستم فروردین به عنوان سالروز فن آوری هسته ای با سردی خاصی همراه بود؛ لکن شدت انجماد و یاس حاکم طی سال جاری، آنچنان ملموس است که علاوه بر تعلیق و توقف صنعت هسته ای در چارچوب برجام؛ شاهد کار شکنی دولت غربگرای یازدهم، در مسیر توفیقات هسته ای که طبق برجام، انجام آنها آزاد است نیز می باشیم.

فشار خزنده ای که با حذف نماد فن آوری هسته ای از روی اسکناس -بخوانید از پیش چشم و فکر ملت- در سالهای قبل آغاز، و با تلاش برای نابودی معدن سنگ اورانیوم ساغند یزد، به عنوان نماد غرور ملی، با تونل هایی به عمق 360 متر، وارد فاز جدیدی شد. مرحله ای که اینک می توان به عنوان خود کنترلی مد نظر غرب، در بخش هسته ای از آن یاد کرد. از اینرو است که اولویتهای اول سازمان انرژی اتمی بطور کامل از چرخه کاری آن مجموعه حذف؛ و کارکرد های دست چندم آن -که البته در جای خود قابل تقدیر است- در ردیف اقدامات درجه اول آن سازمان قرار گرفته؛ و دولت با تبلیغاتی شگرف! آنها را به عنوان برتری های بی نظیر، به خورد مردم می دهد.

اما بارزترین شاهد سردی سالروز هسته ای را می توان، عدم دیدار رئیس و کارکنان سازمان انرژی اتمی با رهبر حکیم انقلاب دانست. انجام نشدن این دیدار -تا لحظه نگارش-، و حتی با تاخیر صورت گرفتن آن، که مخالف سیره و روش سالهای قبل رهبری است، دارای مفاهیم خاصی می باشد.

لذا به زعم نگارنده، هرچند پوسته ای فریبنده از انرژی اتمی در کشور باقی مانده؛ لکن عدم انجام و یا، با تاخیر صورت گرفتنِ چنین دیدار مهمی را می توان، به مفهوم حذف عملی صنعت هسته ای از چرخه ی وجودیِ نظام برآورد کرد. حذفی، که با عبور از خطوط قرمز و نادیده انگاشتن الزامات اجرای برجام به منصه ظهور رسید و نهایتا مبدل به خسارتی محض شد.





نوع مطلب : هلوکاست هسته ای دولت شیخ حسن، سیاست روز، 
برچسب ها : هسته ای، روز، ملی، فنآوری، سرد، دیدار، رهبری،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب